» Publishers, Monetize your RSS feeds with FeedShow: More infos (Show/Hide Ads)
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
«یا مقلّب القلوب و الأبصار. یا مدبّر اللّیل و النّهار»؛ اى دگرگونکنندهى دلها و دیدها! اى ساماندهندهى به روز و شب! «یا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گردانندهى سالها و دلها و حالها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترین حالها تبدیل فرما .
تبریک عرض میکنم عید سعید نوروز و آغاز سال نو را - که آغاز بهار و سرزندگى طبیعت است - به همهى هممیهنان عزیز که در سراسر کشور پهناور عزیز ما زندگى میکنند، و همچنین به همهى ایرانیانى که در هر نقطهاى از جهان هستند و چشم امید و انتظار به کشور عزیزشان دوختهاند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجانگذشتهاى که براى هدفهاى عالى انقلاب و کشور فداکارىهاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مایه گذاشتند و جوانان خود را تقدیم انقلاب و سربلندى کشور کردند؛ به خانوادههاى عزیز شهیدان، به جانبازان و خانوادههاى فداکار آنها و به همهى ایثارگران و کسانى که براى سربلندى کشور تلاش میکنند و کار انجام میدهند. و درود و سلام میفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان که سلسلهجنبان این حرکت عظیم مردمى و مایهى پیشرفت و اعتلاى کشور بزرگ اسلامى ایران بودهاند.
عید نوروز، آغاز رویش است. این رویش همچنان که در طبیعت محسوس است، میتواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حرکت رو به پیشرفت ما نیز خود را مجسم و نمایان کند. نگاهى بیندازیم به سال ۸۸ که اکنون به پایان آن رسیدهایم. اگر بنا باشد سال ۸۸ در یک جمله تعریف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ایران، سال عظمت و پیروزى این ملت بزرگ، سال حضور تاریخى و اثرگذار این ملت در عرصههائى که به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت کشورمان بستگى داشت و منتهى میشد.
در آغاز سال ۸۸ مردم با حضور بىسابقهى خود انتخاباتى را ساماندهى کردند که در تاریخ انقلاب ما - و البته در تاریخ طولانى کشور ما - سابقه نداشت و یک نقطهى برجسته و اوج به حساب مىآمد. در طول ماههاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حرکتى عظیم و سرنوشتساز، حضور خود، ارادهى خود، ایستادگى خود، عزم ملى خود و بصیرت خود را نشان دادند.
تفسیر کوتاهى که از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه میشود ارائه کرد، عبارت از این است که دشمنان کشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همهى تلاش خود و توان خود و نیروهاى خود را متمرکز کردهاند براى اینکه بتوانند این انقلاب را از درون شکست بدهند. ملت در مقابل این توطئهى بزرگ، این حرکت خصمانه، با آگاهى و بصیرت و عزم و ایستادگىِ بىنظیرى توانست دشمن را به شکست بکشاند. تجربهاى که در این هشت ماه بعد از انتخابات تا بیست و دوم بهمن بر این ملت و بر این کشور گذشت، تجربهاى پر از درس، پر از عبرت و حقیقتاً مایهى سربلندى ملت ایران است.
در سال ۸۸ ملت خوش درخشید؛ مسئولین هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. این تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدیر است. بر همهى ناظران منصف فرض است که از این تلاشها، از این زحمات و کار و کوششى که براى عمران و آبادانى و پیشرفت کشور در عرصههاى مختلف انجام گرفت، قدردانى کنند. در عرصهى علمى، در عرصهى صنعتى، در فعالیتهاى اجتماعى، در سیاست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولین کشور کارهاى بزرگى را انجام دادهاند. خداوند به همهى آنها اجر عنایت کند و توفیق پیشرفت مرحمت بفرماید.
آنچه که از ملاحظهى وضعیت موجود کشور و ظرفیتهاى عظیمى که در دل این کشور و ملت بزرگ نهفته است، میشود به دست آورد، این است که آنچه ما انجام دادهایم، آنچه مسئولین و مردم انجام دادهاند، در مقابل آنچه که ظرفیت عظیم این کشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، کار بزرگى نیست. باید تلاشها را بیش از آنچه که در گذشته انجام دادهایم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.
در این دعائى که در آغاز هر سال، در هنگام تحویل، همه میخوانیم، این فِقره جالب توجه است که میفرماید: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمیفرماید ما را به روز نیکى، حال نیکى برسان؛ به پروردگار عرض میکند ما را به بهترین حالها، به بهترین روزها، به بهترین وضعیتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همین است که در همهى عرصهها به بهترینها دست پیدا کند.
امسال براى اینکه ما بتوانیم آنچه را که در این دعاى شریف به ما تعلیم داده شده است و وظیفهى ماست، انجام بدهیم، براى اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهاى کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکمتر و پرتلاشتر کنیم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذارى میکنم. به امید اینکه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سیاسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همهى عرصهها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکمتر، راههاى نرفتهاى را بپیمایند و به هدفهاى بزرگ خود انشاءاللَّه نزدیکتر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این کار مضاعف نیازمند است.
باید به خداى متعال توکل کنیم؛ از خداى متعال استمداد کنیم و بدانیم که زمینه براى کار، زیاد است. دشمنان، دشمن علم و ایمان جامعهى ما هستند. علم و ایمان را به صورت مضاعف در میان خودمان باید تقویت کنیم. انشاءاللَّه راهها هموار خواهد شد؛ موانع، کوچک خواهد شد و کمک الهى و نصرت الهى، ملت ما و کشور ما و مسئولین ما را همراه و زیر سایهى خود خواهد داشت.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
بسمه تعالی
یکی از بلاگرهای ارزشی ایمیلی به پایگاه ارسال کرده که بخشی از آنرا برای تنویر افکار عمومی درج می کنم تا شاید از تبعیضاتی که بعضی از سایت نسبت به وبلاگهای ارزشی روا می دارند کم شود / یا علی (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
مدیریت محترم سایت وبلاگ نویسان ارزشی
موضوع:یک جرعه حقیقت (درسایتها عکاسی داخلی چه میگذردومدیران آنها به چه سمت وسویی حرکت می کنند!)
اینجانب دکترحسین میرزایی (www.dr.myblog.ir) نزدیک ده سال درمانگر طب اسلامی وسنتی هستم به لطف خدا چندسالی هست که در هنرعکاسی قربه الی الله مشغول فعالیت می باشم ۲۲بهمن امسال که دوست ودشمن را به اذعان معجزه حضور مردم غیور درصحنه خواه ناخواه واداشت بنده نیزثبتی داشتم از ساحت حضرت آفتاب مقام معظم ولایت حضرت آیت الله امام خامنه ای به نام *جمال چهره ی توحجت موجه ماست به این آدرس: http://negarkhaneh.ir/PhotoDetail.aspx?PhotoID=44767
این عکس درسه سایت منتشرشد
این عکس سه روزمتوالی وسه دفعه درسایت http://www.akkasee.com به اشتراک گذاشته شد درهمان ساعات اول خیل
ولایتی ها وسبزهای لجنی را جهت بازدید فراخواند
لجنها آمدند ولجن پراکنی کردند وسب ودشنام به ساحت آفتاب گفتندامامدیر باغیرت! سایت سکوت کردوهیچگونه برخوردی با این کاربران عضو نکرددرنهایت عکس مولا را حذف کرد!نامه به ایشان نوشتم کامنتهای اغتشاشگران راحذف باید کنید نه عکس مولا راکه سکوت در پی سکوت وتهدید به حذف اکانت عضویت در سایت( خنده)که پس از سه بار به اشتراک گذاری کلیه عکسهایم راحذف وآی. پی مرا مسدود وکاربریم رااز بین بردند!
