» Publishers, Monetize your RSS feeds with FeedShow: More infos (Show/Hide Ads)
هاشمي رفسنجاني ازجمله شخصيت هائي است كه از آغاز جواني ويا به عبارت صحيح تر نوجواني با تكيه بر استعداد هاي دروني وآرمان گرائي فردي وهم به لحاظ سعادت برخورداري از تعاليم راد مردبزرگ تاريخ معاصرايران حضرت امام خميني (ره) ، زندگي به معني واقعي پربار وهدفمندي را پي ريزي وتوانست درتمامي سالهاي عمر خود وحتي اكنون كه دهه هفتادسالگي را تجربه ميكند ، موقعيت خود را دركانون تحولات سياسي واجتماعي كشور ، به عنوان يك عنصر دست اول ، نقش آفرين وتاثيرگذار تثبيت نمايد.
نظر به آگاهي عمومي همگان درمورد نقش هاشمي رفسنجاني در دوران مبارزه وپيروزي واستقرار نظام وبراي جلوگيري ازاطاله كلام از پرداختن به آنها ميگذرم وخيلي سريع وارد مسائل جاري مي شوم.
برداشت عمومي اين است كه تبليغات گسترده عليه جناب آقاي هاشمي رفسنجاني يا بستگان ايشان درسال 1388 ، اين سال را به سال نگراني هاي هاشمي تبديل كرده است ، حال آنكه برخلاف اين برداشت روح بلندهاشمي مانع از اين بوده وهست كه اينگونه مسائل ومشكلات پيش پا افتاده او را مضطرب ونگران كند.
بنظرمن هاشمي فرزندي مهم تر وعزيزتر از فرزندان خود دارد كه درسال 1388، آينده اين فرزند معنوي او را نگران ودل واپس كرده بود .
واقعيت اين است كه هاشمي دراين سالها واين ايام همانند ديگر سياستمداران ايران ومسئولان نظام جمهوري اسلامي ، نگران فرزند معنوي خود يعني «جمهوري اسلامي ايران » است.
او در اوج علاقه ودلبندي به جمهوري اسلامي وآينده ايران ونيز بدليل داشتن اطلاعات كافي وازآنجاكه اهل دقت ومطالعه وتفكردر موضوعات مختلف است ، به خوبي درك كرده وميكندكه برسراين جوان برومند وعزيز چه آمده است. اومي داند كه بي تدبيري ها چه برسر اوضاع اقتصادي واجتماعي كشورآورده است،
او به خوبي واقف است كه شكسته شدن حرمت ها ، نظام را دچار چه خساراتي ميكند، او با توجه وجود حس ميكندكه تندروي ها وافراط ها وچنگ دندان نشان دادن پاره اي از نهادهاي حاكميت چه برسر اعتماد عمومي آورده است .
اونمي تواند بنشيند ونظاره گر باشد كه باسندچشم انداز بيست ساله كشور كه تحقق آن از آرزوهاي ديرينه همه كارشناسان واهل فن كشور است چه آمده است؟ او سالها رنج برده تا سند توسعه ايران را كه با سرنوشت آينده جمهوري اسلامي گره خورده است را دردستور كارنظام قراردهد ، او دهها انگ وتهمت را بجان خريده است تا ايران را از دايره تنگ وبسته توزيع فقر برهاند، او همت خود را صرف كرده تا ايران را متناسب با شان تاريخي خودبسازد وبه دينا معرفي كند تا شايد درسايه آن ، مردم طعم شيرين رفاه وسربلندي را بچشند، و او وديگردلسوزان كشور دراين سال ها نظاره گر بودند كه دقيقاً درشرايطي كه همه نهادها و بخصوص نهاد مهم وتاثيرگذاري چون رهبري به يك جمع بندي واحدي براي توسعه ايران رسيده واسناد بالا دستي كه توسعه را حمايت ميكند، پس از بحث هاي كارشناسي ودلسوزانه درمجمع تشخيص به تاييد رهبري رسيده و به قواي سه گانه ابلاغ شده است ، به يك باره گروهي پا به عرصه سياست ومديريت ايران مظلوم گذاشته اند كه هيچكدام از آرمان هاي واقعي انقلاب ونظام دغدغه واقعي آنها نيست ، آري آنها همه چيز را براي خود ميخواهند وهمه چيز را براي خود هزينه ميكنند.
او مي بيندومي فهمد كه چگونه همه سرمايه هاي بزرگ وملي نظيرنهاد رهبري براي مسائل بي اهميت وافراد بي ارزش هزينه مي شود.
به نظرمن سال 1388 براي هاشمي وبراي همه دلسوزان واقعي كشور ومردم ونظام سال اوج نگراني بود.سالي كه مي توانست با تدابير مناسب تر ، سال استحكام وحدت جامعه وسال پيشرفت وتوسعه باشد ، آن چنان دچار فتنه و اختلاف خانمان سوز شدكه قابل وصف نيست.
انشاء الله كه با لطف خداوند ملت ايران بتواندخاطرات تلخ سال 1388 را از حافظه خود پاك وانشاء الله كه تلخي هاي سال 1388 تجربه اي براي اصلاح امور جامعه باشد.
مجله معتبر وسیاسی "فارن پالسی" و " موسسه تحقیقاتی اوراسیا" 10مرد تاثیر گذار بر آینده سیاست جهان را انتخاب کردند که به گزارش "روزنامه اقتصادی پول" درمیان این افراد،نام آیت الله اکبرهاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری وباراک اوباما نیزدیده می شود.به نوشته این نشریه معتبرسیاسی،انتظار میرود این چهرهها سیاست جهان را در سال آینده شکل بدهند چون اکثرآنها در ماههای آینده با چالشهایی بزرگ دست و پنجه نرم خواهند کرد.
۱- ون جیابائو» نخست وزیر چین همان کسی است که سعی کرد کشورش را در میانه بحران اقتصادی رهبری کند. حالا اما او کاری بسیار سخت را پیشروی خود میبیند و آن هم تغییر رویکرد چین از «تزریقمحرکهای مالی» به سمت «مقابله با تورم» است. در همین مرحله گذار، «ون جیابائو» باید یک مساله مهم و اساسی دیگر را نیز مدیریت کند: اینکه سرانجام چه رویکردی قرار است در مورد واحد پول چین در پیش گرفته شود. برخی سیاستهای دولت چین (مثل توزیع پول) در داخل این کشور با استقبال مواجه شدهاند، اما به نظر میآید که چالشهای بزرگی در آینده پیشروی «ون جیابائو» نخست وزیر و «هو جینتائو» رییسجمهور چین قرار داشته باشد و هزینههای سیاسی و اختلافات در میان گروههای مختلف هم به تبع آن بالا برود. در چنین شرایطی، رهبری سیاسی کشور واقعا سخت میشود و این در حالی است که چین در مسایل خارجی از جمله در مورد مناسبات خود با آمریکا هم شرایط سرنوشتسازی را پیشروی خود میبیند. از سوی دیگر، «ون جیابائو» و همکارانش برای تنظیم برنامه پنج ساله کشورشان و برنامهریزی اقتصادی تا سال 2015 میلادی هم نقش دارند. این برنامه درواقع نشان خواهد داد که پکن تا چه حد میتواند اقتصاد خود را در سالهای آتی متعادل کند.
2- باراک اوباما، رییسجمهور آمریــــکا ســـالی بـــسیار سرنوشتساز را پیشرو دارد. او سال 2010 میلادی را با کاهش محبوبیت عمومی خود، کسری بودجه شدید و افزایش نرخ بیکاری در آمریکا آغاز کرد. او در عین حال افق فعالیتهای حزب دموکرات آمریکا را نیز در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر چندان روشن نمیبیند. اوباما مسئولیت سنگین تعیین ضربالاجلها را در مورد مسایل حقوقی و قانونی زیادی به کنگره آمریکا واگذار کرده، اما ظاهرا کنگره علاقه چندانی به تحقق این اهداف اوباما نشان نمیدهد. رییسجمهور آمریکا سعی کرده تمرکز اصلی فعالیتهای خود را بر مسایل داخلی کشور از جمله برنامه خدمات درمانی و نیز قوانین مالی و پولی قرار بدهد، اما همین مسایل در کنگره آمریکا به آسانی حل و فصل و تصویب نشدهاند و به همین دلیل، اوباما راه دشواری را برای تحقق اهداف خود در این حوزهها پیشرو میبیند. مسایل بینالمللی از جمله مناسبات آمریکا با چین، خارج کردن نیروهای آمریکایی از عراق و تامین امنیت افغانستان هم به شدت دولت اوباما را در عرصه سیاست خارجی مشغول نگه داشته است. همچنان که انتخابات میاندورهای آمریکا هم نزدیک میشود اوباما باید انرژی خود را بر تقویت موضع لیبرالها در کشور متمرکز کند تا در انتخابات آتی ریاست جمهوری در سال 2012 میلادی بتواند برای بار دوم رییسجمهور آمریکا شود.
3- شاید اسم «ایچیرو اوزاوا» کمتر به گوش کسی خورده باشد، اما واقعیت این است که او میتواند ناجی حزب حاکم بر ژاپن- یعنی حزب دموکراتیک ژاپن- باشد. اگر او بتواند خود را از مشکلاتی که فعلا با آنها دست و پنجه نرم میکند خلاص کند و حزب دموکراتیک را در انتخابات مجلس اعلا در ماه ژوئیه به پیروزی برساند، به طور قطع نفوذ بسیار زیادی در دولت هم پیدا خواهد کرد. اوزاوا هیچ پستی در کابینه ژاپن ندارد، اما بانفوذترین سیاستمدار حزب دموکراتیک ژاپن و دبیر کل آن است و کنترل مسایل مالی، استراتژی انتخاباتی و پروسه تعیین کاندیدا در این حزب را به عهده دارد. اوزاوا از اینکه سیاست گذاری حزب را به دیگران واگذار کند ابایی ندارد اما همیشه در بن بستهایی که در این راستا به وجود میآید مستقیما دخالت میکند و تصمیماتی را که اهداف برنامهریزی شده قبلی را تامین نکنند، تغییر میدهد. او در حال حاضر دچار دردسر بزرگی شده و آن هم اتهاماتی است که در خصوص ارایه پول به چهرههای سیاسی علیه وی مطرح شده است. اگر او نتواند این اتهامات را از سر خود باز کند و مجبور به کنارهگیری از عرصه سیاسی شود، قطعا تبعات آن درعرصه انتخاباتی ژاپن و حزب خود او به شدت احساس خواهد شد. این در حالی است که موقعیت او به نتیجه انتخابات ماه ژوئیه هم بسیار بستگی دارد و میتواند سرنوشت حزب دموکراتیک ژاپن را نیز تعیین کند.
4-اگر پیشبینیها درست از آب در بیاید و حزب محافظهکار انگلیس در انتخابات پارلمانی این کشور در ماه می به پیروزی برسد، آنگاه رهبر این حزب -یعنی دیوید کامرون- نخست وزیر کشوری خواهد شد که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. واقعیت این است که انگلیس هنوز دارد برای غلبه بر رکود اقتصادی، مقابله با حباب بخش مسکن و مرتفع کردن بحران بخش مالی خود تلاشهای زیادی صورت میدهد. عملکرد حزب کارگر انگلیس در مواجهه با این مشکلات، انتقادهای زیادی را در داخل انگلیس به همراه داشته و مثلا افزایش کسری بودجه و نیز افزایش نرخ قروض نسبت به تولید ناخالص داخلی نگرانیهای زیادی را به وجود آورده است. برخی سیاستهای مالی نیز که در انگلیس در پیش گرفته شده، موقعیت لندن را به عنوان یک مرکز مهم مالی دنیا اندکی زیر سوال برده است. در چنین شرایطی اگر دیوید کامرون بر سر کار بیاید، با چالشهای مختلفی در عرصه مالی مواجه خواهد بود. اگر دولت او رویکردی محکم و منسجم را در این خصوص در پیش نگیرد، آنگاه نگرانیها در مورد چشمانداز آینده انگلیس به وضوح افزایش خواهد یافت و کامرون و حزب محافظهکار انگلیس در دردسر جدیدی خواهند افتاد.
5- این آخرین سال حضور لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا در کاخ ریاست جمهوری است و احتمالا خداحافظی او با قدرت کم سروصدا نخواهد بود. برزیل در حال یک احیای سریع اقتصادی است و از بحران مالی جهانی فاصله میگیرد. فراموش نکنیم مردم برزیل لولا و سیاستهای اقتصادیاش را - که نسبتا حامی بازار آزاد است - با موفقیت اقتصادی کشور مرتبط میدانند. در صحنه بینالمللی هم او از این کامیابی استفاده میکند تا برزیل بتواند نقش بزرگتری را در روند سیاستگذاریهای چندجانبه جهانی ایفا کند، مثل حضور موثر در G20 یا کنفرانسهای مقابله با گرمایش زمین، البته این رویکرد تهاجمی باعث آسیبپذیری لولا در صحنه بینالمللی میشود، مثلا غرب از رابطه گرم او با تهران راضی نخواهد بود. در صحنه داخلی هم لولا نقش بسیار مهمی را در شکل دادن به انتخابات ریاست جمهوری اکتبر بازی میکند. خیلیها در برزیل دوست دارند که سیاستهای فعلی ادامه پیدا کند و این یعنی تلاشهای لولا برای پیروزی دیلما روسف، رییس دفترش احتمالا نتیجه میدهد. اگر دیلما در انتخابات پیروز شود لولا نقش مهمی را در تشکیل دولت جدید ایفا خواهد کرد.
۶-آیتالله علیاکبر هاشمیرفسنجانی، رییسجمهور سابق ایران میتواند در شکل دادن به مسیر جمهوری اسلامی در سال 2010 نقشی کلیدی داشته باشد. از زمان انتخابات ریاست جمهوری، رفسنجانی کمتر جلب توجه کرده است - و بر اساس برخی گزارشها تلاش کرده تا در پشت پرده میانجیگری کند - اما به هر حال او هنوز قدرت زیادی در اختیار دارد. او رییس دو شورای تاثیرگذار در ساختار حکومتی ایران است و روابط قدرتمندی با گروههای مختلف جامعه دارد، از تجار کشور و مخالفان دولت گرفته تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. اگر حکومت به این نتیجه برسد که مذاکره با مخالفان دولت است که کشور را به آرامش میرساند، باید کسی را برای میانجیگری انتخاب کند. رفسنجانی در این میان یکی از معدود ایرانیانی است که - به خاطر نفوذ گستردهاش - میتواند با سران مخالفان دولت به توافق برسد و این به ثبات بیشتر کشور ختم میشود. (یکی از اولین گامها میتواند آزادی بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات باشد.) در این میان اگر رفسنجانی به طور جدی از مخالفان دولت حمایت کند آنها در سال 2010 قدرت بیشتری خواهند گرفت.
7- ژنرال اشفق کیانی، رییس ستاد ارتش پاکستان مهمترین مقام نظامی این کشور به حساب میآید و در سال آینده هم نقشی حیاتی در صحنه سیاسی و سیاستگذاریهای امنیتی بازی میکند. کیانی بر تلاشهای آمریکا برای مقابله با شورشیان در افغانستان تاثیری جدی خواهد گذاشت. با روند تضعیف دولت غیرنظامی و اختلاف نظرهای شدید سیاسی در کشور، کیانی آرامآرام کنترل سیاستهای خارجی، دفاعی و ضدتروریستی پاکستان را در دست خواهد گرفت. ایالات متحده دولت اسلامآباد را به شدت تحت فشار گذاشته تا هم گروههای شبهنظامی در مناطق مرزی قبیلهای پاکستان را سرکوب کند و هم کنترل مرزش با افغانستان را در دست بگیرد. اینکه ارتش پاکستان با چه جدیتی این دو ماموریت را انجام دهد به ژنرال کیانی بستگی دارد. در هر حال به نفع وجهه او و ارتش است که پاکستان بتواند کنترل مناطق مرزی قبیلهای را در دست بگیرد و خشونتهای مداوم شبهنظامیان را خاموش کند، البته کیانی در داخل پاکستان و از سوی گروههای سیاسی- مذهبی به شدت تحت فشار است. این گروهها مخالف عملیات جدی ارتش در مناطق قبیلهای هستند. اگر کیانی کوتاه بیاید تلاشهای آمریکا در افغانستان تضعیف خواهد شد.
8- دو سال پیش ولادیمیر پوتین به خاطر محدودیت قانونی نتوانست رییسجمهور شود، پس جای خود را به دیمیتری مدودف داد و به نخست وزیری روسیه قناعت کرد، اما او همچنان قدرتمندترین و محبوبترین چهره سیاسی کشور به حساب میآید. مدودف تمایلات نسبتا لیبرالی دارد و پوتین عموما سختگیرتر است، اما قرار نیست که میان این دو رهبر اختلاف نظر جدی به وجود بیاید و کرملین بیثبات شود. در طول ماههای گذشته روند احیای اقتصاد روسیه کند بود، اما با افزایش نسبی قیمت نفت و افزایش تقاضای داخلی، اقتصاد این کشور جانی دوباره میگیرد، پس موضوعات جدی بلندمدت مربوط به مسیر روسیه پس از بحران مورد توجه نخبگان و مردم عادی قرار گرفته است. در این میان پوتین میتواند برنامههای اصلاحی اخیرا اعلام شده مدودف را به جلو براند یا متوقف کند و هنوز معلوم نیست او به کدام سمت تمایل دارد. رفتارهای امسال پوتین مشخص خواهد کرد که او پس از پایان دوران ریاست جمهوری مدودف در سال 2012 میخواهد چه بکند. آیا او دوباره رییسجمهور خواهد شد یا نخست وزیری برایش کافی است؟ دیدگاههای سیاسی و اقتصادی پوتین همچنان آینده روسیه را شکل خواهد داد، پس غرب همچنان او را زیر نظر خواهد داشت.
9- مثل برج خلیفه 160 طبقهای شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان، رهبر ابوظبی و رییسجمهور امارات متحده عربی از بالا مراقب این کشور کوچک است. وقتی امیرنشین دوبی در اواخر سال 2009 به دردسر افتاد و دچار مشکلات جدی مالی شد، شیخ خلیفه بود که وارد عمل شد و ابوظبی پرداخت بدهیهای دوبی را برعهده گرفت. این روند باعث دگرگونی روابط این امیرنشینهای برادر شد. دوبی حالا امیرنشین نیازمند کوچکتر به حساب میآید پس شیخ خلیفه قدرتش را تحکیم میکند و بر روند سیاستگذاری امارات متحده عربی مسلط میشود. شیخ خلیفه رابطه خوبی با دولت ایالات متحده داشته و این رابطه را در این سال مهم حفظ خواهد کرد. امسال احتمالا تحریم علیه برنامه هسته ای ایران شدت خواهد گرفت و امارات احتمالا سیاستهایی را در این حوزه در پیش میگیرد که رضایت خاطر سران کاخ سفید را به همراه خواهد داشت. شیخ خلیفه به احتمال زیاد روابط تجاری ایران و دوبی را تضعیف خواهد کرد. ابوظبی، پایتخت سیاسی امارات متحده عربی احتمالا استفاده ایرانیها از بانکهای دوبی را محدود میکند. ایرانیها از دوبی به عنوان نقطه ترانزیت کالاهای ایرانی استفاده میکنند، شیخ خلیفه به درخواست آمریکا این روند را هم محدود خواهد کرد.
۱۰- اولی رن» در حالی کمیسیونر امور پولی و اقتصادی اتحادیه اروپا شده که قاره اروپا با مشکلات و فشارهای اقتصادی گوناگونی دست و پنجه نرم میکند. شاید مهمترین کاری که رن باید انجام دهد، تعیین سریع چارچوبی برای هماهنگکردن سیاستهای مالی میان کشورهای حوزه یورو باشد. اگر او بخواهد در این راه موفق شود، باید اعضای اتحادیه اروپا را با چربزبانی متقاعد به همکاری کند، انتظارهای بازار را متعادل کند و منافع و مضرات سیاستهای مختلف را به خوبی برآورد کند. او البته در برخی بحرانهای جدی -مثل بحران مالی یونان- قطعا باید انتقادات زیادی را نیز به جان بخرد و تبعات آن را نیز تحمل کند. یونان در واقع آزمایشی سنگین و سخت برای رن در آغاز راه کمیسیونری اروپاست، این در حالی است که رن تجربه چندانی در عرصه تخصصی اقتصادی ندارد و مثلا پیش از این کمیسیونر اروپا در عرصه افزایش شمار اعضای این اتحادیه بوده است. رن در آن پست توانست به خوبی از پس مسئولیت سیاسی گسترش مرزهای اتحادیه اروپا برآید و بین اعضای این اتحادیه، توافقی نسبی ایجاد کند. او همچنین در عرصه دیپلماسی داخلی اتحادیه اروپا نیز تجربه خوبی دارد اما پست فعلی رن خیلی سختتر از آن است که تصورش را میکرد.