آری اینها سبز لجنی حامی دموکراسی وآزادی اندیشه هستند جزدروغ .توهین.سب ودشنام.وحمایت ظلم نه آموخته اند ونه می آموزند
عکس مذکور هم اکنون رتبه اول را در سایت نگارخانه ایرانی http://negarkhaneh.ir به این آدرس دارد http://negarkhaneh.ir/gallery.aspx?c=3 ودر سایت http://propicnet.com هم رتبه اول را دارد به این آدرس http://propicnet.com/fa/views_images.php?page=1
در ادامه مکاتبات آقای دکتر میرزایی با مدیران سایتهای مذکور آمده است
اولین نامهءمن به مدیرسایت عکاسی
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع:حرمت شکنی
مدیریت محترم سایت وزین http://www.akkasee.com
سلام علیکم
عکسی به عنوان *جمال چهره ی توحجت موجه ماست* upload کردم متاسفانه کاربر مغرض وبیماری حرمت شکنی کردند لطفا به نحوشایسته رسیدگی شود قبل از آنکه ازطرف مراجع ذیصصلاح رسیدگی شود!
نام کاربر:James Thomas R, Hamilton
آدرس:http://www.akkasee.com/users/17719/
جواب مدیر سایت عکاسی:
سلام
این دوست یک نظر فنی در مورد عکس شما داده اند. کاری نداریم که نظر ایشان از لحاظ فنی درست است یا نه. شما می توانستید در مورد نظر فنی ایشان بحث فنی کنید و مثلا نمونه ذکر کنید یا مرجعی نشان دهید که چنین عکسی در تبلیغات هم کاربرد دارد. در صورت مشاهده دوباره چنین برخوردی از سایت بیرون! خواهید شد.
مدیر گالری
*****************
نتیجه:عکس مولا بارتبه برتربیننده درساعات اولیه حذف شد
برای بار دوم عکس مولایم را در کشور اسلامیم آپلود کردم وسوت زنان روز عاشورای حسینی ورقاصان بیدرد آمدند وسب مولا یم را گفتند ومدیرا ن سایت عکاسی (شما چیزدیگربخوانید) سکوت کردندوکیف کردندوخندیدندولذت بردند!
کامنت کاربران سبز لجنی معاندان رهبری
http://www.tehranpic.net/images/qk19thxr9q7lp1760ku.jpg
http://www.tehranpic.net/images/doactd7jmu4smiuk13v.jpg
واین نامه دوم من به مدیر سایت عکاسی است
بسم الله الرحمن الرحیم
مدیریت محترم سایت وزین http://www.akkasee.com
سلام علیکم
عکسی به عنوان *جمال چهره ی توحجت موجه ماست*
به آدرس زیر
http://aks.akkasee.com/photos/104708/?index=1&
upload کردم
متاسفانه کاربر مغرض وبیماری حرمت شکنی کردند! لطفا به نحوشایسته رسیدگی شود!
قبل از آنکه ازطرف مراجع ذیصصلاح رسیدگی شود!
نام کاربر:James Thomas R, Hamilton
آدرس:http://www.akkasee.com/users/17719/
درآخر بقول خواجه حافظ شیراز:
چشم دریده ادب نگاه ندارد
*****************
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مدیر سایت عکاسی
اینها مگر قوانین سایت شما نیست
*****************
. با تمامی مطالبی که از نظر مدیران تنشزا و یا توهینآمیز باشند، بدون توجه به تخصصی یا غیرتخصصی بودن آنها بهمانند مطالب نامناسب برخورد خواهد شد و بنا به آنچه پیشتر گفته شد مطلب حذف شده و امکان مسدود شدن موقت و یا دایمی دسترسی مولف وجود دارد.
تخطی کاربران از قوانین سایت عکاسی بنا به صلاحدید مدیران و یا هماهنگکنندگان سایت عکاسی میتواند موجب ارسال اخطار کتبی، قطع موقت دسترسی و یا قطع دایمی دسترسی شود. به طور معمول بعد از یکبار ارسال اخطار به کاربر، در صورت مشاهدهی دوبارهی خطا دسترسی کاربر به طور موقت برای یک هفته قطع خواهد شد و در صورت تخطی مجدد از قوانین سایت مدیران و یا هماهنگکنندگان اقدام به قطع دایمی دسترسی کاربر خواهندکرد. بدیهی است با توجه به شرایط تخطی ممکن است این تصمیمات یا زمانبندیها متفاوت باشند و به عنوان نمونه ممکن است دسترسی کاربری بعد از اولین خطا به طور دایمی قطع شود.
*****************
جالب است
بسیار هم جالب است
اینها نوشته های شماست
خوب بینید
خوب بخوانید
*****************
سلام
این دوست یک نظر فنی در مورد عکس شما داده اند. کاری نداریم که نظر ایشان از لحاظ فنی درست است یا نه. شما می توانستید در مورد نظر فنی ایشان بحث فنی کنید و مثلا نمونه ذکر کنید یا مرجعی نشان دهید که چنین عکسی در تبلیغات هم کاربرد دارد. در صورت مشاهده دوباره چنین برخوردی از سایت بیرون خواهید شد.
مدیر گالری
*****************
مدیر با غیرت سیات عکاسی کجاست !آنکه می گوید دوستان من نظر فنی میدهند!
آیا کامنت سعید پزشکی نظر فنیست
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واین پاسخ من
بود به شما
یادتان هست!
بدرستیکه دوستتان !می باشدواگرجانب داری نکنید چه باید بکنید!
اصلا ایشان نظر فنی نداده است که درست یا نادرست باشد!
بحث زمانی باید آغاز کرد که شخص ادب وآداب سخن را حفظ نماید
وماحصل کلام
حال متکلم از کلامش پیداست!
ازکوزه همان برون تراود که در اوست=در شماست
در ضمن کامنت باید حذف میشد نه عکس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این نشانه ءچیست؟!! آری بدرستیکه دوستتان هست!
وآخر اینکه بد نیست شما هم کمی مودبانه تر صحبت کنید
(اشاره به این جمله تان:در صورت مشاهده دوباره چنین برخوردی از سایت بیرون خواهید شد.)
عکس مذکور به کوری چشم دشمنان ومعاندان برای بار سوم آپلود شد واین بار نه تنها آن عکس بلکه کلیه عکسهایم حذف شدند
آی .پیم را مسدودواکانت کاربریم را از بین بردند
آی.پی مسدود شده ام
Forbidden
You don’t have permission to access /users/10876/recievedComments/users/ on this server.
Additionally, a 403 Forbidden error was encountered while trying to use an ErrorDocument to handle the request.
________________________________________
Apache/2.2.9 (Unix) mod_ssl/2.2.9 OpenSSL/0.9.8b mod_auth_passthrough/2.1 mod_bwlimited/1.4 FrontPage/5.0.2.2635 Server ataks.akkasee.com Port 80
لیک چه باک بقول خواجه شیراز
هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
گرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
مرا امیدِ وصال تو زنده می دارد
وگرنه هردمم از هجر توست بیم هلاک
نفس نفس اگر از باد نشنوَم بویَش
زمان زمان چو گل ازغم کنم گریبان چاک
رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات
بوَد صبور دل اندر فراق تو حاشاک
اگر تو زخم زنی بِه که دیگری مرهم
و گر تو زهر دهی بِه که دیگری تریاک
به ضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا
لأنَّ روحی قد طاب ان یکون فداک
عنان مپیچ که گر می زنی به شمشیرم
سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک
تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند
به قدرِ دانشِ خود هر کسی کند ادراک
به چشمِ خلق عزیزِ جهان شود حافظ
که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک
ملت عظیم الشأن و شگفتی آفرین ایران
خسته مباد گامهای استوارتان، سربلند باد پرچم همت و آزادگی تان، درود خدا بر عزم راسخ و بصیرت بی همتایتان که همیشه در لحظهی نیاز، صحنه رویارویی با بد دلان و بدخواهان را عرصهی پیروزی حق میسازد و نمایشگاهی از عزت و عظمت می آراید.
و سپاسی از ژرفای دل و جان، آفرینندهی هستی را که دست قدرت خود را در عزم و ایمان و بصیرت شما نمایان ساخت و در سی و یکمین سالروز تولد جمهوری اسلامی، نیرومندی و سرزندگی این نظام را که بر ایمان و اعتماد به نفس ملتی کهن تکیه زده است، بیش از همیشه به رُخ دشمنان کشید.
آیا سی و یک سال آزمون و خطای چند دولت متکبّر و زورگو کافی نیست که آنان را از خواب غفلت بیدار کند و بیهودگی تلاش برای سیطره بر ایران اسلامی را به آنان تفÙ �یم نماید؟
آیا حضور دهها میلیون انسان بصیر و پُر انگیزه در جشن سی و یک سالگی انقلاب کافی نیست که معاندان و فریب خوردگان داخلی را که گاه ریاکارانه دَم از “مردم” میزنند، به خود آورد و راه و خواست مردم را که همان صراط مستقیم اسلام ناب محمدی صلّی الله علیه و آله و راه امام بزرگوار است، به آنان نشان دهد؟
دوستان و دشمنان ملت ایران بدانند که این ملت، راه خود را شناخته و تصمیم خود را گرفته است و برای رسیدن به قلّهی پیشرفت و سعادت با تکیه به خدا و اعتماد به قدرتی که خداوند به او بخشیده است هر مانعی را از سر راه برخواهد داشت.کمک و توفیق الهی یار این ملت و دعاÙ Š حضرت بقیه الله ارواحنا فداه پشتیبان آنان باد.
۲۲/بهمن/۱۳۸۸
بسم الله ملک الحق المبین
و این [وعده] را خداوند جز نویدى [براى شما] قرار نداد و تا آنکه دلهاى شما بدان اطمینان یابد و پیروزى جز از نزد خدا نیست که خدا شکست ناپذیر [و] حکیم است/آیه شریفه ۱۰ سوره مبارکه انفال
یوم الله ۲۲ بهمن فرا رسید… روز ذلک الفضل من الله…
روز پیروزی حق بر باطل… روز جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا…
روز پیروزی نور بر ظلمت… روز انا فتحنا لک فتحنا مبینا…
روز شادی جبهه حق و ناراحتی جبهه باطل… روز یومیذ یفرح المومنون…و لو کره المشرکون…
این چنین وعده الهی(فان حزب الله هم الغالبون) محقق گشت و جبهه و حق و حقیقت طلبی با وحدت کلمه حول محوریت لازم و کافی خود(ولایت مطلقه فقیه) با امداد و فضل الهی و توجهات خاصه ائمه معصومین(ص) نه تنها اسلام و ارزش های والای آن را احیاء نمودند بلکه انقلابی از جنس همان ارزش ها را که خواسته همه اولیای الهی بود بوجود آوردند…و حقاً انقلاب ما انفجار نور بود…انقلابی که نه انقلاب واقعیت ها بلکه انقلاب آرمان های الهی است…
این مهم زمانی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که بعد از چندین قرن تلاش ها و مجاهدت های مختلف در حق جویی، ظلم ستیزی و مبارزه با جبهه باطل ملتی قدر ولی زمان خویش را دانستند و رمز پیروزی و سعادت را که همانا ولایتمداری است یافتند و اینگونه بود که در این امتحان پر فضیلت الهی(ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم) شرکت و طعم(ومن یتوکل علی الله فهو حسبه) را از اعماق جان چشیدند…آری آنان که حق مداری را مسلک خویش قرار داده اند اهل فضیلت هایند و خداوند متعال(ج) پاداش آنان را در دنیا و آخرت به لطف و فضل خویش کامل می گرداند(وکذلک نجزی المحسنین)…
مردی از سلاله پاک و مطهر ائمه معصومین(ص) با قدرت ایمان و یقین الهی نهضتی را شروع نمود که که بنیان های پوشالی دنیای ماتریالیستی را به لرزه افکند و با هدایت و راهبری هوشمندانه خویش مملکت ثقلین را از لوث وجود سرسپردگان شیطان بزرگ پاک نمود تا پرچم اسلام ناب محمدی(ص) بر قله رفیع و نورانی معنویات به اهتزار در آید…