افزایش فضای تهمت و افترا در عرصه سیاسی کشور مساله جدیدی نیست همچنانکه این مساله همواره دامنگیر ایران بوده؛ در این میان فراز و فرودهایی داشته به گونه ای که در ایام انتخابات شدیدتر شده است همچنانکه در انتخابات ریاست جمهوری دهم شاهد بودیم که چگونه تهمت های زیادی به دلسوزان نظام زده شد.
این فضا در کشورهای توسعه نیافته بیشتر دیده می شود زیرا در این کشورها فعالیت سیاسی به صورت قانونمند نهادینه نشده و از همین رو فعالان عرصه سیاسی برای نیل به قدرت، از هر ابزاری بهره می گیرند. حتی اگر این ابزار، انتساب غیر اخلاقی به کسانی باشد که سالها برای این نظام زحمت کشیدند.
این فضا، عرصه را برای فعالیت افرادی که بدنبال اهداف بلند مدت در کشور خود هستند و به توسعه و تعالی کشور می اندیشند، تنگ می کند. به ترتیبی که بسیاری ترجیح می دهند فضا را ترک کنند تا مورد تهمت و افترا قرار نگیرند و عطای فعالیت سیاسی را به لقای آن می بخشند.
البته در جریان این برخوردها که رقبای سیاسی برای حذف به کار می گیرند، بسیاری ظرفیت تحمل تهمت و افترا را ندارند و از عرصه حذف می شوند اما در این میان عده ای که ظرفیت بالاتری دارند در عرصه باقی می مانند و وجود همین رویکرد سبب می شود که روند توسعه یافتگی کشور کند شود.
این فضا، هزینه فعالیت سیاسی را افزایش می دهد و عرصه را برای فعالیت سازنده در کشوری که از فقدان این فعالیت ها در رنج است، تنگ می کند بنابراین باید این فضا را از بین برد تا فعالیت سیاسی، کم هزینه شود و فضای سیاسی به حضور یک گروه خاص محدود نشود.
اگر فضای اطلاع رسانی از آزادی برخوردار شود و مطبوعات بتوانند بدون محدودیت به فعالیت خود ادامه دهند می توان امیدوار بود که این رویکرد اصلاح شود اما در این میان مسئولان قوه قضائیه اگر برخورد قاطعی انجام دهند تهمت و افترا در فضای جامعه کمرنگ تر می شود.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي گفت: 22 بهمن متعلق به همه ملت ايران است و تمام ايام و مناسبتهايي كه تعلق به قشر و گروه خاصي نداشته باشد، بلكه متعلق به عموم مردم باشد، ميتواند امنيت خاطري براي همه ايجاد كند.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) افزود: اميدوارم مسوولان برگزاري در انتخاب شعارها، سخنرانها و جهتگيريهاي تبليغاتي و سياسي به گونهاي عمل كنند كه همه كساني كه ميتوانند در اجتماع حاضر شوند، بيايند و بتوانند از كليتي به نام جمهوري اسلامي، انقلاب اسلامي و امام(ره) دفاع كنند.
وي خاطرنشان كرد: اگر راهپيمايي روز 22 بهمن، چه از سوي برگزار كنندگان و چه از سوي منتقدان به عرصهاي براي شعارهايي كه فراگير نيست و اكثريت قاطع مردم آن را قبول ندارند تبديل شود، طبيعتا ميتواند اثرات معكوس داشته باشد.
وي درباره اينكه نخبگان و احزاب بايد چطور موضعگيري كنند كه به وحدت ناشي از 22 بهمن خدشه وارد نشود؟ " پيش شرط تاثيرگذاري احزاب و گروههاي سياسي را حفظ جامعيت روز 22 بهمن از سوي مسوولان" عنوان كرد و گفت: پيش از نخبگان و احزاب، مسوولان برگزار كننده مراسم بايد جامعيت 22 بهمن را حفظ كنند. اگر برگزار كنندگان مراسم 22 بهمن بخواهند مراسم را به سمتي ببرند كه كمتر از 20 درصد مردم راضي باشند نميتوانند از احزاب انتظار داشته باشند كه اين خلاء را پر كنند. اگر برگزار كنندگان مراسم مراعات كنند و فرصت دهند كه شعارهايي عمومي، فراگير، فراجناحي و ملي مطرح شود، آن وقت ميشود از گروهها هم انتظار داشت كه در اين زمينه كمك كنند.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي همچنين معتقد است: نكته ديگر اينكه از گروههايي كه ماهها پيش از مراسم 22 بهمن امسال همواره مورد هجوم برخي رسانهها بودهاند و به عنوان گروههاي مخدوش كننده وحدت و گروههايي كه سر درآخور بيگانگان دارند از آنها ياد شده نميشود در شب 22 بهمن انتظار داشت كه به ميدان بيايند و بتوانند بر روي جامعه تاثيرگذاري مثبت داشته باشند. اگر قرار است گروهها در مقاطعي مثل 22 بهمن نقشآفريني جدي داشته باشند بايد از قبل موقعيت، احترام و جايگاه آنها به رسميت شناخته شده باشد. گروههايي كه نميتوانند از افراد شاخص و توانمند خود دفاع كنند، چطور ميشود از آنها انتظار داشت كه كمك كنند وحدت حفظ شود.
وي در عين حال اظهار كرد: به نظر من اگر پيامها براي 22 بهمن پيامهاي وحدت آفريني باشد حتما اجتماع خوبي از همه صاحبان سليقهها شكل خواهد گرفت.
سخنگوي حزب كارگزاران اسلامي معتقد است استفاده نابجا و نامناسب از سخنان امام در دهه فجر ظلم به امام،انقلاب و مردم است.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا در خصوص پخش گزينشي صحبتهاي امام خميني در دهه فجر از سوي صداو سيما گفت: اگر بخواهيم خوشبيني را كنار گذاشته و واقع بين باشيم يك جريان افراطی در صداوسيما قصد دارد كه همه نقاط اتكاي ملي را مخدوش كند و همه سرمايههاي ملي را بسوزاند.
وي تصريح كرد:متاسفانه در حال حاضر شاهد هستيم كه به جاي حل و فصل اختلافات سياسي و جناحهاي داخلي،صداوسيما براي ضربه زدن به يك جريان سياسي مشخص در داخل كشور همه سرمايه نظام و كشور را كه اعتبارامام خميني (ره)و اعتبار رهبري بوده را در مواقع مختلفي هزينه كرده است.
اين فعال سياسي اصلاح طلب استفاده نابجا و نامناسب از سخنان امام در دهه فجر را ظلم به امام،انقلاب و مردم عنوان كرد و گفت:سخناني كه از امام پخش شده پاسخي به آتش افروزي جرياناتي است كه در سالهاي 60، مسلحانه نظام و انقلاب و مردم را مورد هدف قرار داده بودند.
مرعشي با بيان اينكه در آن زمان امام خميني (ره) شيطنتها و جنگ افروزيها را با قاطعيت پاسخ ميدادند،اظهارداشت: استفاده كردن از آن سخنان براي محدود كردن اصلاح طلبان و معترضان هم امر خلاف واقع و هم اجحاف آميز بوده و هم استفاده ابزاري و هم زير سوال بردن و بد معرفي كردن امام است.
وي تصريح كرد: فكر ميكنم دلسوزان نظام بايد بدنبال ريشههاي نفوذ عوامل بيگانه در صداوسيما باشند تا اين ريشهي فساد را كشف كنند؛ريشههايي كه همه سرمايه كشور را ميسوزانند و از بين ميبرد.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي گفت: گروههاي سياسي منتقد درون نظام درصدد اصلاح هستند و چارچوبهاي نظام را قبول دارند؛ در غير اين صورت ساكت مينشستند و دست روي دست ميگذاشتند.
حسين مرعشي در گفتگو با ايسنا، با بيان اينكه مرز گروههاي سياسي منتقد با معاند و اپوزسيون شفاف و روشن است، افزود: در شرايط فعلي بايد بگوييم چه زماني قرار است برخي دست از اين اصرار بردارند كه همه منتقدان معاندند و ميخواهند آنها را حذف كنند.
وي افزود: گروههاي سياسي منتقد، در واقع دلسوز نظامي هستند كه معتقدند با هزينههاي سنگين به دست آمده، اما متاسفانه عدهاي از اصالتهاي آن مراقبت نميكنند و توجهي هم به افكار عمومي ندارند؛ در حالي كه اگر اين گروهها دلسوز نبودند، نگراني از روند كشور و نظام نداشتند.
مرعشي با بيان اين كه قانون اساسي از ظرفيتهاي بالايي برخوردار است كه ساليان متمادي ميتواند نظام جمهوري اسلامي مردمي را روي پاي نگاه دارد، گفت: آن چه امروز بايد اصلاح شود اين است كه گروهي بايد دست از اين اصرار كه همه منتقدان، منافقاند بردارد و بنشيند با اين گروه ( منتقدان ) براي اداره كشور و پيشبرد كارها تعامل كند.
سید حسین مرعشی قائم مقام حزب كارگزاران سازندگی در گفتگویی در مورد لزوم بازنگری در قانون احزاب تاكید كرد: امروز احزابی داریم كه بدون داشتن واقعیت تشكیلاتی و اینكه نقشی در سیاست بازی كنند تنها نامی دارند به گونهای كه تنها با درخواست سه نفر میتوان حزب تاسیس كرد.بازنگري قانون احزاب در شرايطي مفيد است كه در جهت محدود كردن فعاليت احزاب نباشد، ولي متاسفانه امروز برخي سياستهائي كه در رابطه با تحزب دنبال ميشود،محدود كننده فعاليت احزاب است.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در مورد لزوم بازنگري در قانون احزاب كه مورد تاكيد وزير كشور قرار گرفت، با بيان اينكه قانون فعلي احزاب نيازمند بازنگري است،اظهار داشت: امروز احزابي داريم كه بدون داشتن واقعيت تشكيلاتي و اينكه نقشي در سياست بازي كنند تنها نامي دارند به گونهاي كه تنها با درخواست سه نفر ميتوان حزب تاسيس كرد.
وي با بيان اينكه احزاب بايد به احزاب پروانهدار و فعال تقسيم شوند،خاطرنشان كرد: احزاب فعال بايد تعداد كرسيهاي مشخصي در مجلس يا شوراها داشته باشند و بتوانند از اعضاي خود پشتيباني كنند.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي با بيان اينكه وقتي در جريان يك انتخابات اعضاي حزبي رد صلاحيت ميشوند آن حزب نميتواند از آن افراد دفاع كند، تصريح كرد : از سوي ديگر جايگاه احزاب ما در نهادهاي تصميم ساز به گونهاي نيست كه مثلا وقتي فردي از طرف يك حزب به مجلس ميرود تعهدي نسبت به آن حزب داشته باشد كه اين مسئله از مشكلات است.
مرعشي در عينحال گفت:بازنگري قانون احزاب در شرايطي مفيد است كه در جهت محدود كردن فعاليت احزاب نباشد، ولي متاسفانه امروز برخي سياستهائي كه در رابطه با تحزب دنبال ميشود،محدود كننده فعاليت احزاب است.
وي در تشريح اين گفته خود تصريح كرد:بايد در مورد آزاديهاي سياسي و نقش آفريني احزاب توافقاتي در كلان وجود داشته باشد و در آن شرايط، بازنگري در قانون احزاب نيز صورت بگيرد.
اساساً طبع انسان به تعادل گرايش دارد و از آنجايي که خداوند انسان و جهان را با عدالت خلق کرده است بنابراين گرايش انسان به تعادل کاملاً طبيعي است.
با ايجاد ناهنجاري هاي اجتماعي و سياسي در جامعه اولين نطفه هاي از بين رفتن ميانه روي بسته مي شود. همچنين با افزايش ناملايمات و متراکم شدن خواسته ها، برخي براي تحقق خواسته ها و احقاق حقوق شان به روش هاي راديکال رو مي آورند و البته اين نکته نيز لازم به ذکر است که روش هاي راديکال هم به نوعي داراي افراط هستند و اين باعث مي شود افراط افزايش پيدا کند و تعادل و حرکت به سمت تعادل از مدار خود خارج شود.
در اينجا بد نيست به جامعه افغانستان به عنوان يک مثال عيني پرداخته شود. جامعه افغانستان با همه فقر موجود در کشورشان با رضايت نسبي در حال زندگي بودند اما عامل بيروني و تجاوز غيرموجه شوروي سابق باعث شد مدت اشغال در افغانستان طولاني شود. از سوي ديگر اين اشغال طولاني در افغانستان باعث شد مقاومتي در برابر اين اشغال در افغانستان شکل گيرد و گروهي در افغانستان به وجود آمد به نام طالبان. اين پديده منجر به کار افراطي ديگري شد که حاصل آن تجاوز غربي ها يعني امريکا و ناتو بود که اين خود باعث تقويت طالبان به عنوان يک گروه در افغانستان شد. کشور افغانستان نمونه بارز از کشورهايي است که به هر دليلي از تعادل خارج شده اند. بايد در نظر داشت جامعه يي که از حالت تعادل خارج مي شود بازگرداندن آن به شرايط متعادل بسيار سخت است چراکه خسارات زيادي متحمل مي شوند و جبران اين خسارت ها و آسيب ها کار چندان ساده يي نيست. به عقيده من بار گناه کساني که تعادل را در جامعه يي بر هم مي زنند بسيار سنگين است.
در مورد ايران نيز مي توان گفت ما بايد قدر جامعه متعادل خود را بدانيم. کشور ايران داراي مردمي غيور، نجيب و ميانه رو است. ملت ايران در سال 57 انقلاب کردند آن هم انقلابي کم هزينه و مهم تر از آن انقلابي پاک؛ انقلابي که مي توان به جرات گفت در حال طي مسيري صحيح بوده و صحيح بودن مسير آن را مي توان از کم هزينه بودن آن تشخيص داد. يکي از مواردي که در راستاي کم هزينه بودن انقلاب ايران بايد گفت اين نکته است که تنها يک سازمان پس از انقلاب منحل شد و آن هم سازمان اطلاعات امنيت کشور بود. در آن برهه تاريخي حتي ارتش، شهرباني و ژاندارمري نيز باقي ماندند و شايد تنها در موارد مديريتي آنها تغييراتي ايجاد شد. به عقيده من مساله قابل توجه اين است که هميشه گفته اند پيشگيري بهتر از درمان است. از اين جمله مي توان در اين راستا نيز بهره جست که از ابتدا نبايد به نيروهاي افراطي مجال حضور داده شود. البته اين نکته نيز لازم به ذکر است که نبايد زمينه هاي افراط براي افراطيون فراهم مي شد.
چه ضرورتي دارد وقتي انقلابي به اين خوبي و کم هزينه يي را به دست آورديم از تعادل فاصله بگيريم؟ 16 سال پس از رحلت امام(ره) مديريت به گونه يي بود که همه چيز به تعادل گرايش داشت اما اکنون با مشاهده حرمت شکني هاي اخير به بيراهه نرفته ايم اگر بگوييم برخي گروه هاي سياسي و مديران بايد در نحوه مديريت خود ترديد کنند و تا حدي هم در جهت تغيير مديريت شان گام بردارند. شعارهاي افراطي (در رابطه با بحق بودن و نبودن آنها صحبتي نمي کنم) اين روزها بسياري را آزرده کرده است. چرا بزرگان بايد چنين مواردي را تحمل مي کردند؟ به عقيده من صبر زياد بزرگان باعث شد افراطي ها پا به صحنه بگذارند و دست به حرمت شکني بزنند و مخالفان خود را زير سوال ببرند. در صورتي که اگر از همان ابتدا با آنها برخورد مي شد هرگز شاهد حوادث اخير و مخصوصاً برخي حرمت شکني ها نبوديم. اين روزها شعارهايي به گوش مي رسد که آستانه صبر انسان را لبريز مي کند اما هنوز هم دير نيست و فرصت بسيار خوبي در اختيار مديران کشور است تا با تاثير زيادي که بر جامعه دارند همه چيز را به حالت تعادل بازگردانند. امروز ايراني ها و گروه هاي سياسي فرصت خوبي در اختيار دارند تا به سوي تعادل بروند و به افراط، افراطيون و تنگ نظري تنگ نظران پشت کنند و ريشه هاي عقده هاي شخصي و بغض و کينه را با بي توجهي بخشکانند تا به اين صورت هر چه سريع تر کشور به حالت تعادل بازگردد.
در مقابل همه اعضاي جامعه با حفظ اتحاد و پشتيباني از يکديگر و در کنار هم مي توانند به يک مسير ميانه روي تن دهند. نبايد شرايط به گونه يي باشد که نخبگان و عقلاي کشور که جز خيرخواهي کشور و مردم را نمي خواهند خانه نشين شوند و اگر چنين شود ظلم بزرگي در حق آنها شده است. بنابراين بهتر است از به وجود آمدن برخي مسائل پيشگيري کرد؛ پيشگيري از اينکه کشور خواسته يا ناخواسته از سوي برخي به سمت عدم تعادل برود چراکه مردم ايران لايق بهترين ها هستند. اگر نگاهي به مديريت 16 ساله بيندازيم به اين نتيجه دست مي يابيم که کشور به دست انسان هايي متعادل هدايت شده و جامعه نيز جز مسير ميانه روي در مسير ديگري طي طريق نکرده است. مديران کشور و مردم بايد هرچه بيشتر هوشيار شوند و جلوي افراطيون کنوني را بگيرند. به عقيده من برخي حوادثي که اکنون شاهد آن هستيم حاصل برخي خودخواهي ها يا حتي مشکلات و کينه هاي شخصي است. نبايد اجازه دهيم برخي به سرمايه هاي بزرگ کشور مانند مقام معظم رهبري، امام خميني(ره) و... توهين کنند چراکه همان طور که گفته شد اينان از سرمايه هاي بزرگ کشور هستند که هميشه بايد در حفظ آنان و شأنيت شان کوشا باشيم و با کساني هم که به آنان توهين مي کنند يا حرمت شان را مي شکنند برخورد کرد. معتقدم برخي افراد بي هنر هزينه هايي مي دهند که هواداران خود را به افراط بکشند در صورتي که اگر به انقلاب کم هزينه اسلامي نگاهي بيندازند در خواهند يافت که مسيري غلط را در پيش گرفته اند که جز تباهي و شکست چيزي برايشان در بر نخواهد داشت. در 16 سال ملت ايران با وجود کمبودها و مشکلات با آرامش زندگي مي کردند و کشور نيز به گونه يي با آرامش اداره مي شد و البته ملت نيز با وجود تمام مشکلات از اين آرامش راضي و خشنود بودند.
اما در يک نگاه عادلانه مي توان گفت که اکنون ملت ايران اين حس را دارند و به همان اندازه راضي و خشنود هستند؟ اين سوالي است که پاسخ آن به دست من يا مديران و سران کشور نيست بلکه به دست خود ملت است. در نهايت مي توان گفت بايد اولويت کشور را توسعه ايران و صنعتي شدن آن قرار داد و به اين نکته نيز توجه کرد که ملت ايران خواستار آرامش هستند و اگر عنصري به نام آرامش را حس کنند با وجود هرگونه تحريم و مشکل ناراضي نخواهند بود. بنابراين يکي از کارهايي نيز که مي توان در بازگرداندن اعتدال به شرايط کشور انجام داد مديريت با تدبير و صحيح و دلجويي از ملت است.
عضو شوراي مركزي حزب كاركزاران سازندگي گفت:عقلا نبايد اجازه دهند افراطيون اوضاع را بدست بگيرند.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه راه جلوگيري از تداوم فضاي خشن در سطح كشور با ابراز تاسف نسبت به وضعيت پيش آمده براي كشور و با بيان اينكه ادامه وضع موجود هيچ برندهاي نخواهد داشت،گفت:دليل ايجاد فضاي فعلي مخلوط شدن دو جريان است؛ يك جريان كه معترض به دولتمردان هستند و با انتقاد به شرايط عمومي كشور، خواهان اصلاحات هستند و با نظام هم مشكلي ندارند. جريان ديگر هم، يك جريان افراطي است كه براندازي را هدف قرار داده و مورد حمايت دولتهاي خارجي است و طيف داخل كشور كه از ابتداي انقلاب با نظام مشكل داشته نيز آنان را همراهي ميكند.
عضو شوراي مركزي حزب كاركزاران سازندگي با بيان اينكه جريان دوم از اختلاف موجود بين سياسيون كشور و حاكميت بهره ميگيرد و فضاي بدي را بوجود آورده است، تصريح كرد: راه حل شرايط موجود فقط در دست حاكميت است كه بايد متوجه خطراتي باشد كه كشور را تهديد ميكند و بداند كه اين مشكلات با گفتوگو با سياسيون حل ميشود.
وي افزود: تنها راه مقابله با خشونت و خنثي كردن بحران در سطح كشور، اين است كه فضاي باز سياسي حاكم شود، رسانهها امكان فعاليت بيابند و گروههاي سياسي مسئوليت اجتماعي بپذيرند.
مرعشي گفت: اگر اجازه داده ميشد اعتراضات بصورت مسالمتآميز و با مسئوليت گروههاي سياسي برگزار شود، هيچ گاه آنها اجازه نميدادند، چنين شعارهاي تندي بر سر زبانها بيفتد.