پیروزی انقلاب مقدس اسلامی که همانا پیروزی حق بر باطل و به منزله پایان تاریخ مصرف ظلم و جور بود صبر و تحمل شیاطین مستکبر عالم را برنتافت و دشمنان قسم خورده حق و حقیقت با حربه های مختلف خویش خشم خود را از این شکست مفتضحانه تاریخی خود اعلام داشتند.۳۱ سال توطئه های همه جانبه و گوناگون جهت از میان برداشتن این حقیقت مستحکم(انقلاب مقدس اسلامی) گویای حقانیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و ارزش ها و آرمان های الهی آن است…۳۱ سال انواع تحریم های اقتصادی/علمی/غذایی/امکاناتی، و مدل های گوناگون جنگ، تهاجم و آشوب از سخت تا نرم مانند ۱۰ سال جنگ تمام عیار تحمیلی همه دنیا با جمهوری اسلامی ایران تا پایان قطعنامه ۵۹۸/تجهیز کامل گروهک های ضاله ضد انقلاب در نقاط مختلف از کردستان تا سیستان و پلوچستان و از اهواز تا آذربایجان و استان های دیگر کشور برای درگیری و تجزیه طلبی…/تجهیز کامل و هدایت گروهک های قاچاق کالا و مواد مخدر دیگر و سوداگران برای بر هم زدن امنیت مرزی و امنیت اقتصادی با هدف تضعیف پایه های امنیت داخلی/ترور و به شهادت رساندن مسئولین و علماء و مردم ولایتمدار و انقلابی توسط عوامل جیرخواه خود در داخل/تهاجم و شبیخون فرهنگی در حوزه های مختلف اعم از استحاله فرهنگی/دور کردن مردم از معنویات و ارزش ها و نزدیک کردن آنان به مادیات و ضد ارزش ها به طرق گوناگون/فریب و تطمیع یا همراه کردن برخی خواص و مسئولین دنیا طلب و نفس پرست جامعه با خود برای سوء استفاده از آنان جهت ضربه زدن به جداره داخلی بدنه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به شیوه های مختلف و هزاران هزار توطئه، مکر و فتنه را که این فرزندان شیطان رجیم که به خیال خود دنیا را با آن قبضه کرده اند بکار بستند تا عقده های سرخوردگی خود از وجود این شجره طیبه منوره را سرپوش بنهند و به وهم خویش خللی در عظم پولادین این حکومت مقدس وارد بیاورند اما مقاومت و ایستادگی ملت هر زمان که توکل علی الله(ج) و توسل بأئمه معصومین(ص) و فرمانبری تام و تمام از ولایت را سرلوحه کار خویش قرار دادند سدی محکم در مقابل تهاجمات آنان بوده و نتیجه ای متعفنانه و بی ثمر برای دشمنان رقم زدند و هرجا نیز برحسب غفلت یا دنیا طلبی در ولایت پذیری سستی صورت گرفت و دچار خطا و اشتباه عمدی و یا سهوی شدند آنجا محل خوشحالی دشمن و محل وارد آمدن خسارات جبران ناپذیر بوده و خواهد بود…
نمایش قدرت حکومت اسلامی در پشت سر هم گذاشتن و نقش بر آب کردن فتنه ها و توطئه های دول استکباری به اذعان دوست و دشمن بر حسب اطاعت از همه اوامر و فرامین ولایت توسط مردم اعم از خواص و عوام بوده است و ضعف آن نیز در عدم اطاعت و تاریخ شاهد و گواه بر این امر است…
امروز که ۳۱بهار از پیروزی شکوهمند انقلاب مقدس اسلامی به رهبری آن عارف کامل واصل،مجاهد فی سبیل الله روح خدا در کالبد زمان آنکه انقلاب را به نام او در سرتاسر جهان می شناسند حضرت امام خمینی کبیر(سلام الله علیه) می گذرد و حال که سکان هدایت این نظام مطهر رو به تعالی در دست خلف صالح او نائب برحق آقا امام عصر(عج) ولی امر مسلمین جهان، مقام عظمی ولایت مطلقه فقیه، رهبر عالیقدر انقلاب مقدس اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(ارواحنا و وجودنا له الفداء) می باشد،با وجود موانعی که دشمنان با همه ظرفیت های خویش ایجاد نموده و میکنند، رشد و تعالی روز افزون نظام مقدس اسلامی را شاهد هستیم.
در این گذار به فرمایش مقام معظم رهبری ریزش ها و رویش هایی صورت میگیرد و جامعه که به خواص و عوام تقسیم می شوند در برابر آزمایشات مکرر الهی قرار می گیرند و تکلیف خویش را با راه و غایت وجودی خویش مشخص می کنند.خواص در جبهه حق و خواص در جبهه باطل هرکدام موظف به انجام اعمالی براساس خواست های جبهه خویش می باشند.در طی سالهایی که از پیروزی عزت آفرین انقلاب اسلامی می گذرد، بوده اند خواصی که در ظاهر در جبهه حق بوده اند اما در برهه ای از زندگی خود جهت حقیقی خویشتن را مشخص و با عبور از آرمان ها و ارزش های والای انقلاب اسلامی خط معاندت و انحراف را در مسیر آن فراهم آوردند و حتی بعضاً کوشش داشتند، عوام را نیز تحت تاثیر افکار التقاطی خویش به سمت بیراهه ها و پرتگاه های عمیق ضدیت با نظام مقدس اسلامی رهنمون سازند و به عنوان عوامل و نوکران جبهه استکبار جهانی خط انحراف از اسلام ناب محمدی(ص) را با ترویج و اشاعه اسلام امریکایی ایجاد شده توسط شیطان صفتان ایجاد و بدلی برای حقیقت درست و با تاکید بر مفاهیم در قالب های نوظهور در همه اجزای اجتماع انقلاب اسلامی را به تعبیر مقام عظمی ولایت از درون تهی و پوچ نمایند و محتوای آنرا بربایند و از میان ببرند و فقط ظاهری و اسمی از آن باقی بماند.در میان نیز برخی به علت گرایشات و وابستگی به این چنین جریانیاتی جزو خواصی قرار گرفتند که مردود شدند و آنانی که در مقابله با این جریانات منحرف و ضاله با بصیرت نشاءت گرفته از فرمانبری تام و تمام ولایت مستحکم بوده سربلند ازین امتحان بیرون آمدند.فتنه ها محل آزمایش و تفکیک و غربال حق و باطل است و منافقان و التقاطیون و دوستان دوستان جبهه باطل نیز زود و یا دیر با موضعگیری های خود رسوا می شوند و این خود رویش ها و ریزش های جدیدی را محیط می شود.اما تمام تلاش جبهه باطل از خارج و داخل بر روی تضعیف از درون نظام مقدس اسلامی با روش ها و حربه های مختلف متمرکز شده است، فتنه های اخیر که مقام معظم رهبری آنرا به فتنه عمیق تعبیر نموده و یا خط جدید نفاق نامیدند و بهانه آن که تقلب در انتخابات و تهمت به دستگاه های اجرائی کشور بود جرم بزرگ نام گرفت نه حاصل یک جریان تازه شکل یافته بلکه محصول و ثمره خط انحرافی اسلام امریکایی با هدایت همه جانبه جهان صهیونیست و امپریالیست در طول ۳۱ سال وجود مبارک انقلاب مقدس اسلامی بود، و پسماندهای گروهک ها و نحله های خود فروخته و خائن در این فتنه و فضای غبارآلود از هر فرصتی برای ضربه زدن به این نظام الهی فروگذار نشدند.اما به برکت و لطف و مدد الهی و توجهات خاصه ائمه اطهار(ص) و هدایت و راهبری نائبان بر حق حجت خداوند متعال(ج) حضرت قائم(عج) و خون صدها هزار شهید و دعای مومنین ریشه های این انقلاب مقدس را مستحکم گردانیده و آینده از آن حزب اللهی ها است…
خواص و عوام برای مصون ماندن از انحراف و خطا و ماندگاری و طی طریق در صراط مستقیم باید مطیع و فرمانبر مقام عظمی ولایت باشند و خط و خطوط انحرافی و زاویه داری که اصول، ارکان، ارزش ها و آرمان های نظام مقدس اسلامی را نشانه گرفته است در هر لباس و هر منسب و جایگاهی به شدت برخورد نمایند و در این مسیر دشمن شناسی و دوست شناسی و دشمن ستیزی و دوست گرایی را به ظهور برساند.براستی راهی جز ولایت مداری برای سعادت دنیا و آخرت وجود نداشته و ندارد و نخواهد داشت و تمسک به این نعمت الهی در همه شئون جز بر مومنین حقیقی گران می نماید.
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی به نمایندگی از همه وبلاگ نویسان آرمان گرای ولایتمدار ضمن تجدید میثاق با ارزش ها و ره آورد های نورانی اسلام ناب محمدی(ص) که توسط حضرت امام خمینی کبیر(سلام الله علیه) احیاء گشت و اعلام عهد دوباره با پیر خراسان نائب بر حق امام زمان(عج) ولی امر مسلمین جهان مقام عظمی ولایت مطلقه فقیه رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(ارواحنا و وجودنا له الفداء) با بینش و بصیرتی همراه با ایمان الهی خود را سرباز و مطیع ولایت در جبهه مبارزه با کفر و شرک و الحاد و نفاق و التقاط می دانیم و در راه دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب مقدس اسلامی تا آخرین نفس و قطره خون ایستاده ایم و با تیز بینی و هوشیاری دقیق خویش توطئه ها و فتنه های اندرونی دنیای مجازی را رصد و با روشنگری عمارگونه به تبیین فتنه ها و توطئه های آن اقدام و همه تلاش خویش را متوجه پاکسازی فضای سایبر از لوث معاندان حق و حقیقت خواهیم نمود.
و در آخر محضر ولی و مقتدای خویش امام خامنه ای(دام ظله العالی) عرضه می داریم:
شرمنده ایم ز دوست که دل نیست قابلش/باید برای هدیه سری دست و پا کنیم…
| نامه سرگشاده سیدحمید روحانی به هاشمی رفسنجانی چرا تلاش میکنید که زبانها را ببندید و قلمها را بشکنید؟ دکتر سید حمید روحانی رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر و از اساتید حوزه و دانشگاه و از یاران نزدیک امام راحل (ره) پس از نگارش نامهای به مهدی کروبی در شهریور ماه و انتقاد از مواضع وی، این بار دست به قلم برد و نامهای در پاسخ به واکنش هاشمی رفسنجانی درباره افشاگریهای اخیر نوشت.
|
وی در ابتدای این نامه آرزو میکند که «ای کاش شرایط به گونهای بود که میتوانستم در برابر این نامه سکوت میکردم و آن را بیپاسخ میگذاشتم تا به جریانهای اختلاف برانگیز کشیده نشوم.»
سپس به دلایل خود باری نگارش این نامه اشاره می کند: « چه کنم که سکوت من مایه گستاخی بیشتر دشمنان میشود و آنان را بیش از پیش جریتر میکند و به انقلاب، اسلام، امام و رهبر مظلوم و مقاوم ملت ایران آسیب میرساند و چه بسا تاریخ را نیز خدشهدار سازد و ناحق را حق بنمایاند و حق را باطل جلوه دهد.»
روحانی که این نامه را در ۱۳ بند به رشته تحریر در آورده است، در بخش اول نامه میآورد: « انتظار این بود که در پاسخ مطالب و مسائلی که در سخنرانی اینجانب در شهرستان خمین آمده است، به موضوعاتی میپرداختید که جنبه اصولی و ریشهای دارد و روشن شدن آن میتواند در دیدگاه و داوری ملت ایران نسبت به جنابعالی تأثیر بسزایی داشته باشد. در سخنرانی اینجانب در مورد نامه سرگشاده سرکار عالی به مقام معظم رهبری (اطال الله عمره) به این نکته اشاره شده است که “تمام مصیبتهایی که در جریان انتخابات و پس از انتخابات بر سر این کشور آمد از آن نامه سرگشاده بود که آتش نفاق و اختلاف را روشن کرد و نسل جوان و مردم را به جان هم انداخت. ”
وی میافزاید: در آن سخنرانی به برخی از تحریفگریهایی که در کتاب خاطرات آنجناب به چشم میخورد نیز اشاره شده است. بیتردید آن نادرستیها در کتاب خاطرات شما مایه تاسف و نگرانی “قاطبه دلسوزان انقلاب اسلامی ” و علاقهمندان به حضرت امام (سلام الله علیه) میباشد و این دغدغه را ایجاد میکند که “هنوز بیش از سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته است ” مبادا “منافع زودگذر باندی “، شخصی و دنیوی، دانسته و ندانسته مایه دستبرد به واقعیتهای تاریخی شود و اعتبار خاطرهنگاری و تاریخنویسی را به زیر سؤال برد. هر چند طی سالهای گذشته بسیاری از کتابهایی که به نام “خاطرات ” و تاریخ انقلاب به بازار آمده ـ و میآید ـ آکنده از خطا و اشتباه و بعضاً دروغ و تحریف و وارونهنویسی و خلافگویی میباشد و بار دیگر ژرفنگری و آیندهبینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام عزیز را نمایان میسازد که هنوز انقلاب اسلامی به پیروزی نرسیده بود هشدار داد: “… لازم است برای بیداری نسلهای آینده و جلوگیری از غلطنویسی مغرضان، نویسندگــان متعهد با دقت تمام به بررسی دقیق تاریخ این نهضت اسلامی بپردازند … ما که هنوز در قید حیات هستیم و مسائل جاری ایران را که در پیش چشم همه ما به روشنی اتفاق افتاده است دنبال میکنیم، فرصتطلبان و منفعتپیشگانی را میبینیم که با قلم و بیان و بدون هراس از هر گونه رسوایی، مسائل دینی و نهضت اسلامی را برخلاف واقع جلوه میدهند … و شکی نیست که این نوشتجات بیاساس به اسم تاریخ در نسلهای آینده آثار ناگواری دارد … امروز قلمهای مسموم درصدد تحریف واقعیات هستند، باید نویسندگان امین این قلمها را بشکنند … ” ( صحیفه امام، ج ۳، ص ۴۳۴ )
روحانی در ادامه نامه خود به هاشمی رفسنجانی با انتقاد از رییس مجمع تشخیص مصلحت و انگشت گذاشتن روی برخی مسائل ناچیز به جای پاسخگویی به پرسشها، شبههها و نگرانیهایی که نامه سرگشاده و خاطرهنویسیهای بعضاً ناآراسته وی در میان مردم پدید آورده است مینویسد: «جنابعالی از اینکه در سخنان من آمده است: “در انتخابات ریاست جمهوری نهم با سر و مغز زمین خورده ” خــرده گرفتهاید که قبول دارم باید از جمله مناسبتری استفاده میشد، مانند شکست خورد و یا به تعبیر فوتبالیستها “قدرت را به حریف واگذار کرد ” او… در هر صورت از این بابت پوزش میخواهم لیکن این نکته را نتوان نادیده گرفت که با “سابقه ذهنی جامعه از حجتالاسلام ” هاشمی بهرمانی، به عنوان “یار امام و رهبری ” برازنده و ارزنده نباشد به گونهای موضعگیری کند که در میان مردم چنین وانمود شود که به ولایت و رهبری پشت کــرده و در صف نامحرمان ایستاده است. آن نامه سرگشاده با آن اولتیماتوم سخیف:
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
وی در پایان این بخش از نامهاش آورده است: « اگر از سوی تکنوکراتها و لیبرالهای معاند و مغرض (که امروز به دروغ سنگ آقای هاشمی را به سینه میزنند) و اپوزیسیون نظام، منتشر میشد ، هضم آن برای دوستان و دوستداران انقلاب آسان بود، اما بالا زدن آستین همت توسط بعضی برای برآورده کردن آرزوی محال دور کردن مردم از ولایت و اعلان جنگ نیمهرسمی به مقام معظم رهبری، از سوی کسانی که داعیه “ارادت به شخصیت حقوقی و حقیقی ولایت ” دارند “از تناقضهای عجیب و غریب روزگار است ” ! »
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر به نامه هاشمی و آنچه وی “ذوقزدگی بعضی از خبرگزاریها و روزنامههای ریز و درشت از سخنانش ” خوانده و آن را به اصطلاح ملاک نادرستی آن سخنان دانسته اشاره کرده و مینویسد: « باید دانست ” ذوقزدگی ” یا استقبال از گفتار من از سوی برخی از نیروهای خودی شگفتآور و ناروا نیست لیکن “ذوقزدگی ” رسانههای غربی و سازمانهای جاسوسی بینالمللی و محافل صهیونیستی و قدرتهای استکباری از نامه و سخنرانیهای سرگشاده جنابعالی زنگ خطر را به صدا درمیآورد؛ آیا میدانید نامه سرگشاده شما چه خون جگری برای دلسوزان انقلاب و رهروان راستین راه امام به همراه داشت و اشکهایشان را جاری ساخت؟ آیا میدانید دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی از آن نامه سرگشاده چه شادیها کردند و چه سر و صداهایی در دنیا بر پا کردند و چه تبلیغات زهرآگین و ناهنجاری بر ضد مقام معظم رهبری به راه انداختند ؟! »
دکتر حمید روحانی به برخی از سخنان هاشمی رفسنجانی از بعد انتخابات تا کنون اشاره کرده و ادامه میدهد: « باور این جمله به نقل از شما در رسانهها سخت است ” که: ” جمهوری اسلامی حمایت مردم را از دست داده است “!! (گاردین سایت بی بی سی، ۲۷ / تیرماه / ۸۸ ) آیا میدانید که استکبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ اگر روزی این دروغ را باور کنند که “جمهوری اسلامی حمایت مردم را از دست داده است ” در یورش به ایران درنگ نمیکنند ؟ آیا این گونه سیاهنماییها آب به آسیاب دشمن نمیریزد؟ و دشمن را به طمع نمیاندازد؟ »
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر در بخشی دیگر از این نامه به پاسخ هاشمی اشاره میکند که: « … به خـاطر دستمالی، قیصریه را به آتش نکشید !!؟ » و میافزاید: « کاش توضیح میدادید که منظورتان از “دستمالی ” که به خاطر آن ممکن است “قیصریه را به آتش بکشم ” چه میباشد؟ شما خوب میدانید که من در درازای ۳۰ سال که از انقلاب اسلامی میگذرد ، به رغم اینکه زمینه به دست آوردن پست و مقام برای من فراهم بود، هیچ مسئولیتی نپذیرفتم و دنبال قدرت ندویدم؛ چون مسئولیتی مقدستر ، ارزشمندتر و مهمتر بر دوش دارم؛ رسالت مقدس تدوین تاریخ، رویارویی با تحریفگریها و پاسداری از خط امام(ره)، بزرگترین مسئولیتی است که بر دوش من سنگینی میکند که انجام آن را با سختکوشی، پایداری و استواری دنبال میکنم.
وی سپس به انتقاد تلویحی از هاشمی میپردازد: « من برای اینکه به مجلس شورای اسلامی راه یابم و مثلاً رئیس مجلس شوم به آب و آتش نزدم، من برای اینکه رئیس جمهور شوم، گریه نکردم و صحنه ساختگی تدارک ندیدم و مشتی بازیگر و هنرپیشه را گرد نیاوردم تا هنرنمایی کنم و صحنههایی دور از شأن یک روحانی باسابقه خلق کنم.
این استاد حوزه و دانشگاه میافزاید: «من بر سر دنیا و مشتهیات دنیوی با کسی سرجنگ ندارم؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی با اینکه حاصل عمرم بود و جوانیام را روی آن گذاشته بودم، آنگاه که به راه ناصواب رفت برای اینکه “به خاطر دستمالی قیصریه را به آتش نکشم ” از حق خود چشم پوشیدم و بی سر و صدا از آن جدا شدم و دوری گزیدم و “عطای آن را به لقایش بخشیدم “؛ من برای اینکه وامدار هیچ گروه، مقام و شخصی نباشم با زندگی طلبگی ساختم، سادهزیستی پیشه کردم، و افتخار میکنم که سنگی روی سنگ نگذاشتم و سرمایهای نیندوختم. من برآنم که دریابم نظـر جنابعالی از اینکه “به خاطر دستمالی قیصریه را به آتش نکشید ” چه میباشد و این “دستمال ” ناقابل چیست که من از آن بیخبر و بیگانهام. » و تاکید میکند: «اگر دفاع از کیان روحانیت، خط امام و رهبری و پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی و رویارویی با تحریفگریهـا و دروغپردازیها از دید جنابعالی “دستمالی ” است که نبایستی “به خاطر آن قیصریه را به آتش کشید ” باید بگویم زهی تأسف. »
روحانی اضافه کرده است: “این تأسف موقعی عمیقتر میشود که بدون عبرت گرفتن از حـوادث دو قرن اخیر، به ویژه حوادث پس از مشروطه، به عنوان یک فرد روحانی، خواسته یا ناخواسته توطئه شوم اسلامستیزی و ولایتگریزی و القای اتهام به رهبری را در یک نامه “کاملاً احساسی ” و غرضمندانه “تسهیل نمایید “!