عضو شوراي مركزي حزب كاركزاران سازندگي افزود: عقلاي حكومت كه دلشان براي كشور و نظام مي سوزد نبايد اجازه دهند افراطيون تا اين اندازه اوضاع را بدست بگيرند و جلوي تحليلهاي غلطي كه مي خواهند 30 خرداد 60 را تداعي كنند و همه مردم شخصيتهاي سياسي را منافق بنامند بگيرند.
وي در پايان توصيه كرد: بايد شخصيتهاي سياسي و احزاب در صحنه حضور يابند و جريانات راديكال را هدايت سياسي كنند تا فضا به سمت گفتوگو و پيگيري مطالبات در چهارچوب قانون اساسي پيش رود.
در حال حاضر فضاي نقد در جامعه براي همه فراهم نيست و تنها عده و گروهي خاص هستند که در جهت پيشبرد اهداف شان دست به نقدهاي تند مي زنند. در صورتي که نقد نبايد در جهت پيشبرد اهداف شخصي باشد، بلکه بايد در جهت پيشبرد کليه امور جامعه باشد. نبايد فضا به گونه يي باشد که عده يي به خود اجازه دهند براي پيشبرد اهداف شان به نام دفاع از امام خميني(ره) و نظام جمهوري اسلامي ايران به هتک حرمت دست بزنند. از سوي ديگر همان طور که امام خميني(ره) نزد مردم عزيز است، ياران ايشان نيز نزد مردم عزيز هستند. بنابراين اين هم درست نيست که باز به نام دفاع از امام خميني(ره) در حرم ايشان اجتماع و به بيت امام خميني(ره) جسارت کنند. اين برخوردها و رفتارها به دور از انصاف است. نبايد فضاي عمومي به گونه يي باشد که دست عده يي تندرو باز گذاشته شود تا اگر در گوشه يي ندايي از حق سر داده مي شود به آن هجمه شود و منتقد متهم شود. اين مساله را در جريان واکنش ها به سخنان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام شاهد بوديم.
آيت الله هاشمي رفسنجاني را همه به خوبي مي شناسند، چرا که ايشان از ياران امام(ره) بوده اند که با انقلاب پيوند ناگسستني و عميقي دارند. از اين رو مي توان گفت اگر در شرايط فعلي ايشان صحبتي مي کنند، به طور قطع صحبتي بي حکمت نبوده است. از سوي ديگر کساني که ايشان را از نزديک و به خوبي مي شناسند، بر اين مساله واقفند که ايشان هميشه در راستاي نظام و اهداف و انديشه هاي امام خميني(ره) صحبت و حرکت کرده اند و در جهت تلطيف فضاي عمومي کشور و از بين رفتن کدورت ها کوشا بوده اند. ايشان در صحبت هاي اخير خود با رعايت چارچوب هاي خاص و ظرافت بسيار به نکاتي اشاره داشتند که بهتر است، بيش از گذشته به آنها توجه شود. مثلاً اين نکته که آقاي هاشمي به آن اشاره داشتند که بايد فضاي نقد به وجود آيد و با نقدها برخوردي مناسب صورت گيرد از نکات ظريف و قابل توجه است. چون آقاي هاشمي هميشه فردي متعهد به نظام جمهوري اسلامي بوده است صحبت هاي ايشان هميشه در جهت بهبود اوضاع و در جهت پيشبرد امور در چارچوب نظام جمهوري اسلامي است بنابراين با توجه به اين مساله بايد توجه داشت که مورد توجه قرار دادن توصيه ها و صحبت هاي بزرگان و دلسوزاني همچون آقاي هاشمي مي تواند مسائل و اختلافات موجود در کشور را از بين ببرد.
به عقيده من آقاي هاشمي در کلام شان هيچ چيزي جز بيان حق ديده نمي شود و مساله يي هم که به آن اشاره داشتند شايد تنها گوشه يي از واقعيت هاي موجود بود. آقاي هاشمي در تمام دوران انقلاب و پس از آن سخنگوي خط امام (ره) و نظام تلقي مي شدند و هميشه حرف شان جهت دهنده بوده است. به عقيده من در حال حاضر بايد بين اقليت افراطي و تندرو و مجموع نيروهاي صالح و دلسوز و معتدل يکي را انتخاب کرد چراکه با اين شرط رضايت عمومي حاصل خواهد شد و جامعه رو به اعتدال حرکت خواهد کرد. به عقيده من برخي هتاکي ها از حد گذشته و بايد مسوولان محترم جمهوري اسلامي فکري به حال اين قضيه کنند تا اين هتک حرمت ها بيش از اين تکرار نشود.
آنچه اکنون حتي از اختلاف برخي سياسيون مهم تر است، رعايت ادب و نزاکت در جامعه است. نبايد شرايط به گونه يي باشد که هر کس خلاف نظر عده يي سخن گويد، مورد هجمه و اتهام قرار گيرد. اما نکته قابل توجه اين است که، ايران در عرصه بين المللي حساس ترين دوران حيات خود را طي مي کند و در اين شرايط فقط بايد با استفاده از افراد دلسوز و انديشمند نظام و ذخيره خردورزي نخبگان و باتجربه ها از اين مرحله عبور کند. به هر حال بايد براي پايان دادن به اختلافات، از پيام برادري امام راحل و راه حل هاي منطقي براي اداره فضاي سياسي کشور استفاده کرد. از ديگر راهکارهايي که در اين جهت مي توان پس از بازگشت به سخنان امام(ره) به کار گرفت، رعايت اصل تفکيک قوا و توازن در عرصه قواست. اگر به اين مساله پرداخته نشود اختلاف در کشور بيشتر خواهد شد.
نبايد فراموش کرد که جهل، دشمن اصلي کشور ماست. مساله ديگري هم که در رابطه با آقاي هاشمي و صحبت هاي ايشان بايد در نظر گرفت اين است که ايشان در گذشته راهکارهايي را ارائه کردند که بارها و بارها چه در مطبوعات و چه در ساير رسانه ها به آن پرداخته شد اما متاسفانه آن طور که انتظار مي رفت، رعايت نشد. يکي از صحبت هاي اخير هم که امام جمعه مشهد در رابطه با آقاي هاشمي بيان داشته اند در اين راستا بوده است که ايشان سنگ زيرين انقلاب اند و از انقلاب جدايي ناپذير هستند. به عقيده من اين مساله کاملاً درست است اما اگر ديگران به اين مساله به اين اندازه واقفند چرا از ظرفيت، توانايي و دانش هاي سياسي ايشان استفاده نمي شود که اگر استفاده مي شد هرگز شاهد برخي موارد نبوديم. اگر معتقديم ايشان سنگ زيرين انقلاب است، چرا اجازه هتاکي به ايشان را به برخي مي دهيم؟
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي گفت: انقلاب اسلامي متعلق به همه ملت ايران است و هيچ راهي جز بازگشت به تعادل، همراهي و پذيرش حق وجود ندارد.
سيدحسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با بيان اينكه " گروههاي تندرو در بخشهاي مختلف اجازه نميدهند فضا از حالت راديكال خارج شود" اظهار كرد: اين گروهها معتقد به حل و فصل مشكلات نيستند و فكر ميكنند بايد يكطرفه عمل شود، آنها نيروهاي متعادل را حذف يا حاشيهنشين ميكنند تا بتوانند قدرت را در دست بگيرند.
وي معتقد است: به محض آنكه افقي پيدا ميشود تا فضا به آرامش برگردد و گفتوگوها آغاز شود، به سرعت گروههاي تندرو با به آب دادن دستهگل جديدي فضا را تحت تاثير خود قرار ميدهند.
وي همچنين درباره تبعات دوري از فضاي آرامش خاطرنشان كرد: امروز فضاي كشور تحت تاثير نيروهاي راديكال قرار گرفته و بيش از حد تند شده و متاسفانه بينزاكتي رواج يافته است و يكي از مهمترين تبعات سوء آن گوشهنشين شدن نخبگان سياسي و عقلا است.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي گفت: مهمترين راهكارها براي برون رفت از فضاي فعلي گفتوگو و فاصله گرفتن از ايجاد فضاي امنيتي است.
وي افزود: اميدوارم نخبگان سياسي نقش تاريخي خود را فراموش نكنند و از اين جنجالآفريني نيروهاي تندرو ممانعت به عمل آورند، اين انقلاب متعلق به همه ملت ايران است و هيچ راهي جز تعادل ،همراهي و پذيرش حق نيست و تا مذاكرات آغاز نشود و عدهاي نپذيرند كه مشكل جدي است، فضاي راديكال باقي خواهد ماند.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي نقش رسانهها را نيز در بازگشت به فضاي آرامش موثر دانست و گفت: رسانهها بايد هشدارهاي لازم را به اطلاع گروهها و مسوولان برسانند.
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی با اشاره به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب، فرمایشات ایشان را فصل الخطاب دانست و گفت: مسئولان کشور و گروه های اصلاح طلب و اصولگرا باید حل مسائل کشور را جدی گرفته و تلاش کنند تا کشور بر مدار عقلانیت و خردورزی حرکت کند .
سید حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: بیانات ایشان فصل الخطاب است و همه باید به آن عمل کنیم.
مرعشی افزود: وظیفه همه گروه های سیاسی و مسئولان در مقطع کنونی بسیار سنگین است و به نظر می رسد که این مسئولیت به فراموشی سپرده شده است زیرا آنگونه که شایسته است با مشکلات برخورد نمی شود.
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی گفت : سئوالی که باید در این مقطع طرح کرد این است که چرا افرادی که مسئول بوده و مدیریتها را برعهده دارند، تلاش لازم را برای تبدیل این اختلافات به وحدت نمی کنند.
وی همچنین اضافه کرد: قبل از هر مسئولیتی که متوجه قوای سه گانه است، باید واقعیتها را پذیرفت و از ظرفیتها برای حل مشکلات استفاده کرد.
مرعشی گفت: از سوی دیگر گروه های اصلاح طلب و اصولگرا نیز تلاش کنند تا کشور بر مدار عقلانیت و خردورزی حرکت کند تا منافع کشور تامین گردد.
وی همچنین در ارزیابی موقعیت کشور در عرصه داخلی و بین المللی، گفت: برداشت بنده از شرایط سیاسی فعلی این است که ایران برهه ای سخت را طی می کند.
سخنگوی حزب کارگزاران موضوع هسته ای ایران را از جمله مهمترین مسائل موجود خواند و افزود: ابعاد این موضوع بسیار وسیع و گسترده است به گونه ای که اکنون به مرحله ای رسیده است که علی رغم تاکیدی که ایران و کشورهای 1+5 بر مذاکره دارند و آن را بهترین راه حل می دانند اما مذاکرات جدی گرفته نمی شود.
مرعشی اختلاف بین اصلاح طلبان و مجموعه دولت را یک معضل سیاسی و اجتماعی خاص خواند و افزود: در بین اصولگرایان حاکم نیز اختلافاتی بین مجلس و دولت وجود دارد و لذا عاقلانه ترین راه این است که در چنین شرایطی همه ظرفیتهای سیاسی و مدیریتی کشور در بین گروه ها و مردم برای حل و فصل موضوع به کار گرفته شود.
مناظرهاي با حضور مرتضي نبوي، عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين و حسين مرعشي سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي با موضوع "بررسي ابعاد پنهان حوادث پس از انتخابات" بعد از ظهر امروز(سهشنبه) از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، مرتضي نبوي در ابتداي اين مناظره گفت: ما يك انتخابات برگزار كرديم كه از نظر مشاركت در سطح بيسابقهاي بود به دليل آنكه در اين انتخابات استانداردهاي يك انتخابات كاملا خوب را داشتيم؛ هم از نظر سطح مشاركت و هم از نظر جدي بودن رقابت انتخاباتي.
وي افزود: اين انتخابات در شرايطي برگزار شد كه احمدينژاد براي دور دوم ميخواست كانديدا شود و براساس تجربهاي كه در ايران وجود دارد يك رييسجمهور براي بار دوم نيز انتخاب ميشود اما با اين حال رجال جريان رقيب به ميدان آمده بودند. آقاي كروبي و موسوي آمده بودند و آقاي خاتمي هم كه به ميدان آمده بود با كانديدا شدن موسوي كنارهگيري كرد. اينها از شخصيتهاي شناخته شده جريان دوم خرداد بودند و فضاي رقابتي در انتخابات نيز در اوج قرار گرفت و رقابتهاي انتخاباتي به خيابانها كشيده شد و در سطح شهرها و حتي شهرهاي كوچك و خيابانها نيز شاهد رقابتهاي انتخاباتي بوديم و طرفداران كانديداها نيز در صحنه بودند.
نبوي خاطرنشان كرد: در جريان اصولگرا گرچه محسن رضايي وارد انتخابات شده بود، اما عمدتا رقابت در انتخابات بين آقايان موسوي و احمدينژاد شكل گرفت و يك دو قطبي ايجاد شد. مناظرات، اين رقابتها را به اوج رساند و نتيجه اين شد كه احمدينژاد برنده شود. در شهرهاي بزرگ راي ميان احمدينژاد و موسوي برابر بود به جز شهر تهران كه موسوي 300 هزار راي بيشتر داشت، اما در روستاها و شهرهاي كوچك راي قاطع از آن احمدينژاد بود.
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه گفت: رقيب احمدينژاد از موضع نفي وارد صحنهي انتخابات شده بود نه از طريق اثبات خود و اتهاماتي مثل دروغگويي، تقلب و سياهنمايي را مطرح كرد و حتي قبل از انتخابات نيز اعلام پيروزي . عصر انتخابات نيز اعلام كرد كه در انتخابات پيروز شده و حتي يكي از طرفدارانش گفته بود كه اگر نتيجه غير از پيروزي باشد طرفداران ما به خيابانها بيايند. با اين فضا بود كه طرفداران به خيابان آمدند و آن همه حوادث پس از انتخابات شكل گرفت. يك هفتهاي در تهران تظاهراتها استمرار داشت تا اينكه رهبر معظم انقلاب در اولين نماز جمعه بعد از انتخابات خطبه خواندند و از سوابق كانديداهاي انتخابات و رييس مجلس خبرگان تجليل كردند و همگان را دعوت به آرامش كردند، اما حوادثي پيش آمد كه تاسفآور بود. چقدر خوب بود كه همه به روند قانوني تن ميدادند و اعتراضات به شكل قانوني پيش ميرفت.
نبوي گفت: همانطور كه چند روز پيش آقاي حدادعادل در نطق خود گفتند آمار كشته شدگان در حوادث بعد از انتخابات 37 نفر بودند 20 نفر از آنها بسيجيان بودند به هر حال هر كس كه در اين كشور در اين حوادث كشته شد تاسفآور بود و كساني كه چنين فضاهايي را پيش آوردند بايد به هوش بيايند و از مسيري كه در پيش گرفتهاند برگردند و بيش از اين مزاحمت ايجاد نكنند؛ چراكه كشورمان در آستانه دهه آينده است و بايد به سمت پيشرفت و عدالت پيش برود.
در ادامه اين مناظره حسين مرعشي گفت: بايد اين واقعيت را بپذيريم كه انتخابات رياست جمهوري دهم يك انتخاب باشكوه بود و من كه يك جوان سال 57 بودم و در طول 27 سال گذشته مسووليتهاي مختلفي داشتهام در خود احساس غرور ميكردم از اين نظر كه چه نظامي پيريزي كرديم كه ميان خود و جوانان رابطهي صميمانه و مثبت برقرار كرده است. در روزهاي انتخابات خيابانهاي تهران و شهرهاي بزرگ به عرصهاي براي فعاليتهاي انتخاباتي تبديل شده بود و اعتماد بيسابقهاي بين مردم و نظام ايجاد شده بود، اما با توجه به حوادث پس از انتخابات بايد بگويم اگر قرار بود با برگزاري انتخابات باشكوهي در اين سطح حوادث پس از انتخابات پديد آيد بهتر بود كه اين حوادث پيش نيايد و ما يك انتخابات معمولي برگزار ميكرديم. ما به عنوان كارگزاران در اين انتخابات خواهان حضور يك رييسجمهور ميانه و اصولگرا بوديم تا كشور از اين گذرگاه خارج شود و اصراري به حضور موسوي و خاتمي نداشتيم. من به آقاي ناطق نوري گفته بودم كه ما يك رياست جمهوري به شما بدهكاريم شما بياييد تا اين رياست جمهوري را به شما بدهيم و مملكت از اين تنش فرسايشي خلاص شود. اما سياستگذاران اين را مصلحت ندانستند و در رقابت ما هم سراغ كسي رفتيم كه گفتمان انقلاب اسلامي را داشت.
مرعشي در مورد موسوي گفت: ميرحسين موسوي در دانشگاه كرمان در برابر سوال يك دانشجو كه مورد تشويق حاضران هم بود از دههي اول انقلاب دفاع كرد و حتي از تصميماتي كه در دولت او گرفته نشده بود نيز دفاع كرد.
مرعشي تصريح كرد: روند انتخابات در انتخابات رياست جمهوري دهم با چند مشكل جدي مواجه بود كه باعث ايجاد مسائل تلخي شد . سرمايههاي كشور در اين انتخابات بالا رفت و زمين خورد و اگر قرار بود كه ما تحمل نكنيم به نظر من نبايد وارد اين ميدان ميشديم .سه حادثه در اين انتخابات داشتيم اول اينكه دولت خود مجري انتخابات بود و ما نميتوانستيم مجري بيطرف در انتخابات ببينيم. مسالهي ديگر ناظران و نهادهاي نظارتي نيز بيطرفي خود را رعايت نكردند ما توقع نداشتيم كه آنها چنين كنند اما ديديم كه از 12 عضو شوراي نگهبان 7 عضو رسما از يك كانديدا حمايت كردند.
عضو حزب كارگزاران سازندگي مشكل دوم را مداخله غيرقابل وصف دولت در امر انتخابات خواند و گفت: درحالي كه يك سال و نيم از تصويب قانون نظام پرداخت هماهنگ گذشته بود دولت در فصل انتخابات به استانداران و كارگزينيها دستور داد كه با سرعت حقوقهاي جديد را محاسبه و در حسابهاي مردم واريز كنند. همچنين سهام عدالت كه داراي يك نظام پيچيده است به گونهاي كه شركتهاي مادر آن بايد سودشان را اعلام و آن سود ميان سهامداران توزيع شود اما رييسجمهور مستقيم از تهران يك گروه گذاشت كه از شركت پخش و پالايش دو هزار ميليارد تومان برداشت كنند و براساس آن به هر روستايي 80 هزار تومان پول پرداخت كنند. با چنين كارهايي دموكراسي مفهوم خود را از دست ميدهد.
مرعشي تصريح كرد: يكي ديگر از مشكلات، بداخلاقيهايي بود كه در مناظرهها پيش آمد و آن وارد كردن موضوعاتي كه در انتخابات سهمي نداشت و همچنين اجازه ندادن به ديگران براي پاسخگويي از مشكلات مناظره بود. يكي از نكات اين انتخابات اين بود كه برخلاف انتخاباتهاي قبل كه تهران با توجه به مهاجرپذير بودن همواره نسبت مشخصي از نظر نتايج با شهرهاي ديگر داشت و 10 درصد كل آرا تشكيل ميداد در اين انتخابات اين نسبت برقرار نبود. همچنين انتخابات در ميان ايرانيان خارج از كشور 50 تا 54 درصد با نتايجي كه در ايران شاهد بوديم تفاوت داشت.
مرعشي خاطرنشان كرد: روز شنبه 23 خرداد يعني فرداي انتخابات، تهران از نتايج بهتزده بود و در اين فضا طرفداران احمدينژاد شيريني پخش ميكردند. يكشنبه آن روز طرفداران احمدينژاد اعلام كردند كه جشن پيروزي خواهند گرفت اين مراسم كه در ميدان وليعصر(عج) برگزار شد را سازمان تبليغات اسلامي پشتيباني ميكرد و در تلويزيون در كانالهاي مختلف اين برنامه اعلام شد اما دوربينهاي مركز كنترل ترافيك نشان ميدهد كه 50 تا 60 هزار نفر بيشتر در اين مراسم حاضر نشدند اما فرداي آن روز بدون هيچ تبليغاتي يك راهپيمايي توسط معترضان برگزار شد كه آن را هم دوربينهاي مركز كنترل ترافيك ثبت كردهاند. معترضان به نتيجه انتخابات حتي حق برگزاري يك ميتينگ را هم نداشتند و نظامي كه با حوصله اين انتخابات را برگزار كرده بود و رقابتها را تحمل كرده بود يك مرتبه حتي يك اجتماع و راهپيمايي و حتي صحبتهاي موسوي در تلويزيون را هم نتوانست تحمل كند. من باز هم ميگويم اگر قرار بود كه به افكار عمومي و اعتراضها اين گونه پاسخ بدهيم بهتر آن بود كه انتخاباتي معمولي برگزار كنيم. حتي مسووليت اتفاقي مانند آنچه در كهريزك افتاد را بپذيريم. اينها افرادي بودند كه سالم دستگير شده بودند. يكي مسووليت اين حوادثي را كه در كهريزك افتاد را به عهده بگيرد.
مرعشي گفت: اگر قرار بود ما نظر مخالف را تحمل نكنيم بهتر بود كه اين سفره را پهن نميكرديم واين انتخابات را با 20 ميليون شركتكننده برگزار ميكرديم كه بهتر بود از يك انتخابات با شركت 40 ميليون نفر و كجخلقيهاي پس از آن.
به گزارش ايسنا در ادامه اين مناظره مرتضي نبوي گفت: آقاي مرعشي و دوستانش پيشنهادي به نام كابينهي ملي داشتند كه با شرايط ايران تناسب نداشت. دو جريان رقيب در كشور شخصي مانند ناطق نوري و اجماع بر سر آن را بر نميتابيدند.
وي درباره مجريان و ناظران انتخابات گفت: اين اولين بار نيست كه انتخابات توسط وزارت كشور برگزار ميشود. واقعيت اين است كه انتخابات و نظارت را در ايران خود مردم انجام ميدهند و در هر شهر و حوزهاي تعدادي مجري و ناظر هستند كه از معتمدين محل و از ميان خود مردم انتخاب ميشوند. اين افراد در 20 انتخابات گذشته تقريبا ثابت بودند و افرادي شناخته شده هستند و با تغيير كردن دولتها تغيير نكردند.
نبوي افزود: رايگيري و نظارت در انتخابات توسط خود مردم انجام ميشود گرچه اين افراد توسط فرمانداريها معرفي ميشوند و اين خدشهاي به انتخابات وارد نميكند.
وي افزود: در بحث ناظران قبول دارم كه بعضي از اعضاي حقوقدان و فقهاي شوراي نگهبان كه از يك كانديدا حمايت كردند يك عمل خلاف تدبير انجام دادند البته اين هم لطمهاي به صحت انتخابات وارد نميكند. لازم بود كه اين خلاف تدبير انجام نميشد و هيچ يك از اعضاي شوراي نگهبان حمايت صريح از يك كانديدا نميكردند؛ بر همين اساس ما در مجمع تشخيص مصلحت طرحي را كه در شوراي نگهبان رد شده بود و توسط مجلس به اين مجمع آمده بود تصويب كرديم كه براساس آن هيچ يك از اعضاي شوراي نگهبان در هيچ كدام از قوا نميتوانند عضو باشند بر همين اساس بود كه چند نفر از افراد كه در سه قوه فعال بودند و در شوراي نگهبان هم حضور داشتند يا از شوراي نگهبان استعفا دادند يا از حضور در قوا.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه درباره اتهام استفاده تبليغاتي كردن دولت از بيتالمال در انتخابات گفت: مداخله دولت در انتخابات با استفاده از بيتالمال حرفي است كه خود آقاي مرعشي هم اين را قبول ندارد، اينكه يك قانوني تصويب شده و دولت ميخواهد بعد از مدتي آن را اجرا كند كه مصادف با انتخابات شده است چه اشكالي دارد؟ اينكه با استفاده ازاين قانون حقوق بازنشستگان افزايش بيابد و يك بار مثبت براي رييسجمهور ايجاد شود اشكالي ندارد. بالاخره هر رييسجمهوري به دنبال تامين نظر مردم خواهد بود و درآمد نفت را دوست دارد طوري خرج كند كه بر سر سفرهها برود. اين كجا خلاف قانون است؟
نبوي درباره توزيع سهام عدالت در فصل انتخابات نيز گفت: سهام عدالت طرحي بود كه آقاي هاشمي در انتخابات رياست جمهوري نهم مطرح كرد و احمدينژاد آن را پيگيري و اجرا كرد و مسوول اجراي خصوصي سازي نيز ميگويد كه توزيع سود اين سهام براساس محاسبات قانوني و با حسابرسي بوده است. توزيع سهام عدالت يكي از افتخارات نظام است و اينكه براي تامين عدالت و پركردن فاصله بين فقير و غني اين طرح اجرا ميشود.
وي گفت: احمدينژاد البته در انتخابات از مسائلي كه طبقه اشرافي جديد در كشور ايجاد كرده بود بيشترين استفادهها را كرد و به عنوان شعار عدالت و حمايت از محرومين و رسيدگي به مردم روستاها توانست مقبوليت اجتماعي به دست آورد. اين طبقهي اشرافي كساني بودند كه از ميان كارگزاران و مسوولان بودند و براي خود امتيازات خاصي در نظر گرفته بودند و خود را طبقه ممتاز معرفي كرده و صاحب امكانات بودند. سهام عدالت توانست ديدگاه مردم نسبت به كارگزاران و دولت را اصلاح كند. آنها ديدند كه احمدينژاد مردي از جنس خودشان است و البته كه كارهاي احمدينژاد به مذاق طبقهي اشرافي جديد خوش نيامده است.
نبوي دربارهِ بداخلاقيهاي مناظرات گفت: در مناظرهها بداخلاقيهاي يكطرفه نبود؛ بلكه آغازگر بداخلاقيها دوستان مهندس موسوي بودند كه با شعار تقلب و دروغ و زير سوال بردن سياست خارجي و سياستهاي اقتصادي اين كار را ميكردند و حتي يك كلمه هم در اثبات خود نميگفتند.
وي دربارهي حوادث پس از انتخابات هم گفت: خيلي خوب بود كه ما اين حوادث را نداشتيم اما نبايد نقش افراد باسابقه را در اين حوادث دستكم بگيريم؛ كساني كه به جاي حركت قانوني براي اعتراض رفتارهاي غيرقانوني را كردند و نظام هم در اين زمينه خيلي از خود تحمل نشان داد. به ياد داريد كه تهران يك هفته تظاهرات غيرقانوني را شاهد بود.
به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا مرعشي در ادامه اين مناظره ضمن اينكه احمدينژاد را به عنوان نماينده جريان اصولگرا ندانست، گفت: آقاي نبوي فرمودند در جريان انتخابات دو جريان رقيب كه اصولگرا و اصلاحطلب بودند شكل گرفتند؛ اما از نظر من ميتوانست در مقابل يك رقيب ميانه از دو جريان ائتلاف كند و حضور داشته باشد؛ چرا كه احمدينژاد را هماهنگ با تمام بدنه اصولگرايي نميدانستيم.
عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي با اشاره به اينكه ميتوان به لحاظ شكلي و ظاهري گفت مردم انتخابات را برگزار ميكنند، افزود: در انتخابات گذشته در ستاد انتخابات كشور يك نفر از كاركنان قديمي و رسمي وزارت كشور در ستاد پذيرفته نشد و همه از بيرون و نهادهاي مخصوص آمدند و در سراسر كشور اكثر معتمدين هياتهاي اجرايي كه شايد در انتخابات گذشته 20 درصد آنها جابجا ميشد تمام اعضايش عوض شدند و انتخابات با ديسيپلين نظامي در اجرا اداره شد و تكليف نظارت هم كه معلوم بود؛ چرا كه برخلاف تدبير هفت نفر از 12 نفر شوراي نگهبان از يكي از كانديداها اعلام حمايت كرده بودند و به نظر من نطفه اصلي اختلافات شروع شده مربوط به اين بود كه نهاد نظارت از بيطرفي خارج شد.
وي تصريح كرد: احمدينژاد و قاليباف هر دو شهردار تهران بوده و هستند و شاهديم كه احمدينژاد دارد از همان روش كه شهرداري تهران را پيش ميبرد در دولت استفاده ميكند، در حاليكه شاهديم در دوره فعاليت قاليباف در هر گوشه شهر عمليات عمراني انجام ميشود، در دوره احمدينژاد هيچ پروژه عمراني شروع نشد اما بيش از يكصد ميليارد تومان وام قرضالحسنه ازدواج داد، 6 الي 7 ميليارد آش رشته در ميان مردم پخش كرد و به مساجد و مدارس غيرانتفاعي كمك كرد و بايد گفت كسي كه برنامه دارد با پول خواستههاي خود را پيش برد، در دولت نيز از اين ابزار استفاده ميكند.
مرعشي افزود: شايد به لحاظ معيار دموكراسي و جمهوري كار جالبي باشد كه آدمي منفعل نه كاملا نماينده اصلاحطلب و نه اصولگرا باشد و در انتخابات شركت كند و پيروز شود؛ اما به آقاي احمدينژاد هم گفتهام كه اگر روساي جمهور قبلي مثل شما خرج ميكردند هيچگاه قدرت به شما نميرسيد. بگذاريد قدرت بچرخد و آيا در شان رياست جمهوري و دولت ايران است كه از نداري مردم به نفع خود سوء استفاده كند؟
عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي همچنين در حالي كه شان جمهوري اسلامي را اين ندانست كه به اعتقاد او نياز مردم به ابزاري براي بردگي جديد تبديل شود، تصريح كرد: ما وجود آزادمردان و آزادزناني كه در برابر اشرافيت فرياد زدند را منكر نميشويم، اما موسوي اشرافي نبود و با توجه به سابقه فعاليتش در سادهزيستي و شعار عدالت عملكردش روشن بود. اما اگر بخواهد اين شيوه نهادينه شود كه بخواهيم از نداري مردم در جهت اهداف خود استفاده كنيم ديگر نه اصولگرا، نه اصلاحطلب و نه ارزشها را ميشناسد و ميپرسم كه شما به دنبال كدام ارزش هستيد؟
مرعشي در ادامه تصريح كرد: به عنوان كسي كه از عمق جان با اين انقلاب و نظام هستم ميگويم كه نبايد بگذاريم رسالت سنگين سياسيون اصلاحطلب و اصولگراي نظام طوري باشد كه منافع و خواستههاي گذراي يك دوره و مصلحتهاي گذرا، ريشه تاثيرگذاري مردم را در كشور بخشكاند.
مرعشي در ادامه با اشاره به اين نكته كه اگر در دورهاي شوراي نگهبان ميديد كسي با دادن چلوكباب به مردم در نزديكي انتخابات راي آنها را ميخرد با آن فرد برخورد ميكرد، گفت: چطور دو هزار و 500 ميليارد تومان از منابعي كه هنوز سود آن اعلام نشده بود به طور مساوي براي سهام عدالت به شهرستانها داده شد؟
به گزارش ايسنا، در ادامه مرتضي نبوي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: به نظر من نظام به اندازه كافي از خود جنبه نشان داد و در يك هفته شاهد تظاهرات غيرقانوني بوديم كه متاسفانه به درگيري و خسارت منجر شد و گاهي با ادامه پيدا كردن اين درگيريها تا پاسي از شب در برخي از مناطق تهران باعث كشته شدن بيست نفر از بسيجيان شد كه تعداد ديگري غيربسيجي نيز در اين جريانات كشته شد.
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با ابراز اين عقيده كه در جريانات پس از انتخابات اتمام حجت صورت گرفته بود، گفت: قرار شد از تاريخ قانوني اعتراضات مطرح شود و فرصت قانوني شوراي نگهبان براي رسيدگي به اعتراضات تمام شد و يك هفته با موافقت مقام معظم رهبري اين فرصت تمديد شد و هياتي از اشخاص كه مرضي الطرفين بودند مشخص شدند كه شكايتها را بررسي كنند و جلساتي در اين زمينه برگزار شد و در نهايت قرار بر اين شد كه محتشميپور به عنوان رييس كميته صيانت از آرا در اين زمينه كار كند كه با همكاري موسوي لاري نامهاي تنظيم شد كه در آن تمامي موارد كه در آن امكان تخلف وجود داشت مطرح گرديد و شوراي نگهبان نيز آن را پذيرفت؛ اما موسوي تنها بر ابطال انتخابات تاكيد ميكرد و معني اين حركت جز اين نيست كه به شعار قانونگرايي عمل نميشود و جامعه به آشوب دعوت ميشود.
وي همچنين در رابطه با قضيه كهريزك توضيح داد: همه در رابطه با جريان كهريزك اظهار تاسف كردند و حتي مقام معظم رهبري در اين رابطه بسيار تاكيد كردند تا پيگيريها براي رسيدگي به تخلفات انجام شود. گرچه بيش از حد در اين رابطه بزرگنمايي شده بود، اما در همان اندازه هم پيگيريها براي برخورد با تخلفات انجام خواهد شد.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: درست است كه احمدينژاد نماينده كل جريان اصولگرا نيست؛ اما در انتخابات اخير عمدهي جريان اصولگرا از احمدينژاد حمايت كردند و عمدهي اصلاحطلبان از موسوي و يك دو قطبي شكل گرفت و به نظر من نطفهي اصلي فتنه در طراحيهايي بود كه از قبل از انتخابات انجام شده بود تا بحث تقلب مطرح شود و همچنين استفاده از سرفصلهايي كه مربوط به انقلاب رنگين ميشد كه قبل، در جريان و بعد از انتخابات مورد استفاده قرار گرفت و اوضاع را به هم ريخت.
نبوي خطاب به مرعشي گفت: شما با تمسخر ميگوييد كه در دوران شهرداري احمدينژاد به مردم آش رشته ميدادند، به مساجد كمك ميكردند و از شما ميپرسم آيا اين بهتر است يا اينكه كارگزاران جيب خود و طرفدارانشان را پر كنند؟ اگر سهام عدالتي به روستائيان داده ميشده است در جهت كاهش فاصلههاي ايجاد شده بين مردم بوده است و طبق قانون و مصوبه به عنوان سهام عدالت به خانواده روستائيان تعلق ميگرفته است و در اين زمينه ميتوانيد از خود كردزنگنه سوال كنيد كه محاسبه سودها انجام شده و بر اين اساس سهام عدالت تقسيم شده است.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه بايد از شعارهاي انقلاب دفاع كنيم كه شامل استقلال و عدالت ميشود، گفت: نبايد بگذاريم طبقه اشرافيگري در كشور ايجاد شود كه مورد كينهي محرومان باشد و فاصله بين مردم و كارگزاران ايجاد شود. اگرچه موسوي سابقه طرفداراي از عدالت را داشت؛ اما در جريان اين انتخابات به خاطر انتساب به اشرافيگري كه آن را نفي نكرد بيشترين ضربه را خورد.
به گزارش ايسنا، در ادامه مرعشي توضيح داد: من اصل سهام عدالت را كار بدي نميدانم البته معتقد هستم نبايد تبديل به عاملي شود كه نوعي بردگي جديد ايجاد كند و دولت تبديل به كارفرمايي بزرگ و مطلق شود.
عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي افزود: هر مسئلهاي در جمهوري اسلامي كه حقوق مردم را براي نظارت عمومي و انتخاب نهادهاي حاكميت و نقش مردم در اين زمينه را ضعيف كند و آزادي و اختيار مردم را كمرنگ نمايد به هر نامي اشكال دارد چه اين كار از طريق استفاده از نيروي نظامي انجام شود، چه از طريق پخش پول در بين مردم. پس ما براي مبارزه با اشرافيگري و دفاع از عدالت، آزادي، استقلال، هيچ سرمايهاي جز مردم آزاده و آگاه نداريم؛ چرا كه مردم آزاده و آگاه هستند كه حكومت خود را اصلاح ميكنند و در مقابل اشرافيت جديد و قديم و شعارهاي فريببنده ميايستند. پس من نميگويم كه چرا به مردم آش رشته دادند؛ اما نبايد با پول راي مردم جابجا شود و اين عين فساد است كه در سياست منشاء فسادهاي فراوان خواهد شد.
وي خطاب به نبوي به عنوان فردي كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام و به عنوان سياستمدار اصولگرا فعاليت ميكند، گفت: چرا شما مقابل اين قبيل رفتارها نميايستيد؟ البته اگر كارگزاران كشور در خدمت به مردم با يكديگر رقابت كنند عين ثواب و صلاح است؛ اما بايد از روشها و شيوههايي درست استفاده شود و با شيوهاي كه احمدينژاد در پيش گرفتند كه در شهرداري و رياستجمهوري مورد استفاده قرار دادند مخالف هستم.
وي با اشاره به اينكه در دولت نهم دادههايي كه دولت دريافت كرد، فوقالعاده بالا بود و شاهد افزايش 200 ميلياردي درآمد فراتر از برنامه و پيشبيني نشده در اين دولت بوديم، گفت: خروجي دولت براي عدالت در اين زمينه چه بوده است؟ در حاليكه اين پول بايد براي جهش صنعتي ايران استفاده ميشد و عدالت اين است كه ريال به ريال پول مملكت در جاي خود هزينه شود و كشور در مسير دستيابي به تكنولوژي و صنعت گام بردارد و اگر دولتي 200 ميليارد دلار درآمد نفتي بيش از برنامه در اختيار داشته باشد و از آن در جهت واردات كالاها استفاده كند و مانع توليد داخلي شود و شعار عدالت بدهد، اين تنها شعاري توخالي است.
به گزارش ايسنا، در ادامه مرتضي نبوي خطاب به مرعشي گفت: شما اگر رسيدگي به محرومين را خلاف آزادگي به حساب ميآوريد و آن را در جهت كمرنگ شدن نقش مردم ميدانيد به نظرم بايد به قضاوت مردم مراجعه كنيد؛ چرا كه در اين دولت فاصلهي بين كارگزاران و مردم كاهش يافت و مردم خود دريافتند كه احمدينژاد از جنس خودشان است و اگر در جمعي بگوييد كه احمدينژاد ضد عدالتترين دولت را اداره كرده است، مردم از شما قبول نميكنند؛ چرا كه در رايشان اين را نشان دادند و مردم ديدند كه احمدينژاد از نزديك با محدوديتهاي مردم آشنا شد و بسياري از گرههاي زندگيشان را باز كرد و شاهد شكلگيري ستادهاي مردمي در روستاها در حمايت از او بوديم و مردم او را به عنوان كسي كه به عدالت زمان انقلاب برگشته ميشناختند با او ارتباط گرفتند.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينكه احمدينژاد تافته جدا بافته نيست، گفت: احمدينژاد براي خود ميز رياست ايتاليايي دست و پا نكرد در حاليكه نوع عملكرد كارگزاران در دهههاي گذشته باعث شده بود مردم به نظام و كارگزاران بدبين شوند؛ پس از شما ميپرسم آيا اين ضد عدالت است؟
وي در ادامه خطاب به مرعشي در پاسخ به اين صحبت او كه گفته بود از سهام عدالت و پول خرج كردن نبايد براي تغيير راي مردم استفاده كرد، گفت: در تمام دولتها از جمله دولت خاتمي، موسوي، هاشمي، احمدينژاد در رابطه با خرج كردن درآمدهاي نفتي فرقي وجود ندارد و هر وقت درآمد نفتي دولت بالا رفته، دولت به سمت خرج آن در زمينه واردات حركت كرده است؛ چرا كه دولتها عمده بودجهشان از ضرب كردن عدد دلار به معادل ريالي ايجاد ميشود و در دوره هاشمي شاهد بوديم كه نرخ ارز از 7 به 140 آورده شد تا به ظاهر گفته شود كسري بودجه كاهش يافته است و در مجلس چهارم با بيآبرويي در سطح دنيا روبرو شديم و با مصيبت و تدبيرهايي توانستيم بدهيهاي خارجي را پرداخت كنيم، پس درآمد نفت در همه دولتها درست خرج نشده است و ميتوان گفت در زمان احمدينژاد نيز ميتوانست بهتر از اينها خرج شود و شاهد بوديم در زمان خاتمي نيز وقتي درآمد نفت بالا رفت، مرز واردات كشور از 30 ميليارد دلار گذشت.
نبوي افزود: فاصله گرفتن مردم از دولت به ويژه در دولتهاي بعد از جنگ آغاز شد و مردم از طبقهاي كه قدرت را در دست داشتند به تدريج فاصله گرفتند و نسبت به آن بدبين شدند و ميخواستند تحولي در دورهي خاتمي ايجاد كنند كه به نتيجه نرسيد. بنابراين براي ايجاد اين تحول اين بار به دنبال احمدينژاد رفتند. البته من در جاي خود به برخي عملكردهاي احمدينژاد انتقادهاي جدي نيز دارم؛ اما نوع نقد من با ايرادهايي كه دوستان آقاي مرعشي مطرح ميكنند متفاوت است.
به گزارش خبرنگار ايسنا، مرعشي در ادامه اين جلسه خطاب به نبوي پرسيد، آيا شما قبول داريد كه درآمدهاي نفتي و دريافتي دولت احمدينژاد از گذشته تا به حال بيسابقه بوده است؟ و گفت: آنچه در اين دولت رخ داد باعث اين شد كه شرايط كشور به لحاظ تجربهي مديريت روابط بينالملل و انباشت تجربه در قانونگذاري و اجرا كه در موقعيت مناسب بود با درآمد فوقالعاده نفت مواجه شود و بعد به جاي اينكه اين درآمد با مشورت و روشهاي علمي براي توسعه صنعتي استفاده شود با بيبرنامگي در جهت ايجاد كف راي اجتماعي هزينه شود. درحاليكه تجربههاي خيز نفتي ما را به اينجا رسانده بود كه در اين شرايط حساب ذخيره ارزي درست كنيم كه در دولت خاتمي براي اولين بار اين اقدام انجام شد و 30 ميليارد دلار ذخيره ارزي داشتيم كه در اين دولت به طور منظم از اين حساب برداشت شد و منشاء بينظميهايي در امور اقتصادي گرديد.