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر به سخنان هاشمی و اظهارات وی در خصوص پروژه “هاشمی ستیزی ” و “روحانیت ستیزی ” و ارتباط دادن این دو جریان به هم اشاره میکند و مینویسد: « انگار هر گونه خردهگیری و انتقاد از جناب هاشمی مساوی با “روحانیتستیزی است “!!؛ اولاً بایسته است توضیح میدادید که آقای هـاشمی رفسنجانی امروز چه ویژگیها و برجستگیهایی دارند که دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی از آن احساس خطر میکنند که به “هاشمی ستیزی ” برخاستهاند؟!
وی از هاشمی سوال میکند: « آیا به نظر جنابعالی همانگونه که دشمن از خط امام وحشت دارد و دیر زمانیست توطئه امامزدایی را در دست اقدام دارد، امروز از خط هاشمی رفسنجانی نیز اندیشناک است و بر آن است که آن خط خطرناک برای جهانخــواران را از میان ببرد؟ راستی این “خط برجسته و آراسته هاشمی ” چرا و چگونه تا این پایه نادیدنی و پنهان است که ملت ایران به رغم رشد و آگاهی والا نتوانستهاند به آن پی ببرند، و تنها استکبار جهانی و دشمنان درونمرزی و برونمرزی اسلام از آن آگــاهی یافتهاند؟! در خور نگرش است که امروز قلم به مزدانی که با امام و آرمانهای انقلاب اسلامی سر ناسازگاری دارند و بر آنند خط و راه و اندیشه امام را به موزه تاریخ بسپارند، از خطـر “هاشمی ستیزی ” اظهار نگرانی می کنند و هشدار می دهند؟! »
روحانی با اشاره به سرنوشت شریعتمداری و منتظری ادامه میدهد: « میدانیم و میدانید که جامعه روحانیت و پایههای استوار آن هیچ گاه وابسته به فرد نیست؛ رفتن یک فـرد یا سقوط فرد دیگر نمیتواند ارکان روحانیت را متزلزل سازد، چنانکه سقوط آقای سید کاظم شریعتمداری با آن دبدبه و کبکبه و بیرون رفتن آقای منتظری از صف طلایهداران انقلاب اسلامی با آن پیشینه درخشان و انقلابی، نتوانست به کیان روحانیت آسیب برساند و زمینه را برای توطئه “روحانیتستیزی ” هموار سازد . اگر بنا بود اساس روحانیت وابسته به فرد باشد، بیتردید تاکنون ارکان جامعه روحانیت فرو پاشیده و از میان رفته بود و آثاری از آن نمانده بود تا تداوم آن به وجود آقای هاشمی بستگی داشته باشد. »
این استاد حوزه و دانشگاه از نگرانی خود در خصوص اطرافیان هاشمی میگوید و ادامه میدهد: « این اعمال و رفتار و گفتار و کـردار شخصیتها و چهرههاست که مایه سقوط یا صعود آنان میشود. این سناریوی زننده و فیلم انتخاباتی شکننده جناب هاشمی رفسنجانی با کارگردانی سازنده فیلم مارمولک است که زمینة هاشمیستیزی را هموار میکند. این کارهای سؤالبرانگیز آقازادهها و نورچشمیها، به ویژه کردار نامناسب و زننده صبیه جناب آقای هاشمی است که مایه بیآبرویی و بیاعتباری ایشان در میان جامعه میشود. »
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر با بیان این که این روزها اینجا و آنجا زمزمههایی شنیده می شود که بله؛ “دستهایی در کار است که یاران امام را از صحنه حذف کند و به یاران امام اهانت میشود ” تاکید میکند: « باید دانست آنهایی که به راستی در خط اماماند و راه امام را دنبال میکنند در دل و جان مردم جا دارند. ملت ایران همانگونه که به امام عشق میورزند، یاران امام را نیز با دل و جـان ارج مینهند لیکن برخی از یاران نایار “سربازان متمردیاند ” که سنگر را رها کرده از صحنه گریختهاند و یا به سنگر عناصر ضد انقلاب پناه بردهاند. مردم به آن دسته از سستعناصری که تاب مقاومت ندارند و از تداوم راه خسته شده و بیراهه گزیدهاند، به چشم دشمنان امام و انقلاب مینگرند و آنان را از دشمنان برونمرزی و استکبار جهانی، برای کشور و ملت خطرناکتر میدانند. »
روحانی ادامه میدهد: «ملت ایران به درستی دریافتهاند که امروز، خطری که انقلاب اسلامی را تهدید میکند از امریکا نیست؛ “آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ” امروز خطر از ناحیه کسانی است که داعیه خط امامی دارند، لیکن شهوت مقام آنان را کور کرده است و “برای دستمالی قیصریه را به آتش میکشند “! و یا با ادعای خط امام و یار امام به شیوهای منافقانه اندیشههای لیبرالیستی را ترویج میکنند؛ از “تشنجزدایی “! دم میزنند، از “عرف بینالمللی ” سخن میگویند، با کسانی که شعار “نه غزه، نه لبنان ” میدهند هممسیرند و از حمایت صهیونیستها، سلطنتطلبان، منافقان، عوامل امریکا و انگلیس برخوردارند و به آن میبالند. خطر جدی و ریشهای برای اسلام، انقلاب و استقلال ایران این فرصتطلبانی هستند که نان را به نرخ روز میخورند، “ابنالوقتند “؛ یک روز علیه آقای منتظری نامه سرگشاده مینویسند و روز دیگر نه تنها راه و کار او را خود تکرار میکنند، بلکه سر در آستانه او می سایند؛ این کسان را نمیتوان با دستاویز یار امام تقدیس کرد. ملت روشنضمیر ایران، مانند برخی از فرقههای اسلامی نیستند که بر این باور باشند که “صحابه ” و کسانی که روزگاری را با پیامبر اکرم (ص) گذراندهاند، از هرگونه لغزش و خطا مصوناند و به هر کار ناشایستی دست بزنند، نباید مورد طعن و نقد قرار گیرند. امروز برخی کژاندیشان و بیراههپویان بر این باورند کسانی که روزی و روزگاری در کنار امام زیسته و یا با امام دیدارها و گفت وگوهایی داشتهاند و از یاران امام به شمار میروند ، به اصطلاح معروف از هفت دولت آزادند؛ هر جا بروند و هر کاری بکنند چون زمانی در خدمت امام بوده و از یاران امام شمرده میشدهاند، شایسته نیست که مورد اعتراض و خردهگیری قرار بگیرند؛ این دید با مکتب تشیع همخوانی ندارد . پیروان علی(ع) و در واقع پیروان اسلام ناب محمدی(ص) تنها به پیشینه افراد برای داوری بسنده نمیکنند و موضع روز آنان را نیز مورد نظر قرار میدهند و آنچه امام اعلام کرد: “میزان، حال فعلی افراد است ” سخن برحق و برجستهای است که ریشه در مکتب اسلام راستین و مکتب تشیع دارد که نبایستی از آن غفلت کرد. بنابراین، کسانی که امروز مورد حمله، طعنه، خشم و نفرت مردم قرار دارند یاران از راه برگشتهاند، نه پاکباختگان وفادار و پیروان راستین راه امام که پیوسته با مردماند، با مردم حرکت میکنند، صف خود را از مردم جدا نمیکنند و خود را وامدار مردم میدانند و شیفتگان خدمتاند نه تشنگان قدرت. »