مرعشي با تاكيد براينكه ما با دادن امكانات و سهم به مردم مخالف نيستيم، گفت: نبايد كمك نظام به مردم از انباشت سرمايههايي كه در دست شركتهاي دولتي وجود دارد و ريشه آن از دولتهاي گذشته و حتي قبل از انقلاب بوده است، انجام شود و از اين انباشت سرمايه و توزيع آن در جهت سوء استفاده سياسي بهرهبرداري شود.
عضو حزب كارگزاران سازندگي اضافه كرد: يك بار فرصت پيدا كرديم تا براي قشر ضعيف جامعه منابعي را كه به دست آورديم توزيع كنيم؛ اما بابت دادن اينها نبايد بر سر مردم منت گذاشت و از آن براي جابجا كردن آراء استفاده كرد، چرا كه اين موضوع استقلال و آزادگي مردم را زير سوال ميبرد و شما هم نبايد مخالف آن باشيد؛ چرا كه در توليد منابع ايجاد شده دولت نهم هيچ نقشي نداشته است و تنها در حال حاضر توزيع آن در اختيار اين دولت قرار گرفته است.
مرعشي تصريح كرد: من از موضع دلسوزي براي نظام و كشور صحبت ميكنم و ميگويم اگر قرار شد واگذاري سهام قسطي به يك كشاورز، بازنشسته و غيره به عنوان ابزار سياسي استفاده شود، آزادگي را از او ميگيرد و اين نميارزد چون اگر آزادگي مردم گرفته شود به جمهوري اسلامي لطمه وارد ميشود؛ چرا كه بايد راي مردم آزادانه باشد تا هيچ كس نتواند براي رسيدن به اهداف خود بر روي آن حساب كند. پس من با اصل سهام عدالت مخالف نيستم بلكه با بهرهبرداريهاي سياسي از آن مخالف هستم.
مرعشي گفت: در جمهوري اسلامي مردم مسلمان آزادهاي كه پشتوانه نظام هستند مادامي كه آزادگي و استقلالشان خريداري شود نميتوانند عناصر مفيدي براي پشتباني از نظام و كشور باشند.
به گزارش ايسنا، نبوي در پايان گفت: مردم اين برداشت را ندارند كه سهام عدالت در جهت ايجاد بردگي در آنها است بلكه در جهت ايجاد آزادگي خود آن را به حساب ميآورند و اعتقاد دارند كه صاحب سهامي شدند كه ميتواند سبب پر شدن فاصله طبقاتي ايجاد شده شود و ميپرسند آيا اگر هاشمي رييسجمهور ميشد و توزيع سهام عدالت در دوره او انجام ميگرفت رقبايش بايد ميگفتند كه اين كار در جهت جمعآوري آراء انجام شده است در حاليكه دولتي طبق قانون از شرايط استفاده كرده تا سهامي را در دست مستضعفان جامعه قرار دهد كه اين روش را آقاي هاشمي پيشنهاد داده بود.
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی تصریح کرد: با شرایط سیاسی و اجتماعی موجود اجرای طرح هدفمندکردن یارانهها شدنی نیست.
حسین مرعشی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا افزود: با این حجم بالاي نارضایتی از فضاي حاكم بر اقتصاد كشور چطور میخواهند این کار را انجام دهند.
وی طرح تحول اقتصادی را ادامه برنامه تعدیل اقتصادی دانست و خاطرنشان کرد: با وجود سخت بودن این تعدیل اقتصادی معتقدم که این تعدیل آخرین آن نخواهد بود.
مرعشی با اشاره به اینکه میخواهند قیمت حاملهای انرژی را براساس فوب خلیج فارس افزایش دهند، افزود: در این جا این سوال پیش می آیدکه نرخ ارز در این وسط چقدر است. اگر نرخ ارز 300 تومان باشد که قیمتهای فعلی حاملهای انرژی مناسب است اما اگر نرخ ارز یک هزار تومان باشد همان عدد90 هزار میلیارد تومان یارانه كه طبق ادعایی احمدینژاد به صورت سالانه پرداخت میشود، به دست میآید.
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی با بیان این که برخی معتقدند قیمت واقعی دلار 2 یا 3 هزار تومان است، گفت: دلیل آنها این است که وقتی قیمت مسکن در تهران از واشنگتن، نیویورک و لندن بالاتر است. این موضوع بیانگر واقعی نبودن قیمت ارز در کشور است.
مرعشی تصریح کرد: تعدیل فعلی براساس دلار 1000 تومان است، اما با مطلب گفته شده میتوان دریافت که قیمت دلار بیشتر از اینهاست. بنابراین در آینده نیز برنامه تعدیل خواهیم داشت.
این فعال سیاسی ریشه افزایش یارانهها در اقتصاد ملی را تورم دانست و خاطرنشان کرد: قبل از انجام هر کاری برای تعدیل یا به تعبیر احمدینژاد تحول باید تورم مهار شود.
مرعشی ریشه تورم را بیانضباطی مالی دولت عنوان کرد و اظهارداشت: دعوای مجلس و دولت در لایحه هدفمندکردنیارانهها این است که دولت میگوید پول حاصل از این طرح باید در اختیار دولت باشد تا هر کاری که خواست انجام دهد که این موضوع بیشتر در حقیقت باعث افزايش بیانضباطی مالی دولت خواهد شد.
او تصریح کرد: 2 سال دیگر سرجای اول خواهیم بود، بنابراین لازم است برای اجرای تعدیل یا تحول اقتصادی دولت در هزینه کردن منابع انضباط داشته باشد يا به عبارتي، رفع بيانضباطي مالي دولت قبل از اجراي هر طرحي اهميت دارد.
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی گفت: دولتهای گذشته نیز تعدیل اقتصادی داشته اما چون منابع این کار را مجددا به جامعه تزریق میکردند تورم ادامه پیدا کرد.
مرعشی با طرح این ادعا که برنامههاي دولت يا توان رفع گرههاي اقتصادي را ندارد يا براي عبور از موانع اقتصادي طراحي نشدهاند، گفت: اگر برنامههاي دولت در پي باز كردن گرههاي اقتصادي بودند بايد تا به حال حداقل رکود بخش مسکن مرتفع میشد.
وی وزیر اقتصادی و دارایی را تعدیل کننده سیاست اقتصادی دولت دانست و اظهار داشت: اقتصاد از جايي بيرون از وزارت اقتصاد هدايت ميشود و فرماندهي آن بر عهده رييس دولت است.
حامد طبيبي: گويي تقدير اين بود که گفت وگو با سياستمدار کارکشته اصلاح طلب در هفته گذشته امکان انتشار نيابد و در روزي بر صفحات «اعتماد» جاي بگيرد که قرار گرفتن اخبار و عکس هاي دادگاه بازداشت شدگان روي چند خبرگزاري خاص در کنار بي اطلاعي نمايندگان مجلس و خانواده هاي آنها از روز دادگاه، فضايي خاص را ايجاد کرده است. گفت وگو با سيدحسين مرعشي در شرايطي انجام شد که نگراني در خصوص وضعيت فعالان سياسي اصلاح طلب بازداشت شده و کمبود تحليل هاي جامع پيرامون آنچه بر انتخابات گذشت، سمت و سوي پرسش ها را مشخص مي کرد. سخنگوي حزب کارگزاران سازندگي به دليل نزديکي سياسي و خانوادگي به آيت الله هاشمي رفسنجاني، مرجع خوبي براي طرح انتظارات جامعه از رئيس مجلس خبرگان و واکنش هاي موافق و مخالف به خطبه هاي تاريخي نماز جمعه تهران به شمار مي رود.
-در گفت وگوهاي گذشته و برخي جلسات، جنابعالي و ساير فعالان سياسي اصلاح طلب در خصوص احتمال انجام برخي سناريوها در فضاي انتخابات از سوي برخي محافل هشدار مي داديد اما به موازات آن اعتقاد داشتيد به اندازه يي «درايت» در سيستم وجود دارد که مانع ماجراجويي آنها شود.آيا اين امر اتفاق افتاد؟
يک ضرب المثلي در فرهنگ ما کرماني ها هست که نمي دانم در بين شما تهراني ها چگونه استفاده مي شود. اينکه «سفره ننداخته، نه زشت است و نه جون». جون در اصطلاح کرماني يعني زيبا. اين ضرب المثل بر اين نکته تاکيد دارد که وقتي نمي توان سفره يي زيبا انداخت، دليلي وجود ندارد که سفره زشت انداخته شود و همان بهتر که اصلاً پهن نشود. با اين «همسويي» کم نظير جامعه و نخبگان حول محور مهندس موسوي بود که يک انتخابات کاملاً رقابتي و جدي رقم زده شد و مردم نظام را به اوج بردند اما ناگهان برخي از بالاترين ارتفاع، آن را بر زمين زدند و به کشور لطمه جدي وارد شد.
-اگر چنين فضايي را پيش بيني مي کرديد با مدلي شبيه انتخابات مجالس هفتم و هشتم که به دليل رد گسترده صلاحيت نامزدهاي شاخص اصلاح طلب، با حداقل پتانسيل وارد صحنه شدند، به حرکت سياسي مي پرداختيد؟
بله، در انتخابات مجالس هفتم و هشتم همين اتفاق افتاد و با يک انتخابات کمرنگ از حيث مشارکت عمومي مواجه بوديم. به نظر من اتفاقات انتخابات دهم، مصداق همان سفره يي شد که کاش پهن نمي شد. به بيان ديگر کساني که علاقه مند به بقاي نظام هستند - که تعدادشان کم نيست - کاستي هاي نظام را ممکن بود تحمل کنند اما لطمه به آبرو و جايگاه آن را غيرقابل تحمل مي دانند. کاستي با ضربه خوردن متفاوت است. اگر نظام قابل دفاع باشد کاستي هاي آن قابل تحمل و اصلاح است اما اگر قرار شد نظام رويه يي ديگر در پيش بگيرد و نيروهاي مسلحي که تا امروز فرض بر اين بوده که آنها مدافع استقلال، تماميت ارضي کشور و حافظ امنيت مردم هستند به خيابان ها آمده و حوادث زننده يي رخ دهد که مردم در جريان آن هستند. اما اگر حيثيت داخلي و بين المللي يک نظام لطمه ببيند، نه ديگر امکان دفاع از آن وجود خواهد داشت و نه اساساً چنين شرايطي قابل دوام خواهد بود.
انقلاب مخملي اتهام بي مبنايي است
-تحليلگران مستقل و منتقد وضع موجود بر اين باورند که اتفاقات انتخابات امري قابل پيش بيني نبود و واکنش جامعه به آن، اين مساله را اثبات مي کند. توضيحات شما از زاويه نگاه اصلاح طلبان و مردم نبود. آنها مي گويند هر چه بود به فرد مورد نظر اکثريت مردم يعني مهندس موسوي امکان ورود به قدرت داده نشد. نگاه اصلاح طلبان به اين مساله چيست؟
اگر از زاويه نگاه اصلاح طلبان به اين اتفاقات بنگريم، برداشت خود من اين است که آنچه حاصل شد، از رئيس جمهور شدن مهندس موسوي براي کشور بهتر است.
-اما اين برخلاف تلاشي است که در يک سال گذشته در ميان همه نيروهاي منتقد صورت گرفت. چه توضيحي براي آن داريد؟
بله، ممکن است تحمل اين حرف بسيار دشوار باشد اما در سوال قبلي شما به نکته درستي اشاره کرديد و آن غيرقابل پيش بيني بودن اين حجم از تخلفات و برخوردهاي پس از آن بود که من براساس آن، تحليل امروز خود را ارائه مي کنم. من از زماني که به عنوان يک عضو ساده جمعي از فعالان سياسي ايران از انتخابات مجلس پنجم، وارد عرصه سياست ملي شدم و حزب کارگزاران پايه گذاري شد تا امروز، هميشه يک دغدغه اصلي داشتم و آن اينکه خطري نظام را تهديد مي کند؛ اينکه نظام به سمت تبديل شدن به يک نظام بسته و تک صدايي حرکت کند.
-تحولات مقطعي که اشاره کرديد - يعني مجلس پنجم - داراي اهميت زيادي از نظر تحليلگران است. شما قبل از آن ضرورت کار تشکيلاتي را احساس نمي کرديد؟
من در کرمان به طور جدي، درگير مسائل سياسي و اجرايي بودم اما از زماني که به عنوان رياست دفتر رئيس جمهور در دولت آيت الله هاشمي رفسنجاني مشغول به کار شدم، روند تحولات را بيش از گذشته مي توانستم بررسي کنم. در آن مقطع ما به دنبال فعال شدن بيشتر مجمع روحانيون مبارز و سازمان مجاهدين انقلاب براي انتخابات مجلس پنجم بوديم که به دليل شرايط وقت، مجمع دلخوري هايي نسبت به شيوه هاي اداره کشور داشت و تنها سازمان مجاهدين انقلاب تصميم به فعال تر شدن گرفت.
-به سوال قبل بازگرديم؛ به دغدغه خود نسبت به حرکت نظام اشاره کرديد.
معتقد بوديم نظام تک صدايي ممکن است به دليل شايستگي که در رهبران جمهوري اسلامي وجود دارد در کوتاه مدت به ديکتاتوري منجر نشود اما قطعاً در درازمدت، بستري را براي يک نظام کاملاً بسته ايجاد خواهد کرد. از نظر ما اساساً دوره ايجاد و استقرار ديکتاتوري هاي جديد در دنيا سپري شده است.
-چرا؟
به هر حال امروز انفجار در تبادل اطلاعات امري انکارناپذير است. هرچقدر هم نظام ها بخواهند فضاي دسترسي به گردش آزاد اطلاعات را محدود کنند، مردم به طرق مختلف آنچه بخواهند را به دست مي آورند. سيستم هاي بسته فقط به ملت و کشور خود ضربه مي زنند و بستر را براي نقش آفريني بيگانگان فراهم مي کنند.
-يکي از انتقادات اصلي مهندس موسوي و آقايان خاتمي و کروبي و همه اصلاح طلبان به روش پوشش دهي اخبار در راديو و تلويزيون است و روش به کار گرفته شده در اين رسانه را تبعيض آميز و غيرحرفه يي مي دانند. در حوادث اخير عملکرد اين رسانه در راستاي مديريت بحران تا چه حد موفق بود؟
نمونه بارز بسته بودن سيستم گردش اطلاعات به عملکرد راديو و تلويزيون دولتي برمي گردد که من اين روزها خيلي از بابت آن تاسف مي خورم. انحصاري کردن رسانه بزرگي مانند راديو و تلويزيون در يک سازمان و حکومتي کردن آن از يک سو و اعمال سياست هاي بسته در اين تنها رسانه ديداري و شنيداري از سوي ديگر، کشور و مردم را به نقطه يي رسانده که آنها را ناگزير به انتخاب ساخته است يعني يا بايد به همين اطلاعات نادرست و داراي غرض سياسي اين رسانه اعتماد شود و خود را در دسترسي به اطلاعات ساير منابع، تحريم کنند يا اينکه بايد پاي شبکه هايي بنشينند که اگر براي ايران و مردم آن «خير» هم بخواهند از زاويه منافع ملي آن کشورهايي است که رسانه هاي مذکور را اداره مي کنند. نمي خواهم مانند برخي بگويم بي بي سي حتماً در حال توطئه است اما قطعاً به مسائل ايران از زاويه منافع انگلستان نگاه مي کند. البته کارکرد هر رسانه يي به همين صورت است اما شکل پرداخت آن به اخبار و وقايع بسيار اهميت مي يابد.
VOA قرار نيست با هزينه ماليات دهندگان امريکايي اداره شود اما منافع آنها را تامين نکند. البته ممکن است برخي منافع ميان مردم ما و آنها مشترک باشد اما زاويه نگاه آنها، «منافع ملي امريکاست». چه عملکردي از اين نابخردانه تر که مردم را بين دسترسي به اطلاعات محدود يا اطلاعات مسموم ناچار به انتخاب کنيد؟ حرف اصلي اصلاح طلبان از مجلس پنجم به بعد اين بود که اگر سيستم به سمت تک صدايي برود از آن ديکتاتوري خارج خواهد شد.
-چرا آن مقطع؟ آيا علائم و نشانه هاي خاصي را ملاحظه مي کرديد؟
اساساً تشکيل کارگزاران سازندگي براي شکستن تک صدايي بود که برخي جريان هاي سياسي احساس مي کردند عده يي به استقرار آن علاقه مند هستند. آنها تک صدايي را از چندصدايي بيشتر مي پسنديدند و خطر اين مساله از سوي ما قابل ناديده گرفتن نبود. اما تا انتخابات اخير، احزاب و گروه هايي که بعدها اصلاح طلب نام گرفتند نمي توانستند اين نيت خير خود را بيان کنند. شما اگر به صريح ترين و شفاف ترين سخنان آقاي مهندس موسوي در مبارزات انتخاباتي اخير بازگرديد، مي بينيد ايشان مي گويد در دولت نهم، قانون گرايي وجود ندارد و دولت قانون گريز شده است. وي مي گويد رئيس دولت «دروغ» مي گويد و البته کارآمد هم نيست. يعني محورهاي اساسي مورد بحث مهندس موسوي عدم صداقت، ناکارآمدي و قانون گريزي دولت است. فردي هم که مخاطب اين حرف هاست آقاي احمدي نژاد است. آقاي موسوي بر حسب ظاهر رئيس جمهور نمي شوند و آقاي احمدي نژاد با اختلاف راي بيش از 10 ميليون، به عنوان رئيس جمهور اعلام مي شود.
اعلام اين نتيجه آنقدر براي مردم - به ويژه در پايتخت و شهرهاي بزرگ- بهت آور است و آنقدر اين نتيجه از نظر اکثريت مردم با واقعيت ها فاصله دارد که مردم ايران چندقدم از همه سياسيون جلوتر رفته و «حرف آخر» را مي زنند.
-بر اساس چه معياري مي گوييد مردم چند قدم جلوتر رفتند؟
اگر شعارهايي که در تجمعات اعتراض آميز ميليوني مردم سر داده شد بررسي شود، مي بينيم اين شعارها خيلي از خواسته هاي مهندس موسوي و احزاب اصلاح طلب جلوتر است. من معتقدم حرفي را که فعالان سياسي اصلاح طلب در «لفافه» مي گفتند و براي بيان شفاف آن- بنا به دلايل مختلف به ويژه مصالح کلي مردم و کشور- ملاحظاتي داشتند، مردم ايران آن را با صداي بلند بيان کرده و اصلاً از سه، چهار روز بعد از انتخابات، خواسته عمومي ملت ايران هيچ يک از سخنان دوران تبليغات انتخابات نيست. مردم مشکل و درد را شناختند.
-اگر اين «درد» از زمان مجلس پنجم از سوي شما شناخته شد چرا براي درمان قطعي آن با مردم سخن نگفتيد؟
چرا، در مقاطع بسياري اين کلام به شکل سربسته به مردم گفته شد. مانند اکثر سخنراني هاي آقاي خاتمي، نطق هاي اصلاح طلبان در مجلس ششم، هشدارهاي انتخابات مجالس هفتم و هشتم و البته رياست جمهوري نهم. اما همه ما به دليل علاقه مندي به نظام سعي مي کرديم با مسکن هايي اين درد را آرام کنيم اما اين بار مردم فرياد زدند و اعلام کردند مشکل را شناخته اند. اينکه مشکل کشور بسته بودن سيستم، صدا و سيمايي که به سانسور اخبار داخلي و خارجي دست مي زند، تک صدايي و اعمال نظر افراد به جاي نظم جمعي و تمکين در برابر قانون است. اينجاست که مي گويم اين امر مبارکي براي ايران است که حتي از رئيس جمهور شدن آقاي مهندس موسوي نيز موثرتر است.
-اما نگاه بخش هايي از نظام با آنچه شما اعتقاد داريد که خواست عمومي مردم ايران است، متفاوت است.
افزايش مطالبات امر مبارکي است و مسوولان نظام به هيچ وجه نبايد در خصوص آن واهمه داشته باشند. اگر مسوولان نشان دهند ظرفيت درک جامعه امروز ما را دارند، خودشان هم بزرگ مي شوند و نظام حالت «استيبل» به خود گرفته و پايدارتر خواهد شد و مي تواند سه دهه ديگر نيز اهداف خود را جلو ببرد. اين امر مشروط به اين است که مسوولان محترم نشان دهند مي توانند ظرفيت جامعه امروز ما را مديريت کنند.
-با توجه به آنچه رخ داد، اين توانايي تا چه حد وجود دارد؟
من در اين بخش ضعف هاي بسيار زيادي مي بينم. به عنوان مثال اگرچه هنوز هيچ اسمي اعلام نشده و برخلاف رويه هاي مرسوم تهيه کنندگان يک اطلاعيه حاضر به قرار دادن امضاي خود در پاي آن نيستند اما اگر همان طور که گفته مي شود 50 نفر از اعضاي خبرگان اين بيانيه را امضا کرده باشند، معناي آن اين است که متوجه نشده اند راه دفاع از رهبري چيست و جامعه امروز ايران و مطالبات «متفاوت» آن را نشناخته اند.
-شما همچنان از واژه «اگر» استفاده مي کنيد. چهره هاي شاخص اصلاح طلب اعلام مي کنند به طور واضح از انتخابات مجلس هفتم متوجه وجود درک نادرست از تمکين در برابر خواسته ملت شده اند و «خشت اول» اتفاقات رياست جمهوري دهم در آن مقطع نهاده شد. فکر نمي کنيد شرايط روشن تر از «اگر» گفتن است؟
دو بحث وجود دارد؛ ما به اجماعي ملي در ميان نخبگان، روشنفکران، مراجع و علما، هنرمندان و عامه مردم نيازمند بوديم که نمي توانست هفت سال قبل اتفاق بيفتد. اين امر بايد به تدريج رخ مي داد. نگاهي به صحنه سياسي ايران بهتر اين موضوع را روشن مي کند. در خرداد 76 آقايان خاتمي و ناطق نوري با هم رقيب بودند اما در سال 88 مواضع بسيار نزديکي به يکديگر پيدا کرده و در انتخابات به دنبال يک هدف بودند. آقاي عباس آخوندي در سال 76 به عنوان نماينده آقاي ناطق در ستاد انتخابات کشور مي نشست و آقايان محسن هاشمي، من و ديگر دوستان به عنوان نمايندگان آقاي خاتمي در ستاد حاضر بوديم. امروز من و آقايان آخوندي، زنگنه، صفدرحسيني و... همه در يک جبهه فعال هستيم.
-اين از ديدگاه شما نشانه شکل گيري اجماع مورد نظر شماست؟
بله، در يک مقطع تعداد فعالان سياسي که احساس مي کردند حرکت به سمت يک نظام بسته به سود کشور نيست محدود بود؛ جمعي متشکل از احزاب کارگزاران، سازمان مجاهدين انقلاب و چند تشکل کوچک. در خرداد 76 اين جمع بزرگ تر و در خرداد 88 به يک اجماع نسبي مبدل شد که نشانه هاي آن حتي در ميان اصولگرايان معتدل قابل رويت است. امروز شناخت درد فراگير شده است و در ميان مردم نيز در مقطع انتخابات و بعد از آن به صورت «انفجاري» بروز کرد. اينکه مي گويم «اگر» متوجه شوند، بحث من بخش هايي از حاکميت است وگرنه در سمت احزاب اصلاح طلب، مردم، مراجع تقليد، علماي روشن بين، دانشجويان و استادان هيچ ترديدي در شناخت مشکل اصلي وجود ندارد؛ اينکه ايران ديگر طاقت سيستم بسته يي را که آقايان جنتي و محمد يزدي بخواهند براي آن تعيين تکليف کنند، ندارد. امروز يک فرصت تاريخي در اختيار حاکميت قرار دارد که بايد به جاي فکر کردن به ادامه سيستم فعلي، با نخبگان و بزرگان سياست مورد اعتماد مردم به تعامل مستقيم بپردازد.
متاسفانه ديده مي شود از واژه هاي تاريخ مصرف گذشته يي مانند «ساقط شدن بزرگان» استفاده مي کنند اما به نظر من مسوولان نظام در معرض امتحان بزرگي قرار دارند. آنها مي توانند براي تحقق اهداف ملي در يک فراخوان عمومي شخصيت هاي تاثيرگذار را به کار بگيرند و تلاش کنند از مسيرهاي قانوني خواسته هاي مردم را محقق سازند.
-اما هسته اصلي جريان مورد اشاره شما نشان داده نيازي به شريک کردن افرادي که شما از آنها نام مي بريد، در اداره شرايط ايجاد شده بعد از انتخابات نمي بيند.
من بيانيه عده يي از اعضاي خبرگان را به عنوان يک شاهد مثال آوردم تا به ديگران برنخورد. اين بيانيه نشان مي دهد درک روشني از واقعيت هاي جامعه وجود ندارد و به همين خاطر، بيانيه از سوي برخي اعضاي بلندپايه و داراي منزلت فقهي و اجتماعي اين مجلس رد شد و نسبت به آن اعتراض کردند. آنها متوجه نيستند مردم از سخنان تکراري و شعارگونه از اين دست عبور کرده اند و اگر اين امر را درنيابند، عواقب آن گسترده تر از آن چيزي خواهد بود که اين روزها اتفاق مي افتد.
-موافق باشيد به نقش آيت الله هاشمي رفسنجاني بپردازيم. ناظران معتقدند در چهار سال اخير و از مقطع بعد از انتخابات رياست جمهوري نهم تاکنون، نگاه مردم به ايشان نگاهي مطالبه گراست. يعني اعلام مي کنند با توجه به ويژگي هايي که در آقاي هاشمي وجود دارد، توقع همگرايي بيشتر با همه گروه هاي مرجعي که به آن اشاره کرديد وجود دارد. آيا عملکرد ايشان که نقطه اوج آن را در نماز جمعه تاريخي تهران ديديم، اين تقاضاي جامعه و سياسيون را پاسخ مي دهد؟
به نظر من در خصوص حرکت فعلي آقاي هاشمي چند نکته مهم وجود دارد؛ نخست آنکه آقاي هاشمي بخشي از ظرفيت هاي واقعي خود را نشان داد. اگر به تاريخ زندگي ايشان بازگرديم، جزء افرادي بوده که وقايع را به خوبي تجزيه و تحليل کرده و بر اساس آن به خوبي حرکت خود را تنظيم کرده است.
او از آغاز حرکت انقلاب اين تشخيص را داشته که مي توان با محوريت يکي از مراجع بزرگ، حرکت کرده و نظام وقت را ساقط کرد. اگر به دوران بعد از انقلاب بازگرديم مي بينيم آقاي هاشمي همواره توانايي ايجاد موج در ميان مردم و حتي روحانيون را داشته است. حضور آقاي هاشمي در مجلس و ارتباط تنگاتنگي که با امام داشته، مجلس را به راس امور تبديل مي کند. اين مجلس را آقاي حدادعادل به راس امور تبديل نکرد بلکه شخصيت آقاي هاشمي در سال هايي که ساختارها هنوز شکل نگرفته بودند، آن را به جايگاه رفيعي مبدل ساخت. در دوران دفاع مقدس و پايان جنگ نيز نمي توان نقش ايشان را ناديده گرفت. نامه آقاي هاشمي به مقام معظم رهبري که پيش از انتخابات منتشر شد، داراي جملات بااهميتي است. اينکه مي توان سرچشمه را با بيل گرفت اما وقتي که آب به راه افتاد، با «پيل» هم نمي توان آن را مهار کرد يا هشدارهايي درباره اينکه آتشفشان هايي را مي بينند که به فوران نزديک مي شود، بسيار نامه دقيق و حساب شده يي بوده و از عمق شناخت ايشان از تحولات اجتماعي و سياسي ايران و منطقه حکايت دارد. خطبه هاي نماز جمعه ايشان نيز در تداوم همين ايفاي نقش طبقه بندي مي شود. جالب اينجاست که آن چند عضو مجلس خبرگان به جاي تجليل از آقاي هاشمي، آن بيانيه را صادر مي کنند. آنها متوجه نيستند آقاي هاشمي روحانيت و نظام را از رويارويي با مردم نجات داد.
-اما سخنان ايشان، موجي از انتقادات را در ميان برخي جريانات سياسي و حوزوي به دنبال داشت.
بايد توجه داشت در اين روزها همه از همراهي آقاي هاشمي با مردم ياد مي کنند اما من مي گويم اين همراهي با مردم - که شايسته، صحيح و لازم بود - بيش از آنکه با مردم باشد با نظام، رهبري و روحانيت بود. ايشان از نظام دفاع کرد و هنوز چند عضو خبرگان - که اعلام نمي کنند چه افرادي هستند - مي گويند آقاي هاشمي بيايد شفاف از رهبري دفاع کند. معني اين امر اين است که تعريف آنها از دفاع، تعريف ناشيانه يي است يعني اينکه رهبر انقلاب مطلبي را عنوان کنند و از فرداي آن روز ائمه جمعه و جماعات و مقامات کشور بيانيه بدهند و تشکر کنند. اين دفاع از رهبري نيست بلکه دفاع از خودشان است. آنها مي خواهند خودشان را عزيز کنند و موقعيت خود را تثبيت کنند.
-از نظر شما دفاع آقاي هاشمي مبتني بر چه مولفه هايي است؟
بزرگ ترين دفاع از روحانيت و مرجعيت، تفکر امام و اصل نظام اين است که امروز با مردمي که از رفتارهاي ماموران حاکميت عصباني هستند، همراهي شود و آقاي هاشمي طبق اعتقاد خود در اين مسير در حال حرکت است. ايشان نشان داد به مردم و کشور خود و نظامي که براي آن مبارزه کرده، به زندان رفته و سخت ترين شکنجه ها را گذرانده است و به دوست قديمي خود که آقاي خامنه يي است وفادار است. اما جنس وفاداري او متفاوت است؛ عميق و عالمانه است و از سر درد، نه يک وفاداري تقليدي و کورکورانه. او تفاوت خود را با ساير روحانيوني که داراي سمت هاي مختلف رسمي در نظام هستند نشان داد؛ اينکه روحانيت هنوز داراي ظرفيت هايي است که مي تواند مردم آگاه و «متفاوت» سال 88 ايران را درک کرده و رهبري کند.
- تخريب آقاي هاشمي موضوع تازه يي نيست؛ از نطق هاي تخريبي چهره هاي تندرو مجلس هفتم در انتخابات رياست جمهوري نهم عليه آقاي هاشمي، توزيع ميليون ها سي دي تخريبي، سنگ اندازي در مسير رياست خبرگان و... . اما در اين دوره، تحليلگران معتقدند عده يي دست به يک «انتحار سياسي» عليه آقاي هاشمي، خانواده ايشان و مديران ادوار مختلف نظام زدند. چرا اين اتفاق افتاد؟
به لحاظ تفکري و مبنايي، امروز فضاي سياسي ايران کاملاً دوقطبي شده است. در يک سو افرادي قشري، سطحي نگر، فرصت طلب، اهل معامله و مماشات و حفظ قدرت به هر قيمتي ايستاده اند و در سوي ديگر، مجموعه وسيعي از خردمندان و دلسوزان ايران قرار دارند که تا امروز، اکثريت قاطع آنها دفاع از ايران را در قالب «جمهوري اسلامي» و بدون ساختارشکني پيگيري مي کنند. ممکن است روزي اين امکان از سوي مردم به طيف دوم داده نشود که به اين شکل از کشور دفاع کنند و مطالبات جدي تري را از آنها بخواهند، اما تا امروز مجموعه گسترده يي از خردمندان کشور ايستاده اند و در برابر لطماتي که قشريون به خود، کشور و نظام وارد مي سازند، مقاومت مي کنند. امروز دو جبهه کاملاً متفاوت از لحاظ محتوا و ساختار فکري و خاستگاه در برابر هم صف آرايي کرده اند. من هنوز اميدوار و علاقه مند هستم مسوولان عالي رتبه نظام، تفاوت ميان آقاي سيداحمد خاتمي با آقاي هاشمي را بفهمند و تصور نکنند آقاي هاشمي انتقادي حرف زده و سيداحمد خاتمي با دادهايي که مي زند در حال دفاع از نظام و رهبري است. من بدون آنکه بخواهم به طور مستقيم دلايل تخريب گسترده آقاي هاشمي و طيف وسيعي از مديران باکفايت نظام از سوي قشريون را تحليل کنم- چرا که معتقدم اکنون اولويت هاي ديگري حول منافع مردم وجود دارد- به طور غيرمستقيم خواستار توجه به تفاوت ها هستم. بايد اين مساله درک شود که راه دفاع از نظام و ولايت، اين قبيل کارهاي سطحي قشري نگران نيست.
- در کدام چارچوب اين دفاع منطقي است؟
دفاع امروز از نظام بايد در قالب دفاع از حقوق ملت باشد. اگر مشروعيت نظام منشاء مردمي نداشته باشد، نظام بايد به سمت موقعيتي حرکت کند که فقط به قواي امنيتي و نظامي متکي است.
- آقاي هاشمي در ديدار با اعضاي کميسيون امنيت ملي، دستگيري خانم فائزه هاشمي، همسر و دختر شما را در راستاي فشار بر خود ارزيابي کرده و از آن ابراز تاسف کرده بودند. همچنين دستگيري برخي اعضاي حزب کارگزاران، نشست خبري که در قم توسط آيت الله يزدي فرداي خطبه هاي آقاي هاشمي برگزار شد و ... در اين راستا ارزيابي شده است. از نظر شما اهداف اين اقدامات چيست؟
ما هيچ انتظاري نداشته و نداريم که در خصوص ما با بقيه مردم و فعالان سياسي تفاوت قائل شوند. به هر حال ما و اعضاي خانواده آقاي هاشمي مانند همه هستيم. اعتراض ها به اين است که چرا به اين تحليل رسيده اند که چرا به جاي شنيدن سخنان و دغدغه هاي نخبگان کشور، آنها را زنداني کرده اند؟ چرا با فعالان سياسي طراز اول کشور که در احزاب يک جناح سياسي شاخص و مورد اعتماد مردم به فعاليت مشغول هستند و با ملاک گرفتن کلام رهبري «همه عضو خانواده انقلاب هستند» و همه خدمت کرده اند که 40 ميليون نفر از مردم در انتخابات مشارکت کنند، اين گونه برخورد مي شود و حتي خانواده هاي آنها از محل نگهداري عزيزان خود بي خبر هستند؟
- به خانم هاشمي و اعضاي خانواده شما دلايل بازداشت تشريح شده بود؟
برخي نهادهاي امنيتي براي توجيه آنچه به وجود آورده اند، اتهام بي مبنايي به نام انقلاب مخملي را مطرح کرده اند بدون آنکه مدارک و مستندات نسبت دادن اين ادعا به ياران امام و نيروهاي انقلاب که جزء مديران ارشد نظام بوده اند را ارائه دهند. به آنها گفته شده بود شما به قصد تحريک مردم براي مقابله با نظام به خيابان آمده ايد. اين سخنان با واقعيت اختلاف زيادي دارد و اين از سوي اعضاي خانواده ما به آن افراد گفته شده بود.
- آقاي مهندس موسوي و جناب کروبي، بارها درباره اين موضوع توضيح داده اند که معترضان با پتانسيل بالاي خود و در شکل گسترده به بيان دغدغه هاي خود مشغول هستند و حضور مردم از ظرفيت دعوت اصلاح طلبان از آنها بيشتر است. پيام اين مساله از سوي نهادهاي ذي ربط مورد توجه نيست؟
متاسفانه توجه لازم به اين واقعيت بزرگ وجود ندارد. بعضاً براي توجيه برخي خطاها که موجب عصباني شدن مردم شده است اين مسائل عنوان مي شود و به جاي اينکه اشتباهات و ضعف مديريت بحران پذيرفته شود، بهانه واهي به نام «انقلاب مخملي» ايجاد شده است. فعالان سياسي اصلاح طلب را بعد از بازداشت در شرايط سختي قرار داده اند و هنگامي که صدمات جاني در زندان ها غيرقابل انکار مي شود و به خاطر فشار افکار عمومي از ميان همفکران خودشان در مجلس گروهي براي بازديد از اوين مي روند، فعالان سياسي اصلاح طلب را به مکان نامعلوم ديگري منتقل مي کنند. آيا نبايد اين شائبه در ذهن ما ايجاد شود که آنها تحت «اقرارگيري»، صدمه ديده اند؟هيچ کدام از اين روش ها، مساله مردم ايران را حل نخواهد کرد. اگر قرار است اين مشکل حل شود، هيچ راهي به جز «استراتژي» که آقاي هاشمي طراحي کرده اند وجود ندارد. حرکت آقاي هاشمي تاکتيکي نبود بلکه کاملاً مولفه هاي حرکت استراتژيک را در خود داشت. به طور رسمي در خطبه نماز جمعه به استناد احاديث، روايات، سنت رسول الله (ص) و شيوه حضرت امير(ع) و خط مشي امام(ره) اعلام کرد اگر مردم نباشند جمهوري اسلامي از مفهوم آن تهي خواهد شد. نه تنها جمهوري نيست بلکه اسلامي هم نخواهد بود. اين موضوع ميان فقهاي بزرگ نيز محل اختلاف است که منشاء مشروعيت نظام در کجاست و اگر عده يي بخواهند با سخنان تند و بي پايه، اين استراتژي را ناديده بگيرند، مشخص است که متوجه عمق خطر نشده اند. کشور با اين شرايط به دام خطرناکي انداخته خواهد شد.
يکي از سناريوهايي که از سوي محافل تندرو بر ضد اصلاح طلبان تبليغ مي شود، اين است که در زمان آنها، جنگ سياسي در کشور حاکم بود. اما ناظران معتقدند در طول چهار سال گذشته که همه قوا در اختيار يک جريان بوده، تنش هاي سياسي بروز کرده در تاريخ ايران بي سابقه است. هنوز جوهر نتايجي که اعلام شد خشک نشده که ماجراهايي مانند معاون اولي مشايي، عزل وزرا و بي توجهي به نامه رهبر انقلاب، فضاي سياسي را التهاب آلودتر کرد. بعضاً گفته مي شود اين اتفاقات «واقعي» نيست. شما چه تحليلي از آن داريد؟
اول بگويم که من سلسله حوادث اخير را مهم مي دانم اما نه به اندازه يي که تخلف در انتخابات را فراموش کنيم. اما اين دعواي اخير ميان آنها ساختگي نيست و کاملاً جدي است.
- چه استدلالي براي تحليل خود داريد؟ بعضاً آن را يک «بازي سياسي» از سوي حاضران در دستگاه اجرايي مي دانند.
نه، اين مساله از نظر من يک «بازي» نيست. يک اشتباه استراتژيک در خصوص جرياني که در چهار سال گذشته، دولت را در اختيار داشت رخ داده که مي خواهم به آن بپردازم. اين اشتباه در ميان مجموعه نهادهايي اتفاق افتاد که وظيفه ارائه خدمات مختلف از قبيل تحليل کلان مديريتي به مقامات عالي رتبه نظام را نيز بر عهده دارند.
- اين اشتباه از نظر شما در کجا رخ داده است؟
اشتباه راهبردي اينجاست که توازن قوا به سود يک فرد يا يک جمع کوچک و از زوايه يي ديگر به سود يک قوه به هم خورده است. به بيان ديگر زماني يک نظام مي تواند به خوبي اداره شده و هزينه ها حداقل و منافع حداکثر شود که مجلس از هويت مستقل و قدرت لازم براي مهار کردن دولت برخوردار باشد و دولت هم استقلال خود را در مقابل مجلس حفظ کند. زماني کشور مي تواند با مديريت صحيح به پيش برود و شاهد اين باندبازي ها و دعواهاي شخصي نباشيم که قوه قضائيه بتواند در مواقع لزوم با ابزارهاي قانوني خود نظير سازمان بازرسي کل کشور، تخلفات دولت را شناسايي و با آن برخورد کند. مي گويند در بودجه سال 86 يک ميليارد دلار گم شده و مجلس و قوه قضائيه امکان رسيدگي ندارند. اکثريت قاطع نمايندگان مجلس در مجالس هفتم و هشتم، ابهاماتي را در خصوص کفايت آقاي احمدي نژاد براي اداره کشور مطرح کردند و براي طرح سوال، امضا هم جمع آوري کردند اما اراده هايي مانع بررسي اين مساله شد. وقتي توازن قوا در ميان قوا به سود دولت به هم مي خورد، چنين اتفاقاتي طبيعي است چرا که هيچ گونه توجهي به اين مساله نشده است که ايجاد مصونيت براي رئيس دولت و همراهان او چه مفاسدي را براي کشور به دنبال دارد. يا در نظام سياسي وقتي توازن قوا به نفع يک «باند سياسي» به هم زده مي شود، بايد هم نظام رقابت سياسي دچار خدشه شود. حتي در ميان اصولگرايان نيز اين بي توازني به چشم مي خورد.
- مثالي ارائه مي دهيد؟
آقايان قاليباف، لاريجاني و رضايي سه شخصيت شناخته شده اصولگرا هستند اما براي حضور يا عدم حضور در انتخابات قادر به تصميم گيري نبوده يا با خريدن هزينه هاي گزافي به جان - مانند آقاي رضايي - به عرصه وارد مي شوند. به آنها مي گويند جناح اصولگرا.
-جناح اصولگرايي که منتقد آقاي احمدي نژاد است چرا بايد هويت سياسي خود را به کنار گذاشته و از صحنه فعاليت هاي مرتبط حذف شود؟ عناصر شاخص آن در خانه بنشينند چون آقاي احمدي نژاد بچه نازدانه نظام شده است؟
اصلاح طلبان هم وقتي به ميدان مي آيند فقط قرار است نقشي براي آوردن مردم و گرم کردن تنور انتخابات برعهده بگيرند و نبايد از حق کانديداهاي خود و مردمي که به اعتبار و وعده آنها به ميدان رقابت آمده اند، دفاع کنند. نبايد بر سر صندوق ها ناظر داشته باشند، بايد انواع و اقسام تهمت ها، حملات و هجمه ها را به جان بخرند. براي اينکه اصلاح طلبان سرکوب شوند نهاد داوري مجبور مي شود به سمت يک کانديداي خاص حرکت کند. در ايران براي بازي شهرآورد استقلال و پرسپوليس، داور خارجي مي آورند تا ظن تمايل يک داور به يکي از دو تيم وجود نداشته باشد. آنگاه در انتخابات رياست جمهوري هفت نفر از 12 نفر عضو شوراي نگهبان به طور رسمي و بقيه هم به شکل غيررسمي موظف مي شوند از يک کانديدا حمايت کرده و براي او به سفر انتخاباتي بروند.
-گفته مي شود مصلحت نظام در دور بودن اصلاح طلبان از قدرت و يکپارچه بودن امور است. بعضاً دلايل شرعي و عقيدتي نيز مطرح مي شود که مورد انتقاد مراجع عظام نيز قرار گرفته است اما مگر شما اين موضوع را نمي دانستيد؟
اشکالي ندارد، اگر مصلحت نظام در اين است، وقتي به جاي انديشيدن به توازن قوا و نيروهاي سياسي چنين تبعيضي گذاشته مي شود و به جاي ايجاد بستر رقابت هاي سالم و مشغول کردن نيروهاي سياسي به يکديگر و به دست آوردن منافع حداکثري کشور توازن قوا را در عرصه سياسي به هم مي زنند.
-فکر مي کنيد در معرفي افراد مورد نظر براي راي اعتماد به مجلس نيز چنين شرايطي ادامه يابد؟
من فکر نمي کنم با برخوردي که با دستور شفاهي رهبر انقلاب و سپس برخورد کتبي با نامه ايشان صورت گرفت و پاسخ يک خطي به دستور ايشان و مستند ساختن آن به اصل 157 قانون اساسي و سپس انتصاب مشايي به عنوان رئيس دفتر آقاي احمدي نژاد، جايي براي ترديد در برخي مسائل وجود داشته باشد. من که رئيس دفتر رئيس جمهور بودم مي دانم اگر رئيس جمهور بخواهد،جايگاه رئيس دفتر مي تواند از معاون اول هم در دولت مهم تر باشد. من در اينجا به استراتژي آقاي هاشمي يعني «قانون» بازمي گردم. بايد به اين فضا خاتمه داده شود که به جاي اينکه پاسخ رفتار نادرست رئيس دولت توسط چهره هايي مانند بهزاد نبوي، محمد عطريانفر و محسن امين زاده داده شود، آنها دستگير و در شرايط سخت نگهداري شوند و مقام هاي عالي رتبه نظام خود را درگير خطاي بزرگ رئيس دولت کنند. قانون دو وجه دارد؛ نخست اينکه بايد فعاليت آزاد سياسي احزاب رسمي به رسميت شناخته شود و در عرصه قواي سه گانه هم دست مجلس و قوه قضائيه براي مهار کردن فردي که امروز مدعي رياست جمهوري است و به همه بي اعتنايي مي کند، باز باشد. او در چنين شرايطي يا بايد به مسير خرد جمعي تن در دهد يا اينکه کنار برود و هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد.
-به عنوان سخنگوي حزب کارگزاران با توجه به اينکه اکنون روند فعاليت احزاب اصلاح طلب دچار صدمه شده و بسياري از فعالان شناخته شده اصلاح طلب در شرايط بازداشت به سر مي برند، چشم انداز فعاليت سياسي شما در آينده چيست؟
من فکر مي کنم امروز اهميت سياست ورزي بيش از گذشته محرز شده است. براي اينکه خداي نکرده کشور به بن بستي نرسد که مردم ناگزير شوند هزينه هاي بالاي مالي و انساني را بپردازند راهي جز حرکت سياسي پررنگ و قوي نداريم. اين تفکر در کارگزاران طرفداران زيادي دارد که امروز زمان توسعه تشکيلات است.
-يعني فضاي فعلي را داراي امکان توسعه سياسي مي دانيد؟ در شرايطي که سه عضو شوراي مرکزي حزب در بازداشت هستند چگونه مي توان به گسترش اعضا انديشيد؟ اين اجازه داده خواهد شد؟
اگر همه اصلاح طلبان هم به زندان بيفتند بايد به هر روش ممکن به فعاليت سياسي ادامه دهيم و مردم را نيز در صحنه نگه داريم. بهتر است نظام دير يا زود به اين جمع بندي برسد که راه حل مشکلات فعلي، آزادي فعاليت سياسي چهره ها و احزاب است. نمي توان براي هميشه واقعيت ها را تحت لواي يک سيستم بسته پنهان کرد.
-اين اعتقاد وجود دارد که مطالبات مردمي که شما به آن اشاره کرديد بايد در قالبي صحيح ساماندهي شود. جبهه سياسي که آقاي مهندس موسوي مطرح کردند از سوي کارشناسان به همين دليل مورد استقبال قرار گرفت. فکر مي کنيد بدانيد مطالبات مردم دقيقاً از چه نوعي است؟
برداشت من اين است که اکثريت قاطع افرادي که جنبش سبز را تشکيل مي دهند هنوز به اصلاح شرايط و استقرار دولت و مسوولاني که حق مردم را به رسميت بشناسند، اميدوار هستند.
ممکن است حذف کردن سياسيون- با زنداني کردن يا خانه نشين کردن آنها- مردم را به جمع بندي ديگري برساند اما هنوز نظام ما فرصت بازسازي دارد و راه آن بازگشت به قوانين فعلي و اجراي دقيق آن است.
-رهبر جبهه فراگير سياسي مردم و اصلاح طلبان براي نيل به مطالبات بايد واجد چه شرايطي باشد؟
اولين لازمه رهبري حرکت در اين سطح اين است که نشان داده شود اين فرد در دفاع از حقوق ملت بسيار قاطع بوده و هيچ مماشاتي نخواهد داشت.
-مي توانيد مصداقي خاص براي اين ويژگي معرفي کنيد؟
به نظر من تا اينجاي کار، رفتار آقاي مهندس موسوي کاملاً اين اطمينان را در ميان مردم ايجاد کرده که ايشان به دنبال انجام يک معامله به سود خود يا اصلاح طلبان نيست. ايستادگي کليه احزاب اصلاح طلب- به رغم زنداني بودن اعضاي شاخص آنها- نشان مي دهد در عين نگراني در خصوص آنها، به مساله يي مهم تر نگاه مي کنيم. مساله اصلي ما اتفاقات اخيري که براي دوستان مان رخ داده، نيست که ما را به آنها اضافه کنند. مساله اصلاح طلبان احقاق حقوق ملت است. قاطعانه مي گويم هيچ يک از احزاب اصلاح طلب يا آقاي مهندس موسوي مذاکره يي بر سر آزادي آنها نکرده اند تا در قبال آن اعلام کنند ما سطح مطالبات خود و مردم را کاهش مي دهيم. خواست عمومي ملت ايران اين است که ما تا احقاق حق مردم بايستيم. کساني هم که مي خواهند اين نهضت را رهبري کنند بايد حق مردم را اصيل بدانند. امام جمله بسيار مهمي دارند که حفظ نظام از حفظ احکام اسلام واجب تر است. مسوولاني که امروز مي خواهند به حفظ نظام کمک کنند بايد بدانند که راه آن از احقاق حقوق ملت مي گذرد.
مرعشي با وجود اينكه ميانسال است، اما كوهي از تجربه در رقابتهاي سياسي دارد و از مديران و قانونگذاران شناخته شده ايراني به حساب ميآيد. او كه در جواني استاندار كرمان بود و در اين منطقه محبوبيت فوقالعادهاي دارد، مدتي رئيس دفتر رئيسجمهور آيتالله هاشمي رفسنجاني شد و سپس از طرف شهروندان تهراني در دورههاي پنجم و ششم مجلس قانونگذاري حضوري نيرومند داشت. مرعشي از اعضاي اوليه و عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي بود كه مدتي در غياب غلامحسين كرباسچي، دبيركل اين حزب شد و سالهاست كه سخنگويي اين نهاد مدني را برعهده دارد.
در گفتوگو با او كه در جريان مبارزات انتخابات دهم رياستجمهوري در متن جريانها قرار داشت و اكنون از معترضان سرشناس به فرآيند انتخابات است، با وجود اينكه كوشش ميكرد اندوه خود را از اينكه دو نفر از اعضاي شوراي مركزي حزب اكنون در زندان هستند را پنهان كند، اما حجم حزن آنقدر زياد بود كه او را ناكام ميكرد.
موضوع گفتوگو از روزهاي پيش به او اطلاع داده شده بود: آيا وضعيت سياسي كشور بهگونهاي است كه نياز به وحدت ملي يا تاسيس شوراي ميانجيگري باشد؟ در صورتي كه اينگونه است، چه بايد كرد؟ اعضاي شوراي ميانجيگري چه كساني باشند؟ موافقان و مخالفان اين وحدت يا حركت به سوي خروج از بحران در كدام جناح و طيف سياسي و در ميان كدام نهادها مستقر شدهاند؟ آيا ميانجيگران اهميت دارند يا اينكه نتايج ميانجيگري مهمتر از اين است كه اعضاي آن را كدام شخصيتهاي سياسي تشكيل دهند؟ وي پيش از ورود به بحث گفت: «درباره اينكه داوري درباره مديريت كشور چگونه بايد باشد و چه ويژگيهاي دارد، چند نكته را يادآور ميشوم: نخست اينكه، اين داوري از سوي هر فرد و جريان سياسي و اجتماعي كه صورت پذيرد بايد داوري درباره فرآيند و شكل آن نيز بر پايه مقايسه باشد. به اين معنا كه ارزيابي شاخصها و روندها در يك بازه زماني صورت پذيرد تا بتوان از اين بررسي مقايسهاي به نتيجهاي درست رسيد. نكته بعدي داوري درباره مديريت كشور اين است كه اين كار بايد توسط نهادهاي ناظر بر قدرت، احزاب و گروههاي سياسي فعال در صحنه سياست ايران و مراكز پژوهشي و دانشگاهي صورت پذيرد. ارزيابي علمي و كارشناسي از روند مديريت كشور كار شهروندان عادي نيست و آنها توانايي داوري دقيق ندارند و هر كس ممكن است مقطع زماني كوتاهي را كه در آن فعاليت و زندگي ميكند را بررسي كند و در اين بررسي نيز تنها وضعيت خود را كالبدشكافي كند. افراد عادي توانايي كافي داوري درباره جامعه ايراني و مديريت بر آن را در يك روند طولانيمدت نخواهند داشت.
* در اين صورت، جنابعالي به مثابه يك فعال سياسي ورزيده و با تجربه و مدير اجرايي و قانونگذار باسابقه كه از سالهاي نخست پس از پيروزي انقلاب اسلامي مسئوليتهايي را داشتهايد، چگونه و با كدام شاخصها اين كار را انجام ميدهيد؟
در صورتي كه بخواهم پاسخي كلي و قاطع بدهم، به نظرم روند كلي حاكم بر مديريت كشور، مثبت نيست. براي اينكه اين پاسخ خود را مستند و روشن سازم به تحليلي كه در حضور برخي دوستان نيز انجام دادهام اشاره ميكنم و چند موضوع را ميشكافم. در روزها و ماههاي نخست پس از پيروزي انقلاب اسلامي، امام جمعه تهران چه كسي بود؟ كدام ويژگيها را داشت و وزن و سهم او در پيروزي انقلاب و در ميان نخبگان و مديران درون نظام و حتي بيرون نظام چه بود؟ شادروان آيتالله سيدمحمود طالقاني نخستين امام جمعه تهران بود كه همه مبارزان، نخبگان، مديران و اكثريت شهروندان تهراني به روشنبيني، سابقه مجاهدت او، نگاه دلسوزانه و همهسويه او باور داشتند. اكنون پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي برخي از امامان جمعه مثل آقايان صديقي و احمد خاتمي ـ ضمن احترامي كه براي آنها قائل هستيم ـ چه ويژگيهايي دارند و وزن و نقش آنها در ميان شهروندان، نخبگان و احزاب و گروههاي سياسي حتي درون جناح سياسي اصولگرايان چيست؟ در صورتي كه روند مديريت كشور كارآمدي بيشتري داشت بايد افرادي در سطح مرحوم طالقاني، شهيد بهشتي و شهيد مطهري داشتيم كه وقتي نماز جمعه پايتخت را ميخوانند در ميان همه نخبگان جامعه و اكثريت شهروندان به لحاظ علمي و نگاه همهسويه و بيطرفانه مقبوليت بالا داشته و شور و شعور ميآفريدند. اين تفاوت را ميتوان در معاونت اولي رياستجمهوري نيز ديد. آيا وزن علمي ـ كارشناسي و روشنبيني و تجربه و مهارت فردي مثل حسن حبيبي كه فردي واجد صلاحيتهاي بالاست و در ميان جناحهاي سياسي مخالف يكديگر مقبوليت دارد را ميتوان با معاون اول امروز مقايسه كرد؟ آيا سطح كار پايين نيامده است؟ در همين حوزه ميتوان به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي نيز اشاره كرد. تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران از سيدمحمد خاتمي كه فردي داراي وجاهت نزد اكثريت روشنفكران و هنرمندان ايراني و حتي چهرههاي قابل قبول در صحنه جهاني است اكنون به كدام سطح نازل شده است؟ وزير كنوني فرهنگ و ارشاد اسلامي كدام ويژگيهاي سياسي و كارشناسي برجسته را در كارنامه خود دارد.
علاوه بر اين شاخصها ميتوان سطح توسعهيافتگي در مسائل اجتماعي و فرهنگي كه از آن بهعنوان توسعه انساني نام برده ميشود را نيز مورد توجه قرار داد. ايران براساس آخرين رتبهبندي انجام شده توسط نهادهاي معتبر جهاني در رتبه ميان 80 و 90 نوسان كرده است. بسياري از كشورها كه سابقه تاريخي آنها، موقعيت جغرافياييشان، ميزان ثروت طبيعي آنها و ضريب هوشي شهروندانشان بسيار دور از ايران و در مراتب پايين قرار دارند، در اين شاخص جلوتر از ايران قرار دارند. آيا اين نشان نميدهد كه مديريت جامعه روندي منفي را سپري كرده است.
* جنابعالي و اصلاحطلبان از طيفهاي ديگر در ماههاي پيش از انتخابات دهم رياستجمهوري تاكيد داشتيد و هنوز نيز اصرار داريد كه مديريت دولت نهم به دليل ناكارآمدي موجب عقبماندگي ايران در مقايسه با شماري از جامعههاي ديگر شده و اصلاحطلبان ميخواهند اين روش را تغيير دهند. در اينباره توضيح ميدهيد؟
آنچه در سخنان قبليام گفتم، در سطح كلان مديريت جامعه ايراني بود. همانطور كه گفتيد و اصلاحطلبان نيز بارها تصريح كردهاند، برداشتي در ميان انبوه تكنوكراتهاي باسابقه ايراني و همچنين روشنفكران و علاقهمندان به مسائل ايران وجود داشت كه در دوره اول مديريت آقاي احمدينژاد در قوه مجريه، شاخصهاي اقتصادي نه تنها رشدهاي مطلوب را تجربه نكردند بلكه عقبگرد نيز داشتهايم. نرخ رشد اقتصادي كشور كه بايد بهطور متوسط در چهار سال گذشته به هشت درصد ميرسيد با فاصلهاي معنادار زير اين پيشبيني قانون برنامه چهارم قرار گرفته است.
نرخ رشد تورم كه مطابق قانون برنامه چهارم و تكليف دولت بايد روندي كاهنده پيدا ميكرد و به زير 10 درصد ميرسد، حركتي صعودي پيدا كرد و به 5/25 درصد در سال 1387 رسيد. نرخ بيكاري كه بايد به زير 10 درصد ميرسيد هنوز دو رقمي باقي مانده است. شتاب رشد سرمايهگذاري در ايران كند شده و سرعت آن كمتر شده است. شاخصهاي ياد شده در حالتي به بدتر شدن حركت كردهاند كه در چهار سال مديريت دولت نهم، درآمدهاي واقعا افسانهاي از فروش نفت حاصل شده است. علاوه بر اين، دولت نهم در شرايطي بود كه همه نهادها و قدرتهاي سياسي با اجراي خصوصيسازي موافقت كردند و اين اختياري بود كه به دولتهاي قبل از دولت نهم داده نميشد. دولت نهم از اين مسير 200 ميليارد دلار ثروت تاريخي انباشت شده طي نيم قرن در اختيارش قرار گرفت. ارزيابي واقعبينانهاي كه اصلاحطلبان از كارنامه مديريتي دولت نهم انجام دادند، آنها را به اين نتيجه رساند كه بايد مديريتي نيرومند، كارآمد و متكي به ديدگاههاي كارشناسي بايد بر سر كار آيد. اين اصلاحطلبان دلبسته انقلاب و نظام بوده و ميخواستند در اين چارچوب و با نگاه و تعهد عميق به بهبود زندگي مادي شهروندان ايراني در انتخابات دهم رياستجمهوري حاضر شدند. شمار قابلتوجهي از مديران و تكنوكراتهاي ورزيده دلبسته به نظام و انقلاب، در ماههاي پيش از برگزاري انتخابات دهم، آرماني را مطرح و براساس اين آرمان كه بايد دولتي كارآمد بر سر كار آيد در انتخابات حاضر شدند. اين گروه بزرگ تاكيد و تصريح كردند: براي اينكه جامعه ايراني در مسير كارآمدي و ترقي قرار گيرد، حاضرند با احزاب و شخصيتهاي معتدل و ميانهرو جناح اصولگرايان متحد شده و دولت وحدت ملي تشكيل دهند تا كشور از ورطه ناكارآمدي خارج شود. يادم هست در ديداري كه با جناب آقاي ناطقنوري كه رقيب ما در انتخابات 1376 بود به ايشان گفتم، اصلاحطلبان يك رياستجمهوري به شما بدهكارند و الان حاضريم كه با طيف ميانه و معتدل اصولگرايان متحد شويم. اين فكر و آرمان مورد توجه سرانه و عقلاي جناح اصولگرا قرار گرفت و تا جايي كه ميدانم جامعه روحانيت مبارز بهعنوان نماد ميانهرو در جناح ياد شده اين موضوع را در دستور كار قرار داد و به صورت اصولي با آن موافقت و در شوراي مركزي تصويب كردند.
اين انديشه و اين برنامه كه عقلاي دو جناح سياسي كشور آن را پذيرفته بودند در درون طيف نزديك به دولت پذيرفته نشد و افراطيون اين طيف از آن بهعنوان وحدت آمريكايي نام بردند. اگر به سرمقالههاي روزنامه كيهان نگاه كنيد ردپاي اين افراطيگري قابل مشاهده است و متاسفانه اين طيف بر ساير طيفهاي اصولگرا غلبه كرد. پس از اينكه اين اتحاد مورد نظر عقلاي دو جناح سياسي لباس عمل نپوشيد، اصلاحطلبان با همان آرمان بزرگ كه بايد كشور از ناكارآمدي قوه مجريه خلاص شود وارد كارزار انتخابات دهم شدند. طرح شعارهاي اصولي و مبتني بر نيازهاي شهروندان ايراني بهويژه جوانان از طرف اصلاحطلبان موجي از هيجان را به درون گروههاي اجتماعي منتقل و تمايل آنها را براي حاضر شدن در پاي صندوقهاي راي افزايش داد. در اين روش مبارزه از طرف اصلاحطلبان به حضور گسترده شهروندان در انتخابات دهم منجر شد و كار به جايي رسيد كه نظام از اين مشاركت گسترده بهعنوان يك امتياز استفاده ميكند و از زبان بسياري از افراد ميشنويم كه به اين مسئله افتخار ميكنند. طعم شيرين مشاركت گسترده شهروندان اما هنوز زير زبان آنها مزه نكرده بود كه گروهي از ورزيدهترين و دلسوزترين شخصيتهاي سياسي كه نقش غيرقابل انكار در پرشورتر شدن انتخابات داشتند و بخش قابلتوجهي از حضور 40 ميليوني مردم را بايد به ابتكارهاي آنها نسبت داد، دستگير و زنداني شدهاند.
* اكنون از نيك و بد انتخابات بگذريم و رويدادهاي آن را براي مدت كوتاهي ناديده بگيريم و به واقعيت امروز جامعه بپردازيم. آيا وضعيت گونهاي هست كه بتوانيم بر آن نام بحران بگذاريم؟
امروز با وضعيت اندوهباري مواجه هستيم. نيروهاي با تجربه، لايق و موثر از هر دو جناح اصيل كشور از صحنه سياستگذاري، مديريت و تصميمگيري حذف شدهاند. مديريت بخشهاي مختلف جامعه مثل اقتصاد، آموزش و پرورش، فرهنگ، سياست و... در اختيار افرادي كاملا بيتجربه و از نظر تخصص بيتناسب با حجم مسئوليتها و گاهي مسئلهدار قرار گرفته است كه كارنامه ناكارآمد آنها را ميتواند در امور گوناگون مشاهده كرد.
براي روشن شدن بحث مصداقهاي متعددي را ميتوان نشان داد. براي مثال به موضوع اجراي سياستهاي اصل 44 كه قرار بود با اجراي آن اقتصاد كشور دچار جهش شده و مناسبات و نوع تعامل ميان نهاد دولت و حكومت با نهادهاي خصوصي شكل تازهاي بگيرد، اكنون در چه وضعيتي قرار گرفته است. دقت در چگونگي اجراي سياست اصل 44 اين معنا را به ذهن متبادر ميكند كه فروش و واگذاري سهام شركتهاي دولتي به يك ابزار سياسي تبديل شده است و نهادهايي اين سهام را به دست ميگيرند كه قصد دارند گلوگاههاي كسب و كار را در كنترل گيرند. اين نهادهاي خاص با خريد سهام 50 درصد به اضافه يك درصد مخابرات ايران، اين خواست و اراده را نشان دادند، در صحنه سياست داخلي چه عناصري وجود دارد و تعامل ميان جناحهاي سياسي در چه شرايطي قرار دارد؟ آيا رقابت سياسي سالم كه به هر حالي وجود داشت جاي خود را به اختلافهاي باندي نداده است. آنچه من ميبينم اين است كه يك باند قدرتطلب كه ريشهاي در انقلاب اسلامي ندارند و هويت شناخته شدهاي ندارند در حال مستحكم كردن مواضع خود است. اين باند خاص و مرموز بهرغم برخورداري از حمايتهاي سخاوتمندانه مقام رهبري، حتي به سياستهاي ايشان نيز پايبند نيست و افرادي كه كوچكترين ارتباطي با دفتر مقام رهبري دارند و به سياستهاي ايشان دلبستگي دارند را حذف ميكند.
اين گروه مرموز با اصولگرايان اصيل مجلس قانونگذاري نيز خصمانه برخورد ميكند و ميخواهد اصولگرايان شاخص مجلس را حذف كند. اين افراد فقط به منافع سياسي كوتاهمدت دولت علاقه دارند و آن را در كانون ترجمه قرار ميدهند و برايشان رونق اقتصادي در مرحله بعدي توجه است. دقت در گفتار و رفتار اين گروه نشان ميدهد كه بهرغم ركود معنادار در مسكن و ساير فعاليتهاي توليدي، كاري انجام نميدهد و هنوز اين سياست را دنبال ميكند كه منابع مالي براي توزيع در جامعه فراهم كند تا جاي خود را براي انتخابات بعدي تثبيت كند. اين گروه مجلس، جناحهاي سياسي، ايران، سياست خارجي، امنيت، حيثيت ملي را براي خود ميخواهد و بقيه مسائل برايش كماهميت است.
* با توجه به تحليل جنابعالي و توجه به منافع ملي، شما نيز تاييد ميكنيد كه براي اجتناب از بدتر شدن وضعيت سياسي، اقتصادي، بايد راهي پيدا شود كه نيروهاي مخالف شرايط موجود بتوانند مانع از تداوم مديريت ناكارآمد شوند. اين نيروها چه بايد كنند؟
به نظر من و شمار زيادي از مديران و تكنوكراتهاي برجسته سه دهه اخير از هر دو جناح سياسي كشور، ادامه مديريت به شيوه فعلي، اقتصاد و سياست و مسائل فرهنگي و اجتماعي را در معرض بدترين آسيبها قرار خواهد داد و اين بايد دغدغه هر دو جناح باشد. تصور ميكنم همه دلسوزان ميفهمند كه كشور در چه وضعيت نامساعدي قرار گرفته است و اصلاحطلبان براي برونرفت از اين شرايط حاضرند با همه دلسوزان متحد شوند. از سوي ديگر گروه حاكم نشانههايي آشكار ميكند كه نبايد اين وحدت اتفاق بيفتد. اين شعف و خوشحالي ندارد كه دولت و حكومت به جاي اينكه بر نهادهاي مدني و شهروندان اتكا كند به نيروهاي نظامي وابسته شود. برخي از سران سپاه كه فكر ميكنند اكنون نقش پررنگتري در اداره كشور پيدا كردهاند شايد تمايل دارند اين وضعيت مستحكم شده و تداوم پيدا كند، از اينكه مسئله برونرفت از وضعيت فعلي طرح شده است نگران شدهاند و از اينكه نيروهاي سياسي به يكديگر نزديك شوند احساس ناراحتي ميكنند. در اين وضعيت، اتحاد نيروهاي سياسي براي پايان دادن به دغدغهها و تضمين آزاديهاي سياسي و ايجاد فضاي مناسب براي اطلاعرساني با هدف كم كردن شكاف گسترده دولت ـ مردم و حفظ نظام يك ضرورت است.
اين شكاف را اكنون برخي نيروهاي نظامي ـ امنيتي ميخواهند پركنند و جاي نيروهاي سياسي را بگيرند و تجربه نشان داده كه اين اتفاق خوبي نيست. بايد رقابتهاي سياسي سالم بين جناحها و در چارچوب وحدت ملي تعريف شود چون نظام با وحدت نيروهاي سياسي و پر كردن شكاف مردم ـ دولت را اين نيرو بايد پر كند. به نظر من اندازه شكافي كه اكنون ميان مردم و دولت افتاده در 30 سال گذشته بيسابقه است و اتحاد نيروهاي سياسي ميتواند سد راه ورود نيروهاي نظامي و امنيتي براي جاي گرفتن در اين شكاف و فاصله باشد.
تاكيد ميكنم كه خواست من اين نيست كه جناحهاي سياسي به يك جناح تبديل شده و فقط يك جناح باقي بماند. منظور از اتحاد اين است كه راهي براي برونرفت از وضعيت فعلي پيدا شود تا رقابتهاي سياسي در چارچوب نظام با هدف تكامل و بهبود مديريت كشور محل اعتنا شده و امكانپذير باشد. منظور از متحد شدن اين است كه فضا براي فعالان سياسي و اقتصادي، انتشار افكار و انديشهها و حركت آزادانه اطلاعات و نقد جدي حاكمان آماده شود و نظام به جاي اينكه به نيروهاي امنيتي و نظامي اتكا كند به مردم و جناحهاي سياسي متكي شود.
* با تحليلي كه شما داريد و احيانا رصد كردن رفتارها، موافقان و مخالفان طرح وحدت ملي را چگونه بايد شناسايي كرد؟
آنچه مشهود است اين است كه همه علاقهمندان نظام در حوزه علميه قم، در دانشگاهها، در ميان سياستمداران اصيل دو جناح سياسي، اكثريت مجلس و قوه قضاييه، موافقان وحدت ملي و آشتي ملياند و رئيسجمهور و گروه ناكارآمدي در درون اين نهاد و دولت و برخي افراد از نيروهاي نظامي ـ امنيتي كه علاقهمندند وضعيت فعلي ادامه پيدا كند تا آنها گلوگاههاي اقتصادي را نيز در اختيار بگيرند از مخالفان آشتي ملي هستند.
* در روزهاي گذشته دلسوزان دو جناح سياسي، مسئله وحدت ملي را دنبال كرده و به اين رسيدهاند كه براي حركت در اين مسير برخي چهرههاي باسابقه انقلاب و نظام مثل آيتالله هاشمي رفسنجاني، آيتالله مهدويكني، حجتالاسلام اكبر ناطق نوري ميتوانند آشتي ملي باشند. ارزيابي شما چيست؟
به نظر من اينكه چه فردي يا افرادي حركت را شروع كرده و محوريت كار را براي برونرفت از وضع فعلي برعهده گيرند، چندان اهميت ندارد. مهم اين است كه چه نتيجهاي قرار است گرفته شود. برگزاري جلسهها و نشستهاي تشريفاتي توسط هر فرد يا افرادي بدون اينكه به نتيجه برسد، فايدهاي ندارد. نتيجهاي كه براي مردم و نيروهاي سياسي مهم است را در چند گزينه زير خلاصه ميكنم: بايد قبول كنيم كه سياستهاي اجرايي در داخل و در مناسبات فعلي نيروهاي سياسي مشكل دارد و تداوم آن بر ابعاد مشكل ميافزايد و بايد اين سياستها اصلاح شود. گام بعدي كه بايد برداشته شود در مسير آزادي و اعاده حيثيت از زندانيان سياسي است كه در روزهاي بلافاصله پس از اعلام نتايج دستگير شدهاند. نتيجه سومي كه شورا يا هر نام ديگري كه براي وحدت ملي تشكيل ميشود بايد بگيرد، تضمين آزادي رسانهها و تصحيح سياستهاي يكجانبه و خشونتآميز صدا و سيمايي است كه با پول مردم اداره ميشود. مسئله چهارمي كه بايد درباره آن بحث شده و به يك نتيجه قابل قبول برسد، هدايت شوراي نگهبان به جايگاه بيطرفي است و اينكه تصميمهاي اتخاذ شده از سوي اين شورا براي همه جناحها قابل قبول باشد. مسئله پنجم اين است كه انتقاد از ضعفهاي دولت بايد براساس اصول قانون اساسي كه آن را حق مردم ميداند يك رويداد قابل قبول باشد و انتقاد از نهاد دولت تا به انتقاد از نظام تلقي نشود و اين مسئله بايد روشن شود.
دولت بايد ضعفهايي كه منتقدان و كارشناسان روي آن اجماع دارند را پذيرفته و درصدد برطرف كردن آن باشد يا اگر توانايي و تمايل آن را ندارد كه اين ضعفها را برطرف كند جاي خود را به دولت كارآمد بدهد.
در پايان بايد بگويم كه تحليل اكثريت عقلاي دو جناح سياسي و كارشناسان اين است كه ادامه وضعيت فعلي پيامدهايي مثل خروج گسترده نيروهاي متخصص از كشور، پيچيدهتر شدن كلاف سردرگم اقتصادي كه به رشد تورم و بيكاري منجر تحميل خواهد شد.خواهد شد را به دنبال دارد و شرايط تثبيت بيشتر پايههاي نظام هر روز سختتر ميشود و خداي ناكرده هزينههاي مالي و انساني بزرگتري بر اين سرزمين
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي، درباره احتمال تشكيل جبهه سياسي ازسوي ميرحسين موسوي گفت كه اين حزب از ابتدا جزو پيشنهاددهندگان تشكيل چنين جبههاي به موسوي بوده و اكنون هم از اين اقدام استقبال ميكند و حزب متبوعش عضويت در اين جبهه را خواهد پذيرفت.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين باره افزود: به اعتقاد من اين جبهه فقط نبايد متشكل از احزاب باشد بلكه بايد سه ركن داشته باشد: احزاب، گروهها، جمعيتها و شخصيتهاي سياسي، علمي، فرهنگي، نخبگان و عامه مردم به عنوان بدنه؛ مردمي كه به كشورشان علاقهمند هستند و اين خط مشي را قبول دارند.
وي درباره رهبري اين جبهه نيز يادآور شد: به اعتقاد من آقاي موسوي در دوره اخير ظرفيتهاي خوبي از خود نشان داده و اين اميدواري را در كشور افزايش داده است.
اين فعال سياسي درباره رويكردهاي اين جبهه سياسي نيز ابرازعقيده كرد: اين جبهه بايد به احقاق حقوق ملت، آزاديهاي مردم و حق آنها در انتخاب سرنوشت كه در قانون اساسي بر آن تصريح شده، بپردازد و پاسخگويي مسوولان و صاحبان قدرت به مردم را مطالبه و پيگيري كند.
وي ادامه داد: اين جبهه علاوه بر اين بايد تحقق جامع و واقع جمهوري اسلامي را بر اساس تعريفي كه در قانون آمده پيگيري كند و نظام جامع مردمي را محقق كند. نظامي كه حركت جمعي و پويايي در آن باشد كه مسئله پاسخگويي صاحبان قدرت به مردم در آن پررنگ شود.
سخنگوي حزب كارگزاران، همچنين اضافه كرد: نكته مهمي ديگري كه اين جبهه بايد به آن بپردازد مراقبت از منافع ملي در برابر زياديخواهيهاي قدرتهاي مسلط و انفعال دولت است.اين جبهه بايد نسبت به اين مسئله حساس باشد، به مردم اطلاعات دهد و آنها را هوشيار كند.
مرعشي در ادامه درباره ضرورت تشكيل جبهه سياسي فراگير، تصريح كرد: مردم متوجه اين واقعيت شدهاند كه نبود سازمانهاي سياسي گسترده و نيرومند، قدرت آنها را براي اعمال ارادهشان كم ميكند. قطعا اگر حضور مردم در انتخابات متكي به يك سازمان سياسي بود اتفاقاتي كه در بحث انتخابات و پس از آن شاهد بوديم در كشور نميافتاد. به نظر ميرسد به لحاظ نبود سازمان سياسي نيرومند و فراگير فرصتهاي طلايي ما به تهديد تبديل شد. اين تكليف رهبران اين جبهه را سنگينتر ميكند تا از آگاهي و انگيزه مردم براي ايجاد سازمان سياسي بهره بگيرند و كشور را يك گام به جلو ببرند چرا كه مطمئنا ما ميتوانيم اين تهديدها را به فرصتي براي سربلندي كشور و عزت نظام و مردم تبديل كنيم.
وي در پايان تاكيد كرد: آرمان اين جبهه بايد حركت جمهوري اسلامي بر اساس ديدگاهها و نظرات حضرت امام (ره) باشد كه هم مردم در آن نقش تعيينكننده و اساسي دارند و هم قوانين و مقررات اسلام مورد احترام باشد؛ مراجع تقليد بتوانند احترام لازم را داشته باشند و اساتيد دانشگاه و نخبگان نقش خود را ايفا كنند.
مشاور نخست وزير دوران امام(ره) از تشكيل جبهه سياسي توسط مير حسين موسوي در آيندهاي نزديك خبر داد.
پيش از اين حسين مرعشي و عزت الله سحابي در گفتوگوهاي جداگانهاي با ايلنا، به موسوي پيشنهاد تشكيل چنين جبههاي را داده بودند.
در همين ارتباط سيد عليرضا حسيني بهشتي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا با اشاره به طرح مباحثي مبني بر تشكيل جبهه سياسي توسط مير حسين موسوي گفت: تشكيل چنين جبههاي در دستور كار مير حسين موسوي قرار دارد و به زودي خبر تشكيل آن را اعلام خواهيم كرد.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي گفت: براي بازگشت به فضاي آرامش و مصالحه بهتر است هياتي براي رسيدگي به دغدغهها و مشكلات تشكيل شود، در اين صورت منافع گروهي تامين و زمينههاي بازسازي اعتماد عمومي جامعه فراهم ميشود.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) افزود: تا زماني كه برخي به اين نتيجه نرسند كه ميانجيگري بهترين راه براي حل مسائل اخير است، نميتوان به سمت بهبود شرايط پيش رفت، اما به نظر ميرسد برخي راه حل ديگري براي حل و فصل مشكلات انتخاب كردهاند.
وي افزود: به نظر من اولويت در حل مسائل كشور، روش ميانه است. نميتوان اين واقعيت بزرگ را ناديده گرفت كه بخش عظيمي از مردم كشورمان بهويژه پايتخت از وقايع اخير متاسفند و برخوردها و پخش اعترافات را نميپذيرند و در واقع توجيه نشدهاند؛ به همين دليل راه حل ميانه ميتواند كمكي باشد براي آنكه دغدغههاي دو طرف ماجرا، يعني هم دغدغههاي مسوولان و هم دغدغههاي سياسيون منتقد با هم مورد توجه بگيرد و رفع شود و به نظر من بهترين روش است؛ با هر نامي خواه ميانجيگري، خواه آشتي ملي و خواه ريشسفيدي، به هر حال ما نيازمند آن هستيم كه مسوولان نظام در جريان عمق مشكلات باشند و براي شنيدن صداي مردم تلاش و براي حل و فصل موضوع راهكاري پيدا كنند.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي همچنين با بيان اينكه تنشزدايي نبايد يكطرفه صورت بگيرد، گفت: تشنجزدايي و رفع التهاب از طريق ساكتنشستن و تبعيت مطلق از سياستهاي دولت ممكن نيست، اين تنها پاككردن صورت مساله است نه حل آن.
وي افزود: بايد هياتهايي براي رسيدگي به دغدغهها و شنيدن آنها تشكيل شود و در اين صورت ميتوان به مصالحه كلي رسيد و در عين حال، منافع ملي همه جناحها و گروهها را تامين كرد تا آرامش به فضاي كشور تا حدي بازگردد و زمينههاي بازسازي اعتماد مردم نيز فراهم شود.
پس از انتخابات اين دوره رياست جمهورى رابطه پرنوسان روحانيت و دولت وارد فاز جديدى شد. واکنش روحانيون نسبت به حوادث بعد از انتخابات و همچنين تداوم آن از روزهاى پس از انتخابات کليد خورد. نگرانى مراجع تقليد و روحانيون از وضع موجود کشور تا آنجا پيش رفت که بسيارى از اين طيف در ديدارهايى جداگانه نسبت به وضع کشور و البته تداوم آن هشدار دادند. به نظر مىرسد دغدغه اين طيف تاثيرگذار در کشور در روزهاى اخير دامنه بيشترى پيدا کرده است به گونهاى که طى روزهاى اخير چند تن از مراجع نسبت به وضع کشور براى چندمين بار مسايل را مطرح کردند.
در اين راستا با حسين مرعشي، سخنگوى حزب کارگزاران گفتوگويى انجام دادهايم و نظر وى را نسبت به واکنش و نگرانى مراجع طى روزهاى اخير جويا شديم.سخنگوى حزب کارگزاران در گفتوگو با حياتنو درباره اظهارات اخير مراجع گفت: بسيارى از مردم، نخبگان و خصوصا مراجع و روحانيون نسبت به شرايط بعد از انتخابات، و همچنين هزينه کردن سرمايههاى انقلاب و نظام مسئلهدار شدهاند.مرعشى در ادامه افزود: دلسوزان نظام توجيه نيستند که چرا بايد سرمايه عظيمى از انقلاب و نظام هزينه شود. وى همچنين خاطرنشان کرد: اين انقلاب و نظام ثمره سالها زجر، زندان، شکنجه و هزينههاى اجتماعي، سياسى و فرهنگى است و اين انقلاب ساده به دست نيامده که بخواهيم آن را براى يک گروه خاص هزينه کنيم.سخنگوى حزب کارگزاران در ادامه اين گفتوگو به نحوه اعتراض طيفهاى گوناگون هم اشاره کرد و گفت: جوانان و دانشجويان اعتراض خود را نسبت به روند موجود در جامعه با شعارهاى خود نشان مىدهند ولى در سطح حوزه، اعتراض مراجع تقليد به صورت فراگير درآمده است.
وى ادامه داد: در حال حاضر نگرانىهايى نسبت به وضع موجود در کشور وجود دارد که من اينگونه نگرانىها را از موضع دلسوزى ملت نسبت به نظام جمهورى اسلامى مىدانم.وى همچنين درباره نگرانى مراجع تقليد گفت: نگرانى مراجع و روحانيون نشانه تعهد روحانيت به مردم و منافع مردم است و غير از اين نيز نمىتوان انتظار ديگرى از روحانيت داشت.مرعشى در ادامه تصريح کرد: در اين شرايط بزرگان و روحانيون بايد حامى مردم باشند زيرا مردم از دل و جان براى اين انقلاب و نظام زحمت کشيدند. وى در ادامه سخنان خود با اشاره به عملکرد مسئولان نظام گفت: مسئولان نظام بايد خيلى زود متوجه عمق اين نارضايتى مردم باشند و مسير را براى ابراز نارضايتىها و پاسخگويى دولتمردان فراهم کنند. سخنگوى حزب کارگزاران خاطرنشان کرد: اگر نارضايتى مردم از وضع موجود تداوم پيدا کند خواستههاى عمومى مردم افزايش پيدا مىکند و مسئولان بايد متوجه باشند که استمرار اين نارضايتى مىتواند در کشور مخاطراتى را به دنبال داشته باشد.وى در پاسخ به اين سوال که استمرار نارضايتى مردم چه هزينههايى را به دنبال خواهد داشت گفت: مردم در ايجاد اين نظام نقش اصلى را داشتند و همچنين در طول اين 30 سال نيز نظام جمهورى اسلامى همواره متکى به مردم بوده است.
مردم همواره در صحنه و تاثيرگذار بودند ولى اگر اين نارضايتى تداوم پيدا کند نظام پشتوانه بزرگى را از دست خواهد داد. مرعشى همچنين با اشاره به نقش مراجع و روحانيون تصريح کرد: معتقدم هر فرد و گروهى که قدرت تاثيرگذارى دارد بايد آن را به کار گيرد تا مسئولان را قانع کنند که براى حل مسائل کشور قدم بردارند. وى گفت: نظام و ارزشها بسيار ارزشمندتر از گروهها و افراد هستند و اين افراد و گروهها هستند که بايد فداى نظام جمهورى اسلامى ايران شوند زيرا ممکن است فردا براى چنين اقدامى دير باشد.