وی با اشاره به سخنان هاشمی خطاب به این پژوهشگر تاریخ که: «داستان حمایت شما از منافقان در دوران مبارزه را من کشف نکردهام و شما آن را خیلی مفصلتر در خـاطرات خود آوردهاید. » خاطرنشان کرده است: «اینجانب هیچگاه ادعا نکردم که پدیدهای را کشف کرده و ناگفتهای را یافته و بازگو کردهام و نیز هیچگاه بر آن نیستم که جنابعالی را به سبب حمایت از منافقان در آن روز و روزگار، خدای نخواسته مورد شماتت، سرزنش و نکوهش قرار دهم. این واقعیت به درستی روشن و آشکار است که بسیاری از روحانیان، از روی سادهاندیشی، زود باوری، سهلانگاری و احساسات آنی، فریب این گروهک مکار و فریبکار را خوردند و به یاری آنان شتافتند، لیکن نکته این است که جنابعالی با این اشتباه آشکار که در زندگی سیاسی خود دارید، چگونه خود را در حد امام مینمایانید؟! امام را در جریان بنیصدر به زیر سؤال میبرید و ادعا میکنید که امام به سبب اینکه در جامعه حضور نداشت از ماهیت بنیصدر آگاهی نیافت و جنابعالی چون در میان مردم بودید و در اجتماع حضور فیزیکی داشتید، بنی صدر را به درستی شناخته بودید و خطر او را دریافته بودید لیکن امام خطر را برنمیتافت! و از بنیصدر حمایت می کرد و سرانجام دریافت که نظر شما درست و مطابق با واقع است! و … » و سپس میافزاید: « جنابعالی اگر به راستی این ادعا را باور دارید که امام به سبب اینکه در اجتماع حضور نداشت، بنیصدر را به درستی نشناخته بود و به ماهیت او پی نبرده بود، باید عرض کنم که هنوز امام را نشناختهاید؛ البته امام در دوران زندگی پرافتخار خویش آنگونه که باید و شاید شناخته نشد؛ امروز نیز شناخته نشده است. بیتردید آیندگان بهتر می توانند دریابند که آن مرد خدا نابغه دهر بوده است و در کیاست، و مدیریت مسئولان و یاران در تاریخ کمتر همسان و همانندی داشته است. امام برای شناخت اشخاص و گروهها به حضور فیزیکی در اجتماع نیازی نداشت، اگر جز این بود، امام هیچگاه نمیتوانست در دوران زیستن در نجف اشرف نهضت اسلامی ایران را رهبری کند و از هـرگونه لغزش و خطایی دور بماند. امام با اینکه در ایران نبود و با بنیانگذاران و سردمداران سازمان منافقان از نزدیک آشنا نبود، تنها با چند جلسه دیدار و گفت و گو با نمایندگان آن سازمان توانست آنان را بشناسد و به ماهیت منافقانه آنان پی ببرد ، لیکن جنابعالی و دیگر روحانیانی که با همه نیرو و توان به حمایت از سازمان برخاسته بودند، به اصطلاح در میان جامعه بودید و زمانهای طولانی با اعضا و بنیانگذاران آن سازمان سرو کار داشتید و با وجود این نتوانستید آنان را به درستی بشناسید و فریب آنان را نخورید. »
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر ماجرای حمایت امام (ره) از بنی صدر را اینگونه توضیح میدهد: « حمایت امام از او، نه برای این بود که از ماهیت او شناخت نداشت و به او ایمان داشت. امام، بنی صدر را پیش از آنکه برای ریاست جمهوری کاندید شود شناخته بود و نسبت به او ذهنیت منفی داشت؛ از این رو، چنانکه نامبرده در خاطرات خود آورده است، آن گاه که آمادگی خود را برای نامزدی ریاست جمهوری با امام در میان گـذاشت، پاسخ منفی شنید. امام با صراحت به او گوشزد کرد که صلاحیت برای ریاست جمهوری نظام اسلامی را ندارد، لیکن حمایت امام از او در دوران ریاست جمهوری او احترام به رأی مردم بود. امام مانند بسیاری از سیاستبازان نبود که تا روزی که به مقام و منصب نرسیدهاند فراوان از مردم دم میزنند، لیکن آن گاه که به قدرت میرسند مردم را فراموش میکنند و رأی و نظر مردم را نادیده میگیرند. بنیصدر از یازده میلیون رأی برخوردار بود. شما انتظار داشتید که امام از قدرت و موقعیت خود استفاده کند و بنیصدر را با نادیده گرفتن رأی مردم کنار بزند، لیکن امام بر خود وظیفه میدانست که رأی ملت را پاس بدارد و به نظر مردم احترام بگذارد و از رئیس جمهور منتخب مردم حمایت کند، تا مردم خود او را بشناسند و رأی خود را از او پس بگیرند. تفاوت یک رهبر مردمی با انسانهایی که هنوز دچار منیت هستند در همین نکته باریکتر ز مو نهفته است که آنــان در مسند قدرت کمتر به مردم میاندیشند، لیکن آن رهبری که به ملتش عشق می ورزد، پا به پای مردم حرکت می کند و از آنان فاصله نمیگیرد. »
این استاد حوزه و دانشگاه به انتقادات هاشمی از خود اشاره میکند که: « … سابقه ذهنی جامعه از آقای زیارتی (سید حمید روحانی) فردی است که حتی حاضر است مرحوم شریعتی را در جهت تقویت حوزهها یکبار دیگر به مسلخ تاریخ ببرد، اما ناگهان در چرخش ۱۸۰ درجهای شخصیتهای انقلاب و زبرالحدیدهای نهضت امام خمینی (ره) را به مذبحی میبرد که سلاخان دین ستیز آن را برای استحاله انقلاب در بعضی از رسانههای مرموز بنا کردهاند!! » و این گونه در مقام پاسخ بر میآید: « این نخستینبار نیست که جنابعالی برای به زیر سؤال بردن کسانی که به نقد از کار و کردار شما برخاستهاند به اتهام زنی روی میآورید و تلاش میکنید که منتقدان را با لجنپراکنی و پیرایهتراشی خاموش سازید، زبانها را ببندید، قلمها را بشکنید و همگان را به تسلیم و کرنش وادارید. شما در پی رحلت امام عزیز آن روز که بر تخت ریاست جمهوری تکیه زدید و بر این باور بودید که حرف و سخن و رأی و نظر شما باید “فصل الخطاب ” باشد! آیا به یاد دارید که با برخی از همسنگران دیرینه خود به جرم اینکه در برابر حرف و نظر شما حرف داشتند و به نقد و نظر میپرداختند چه رفتاری کردید؟ آیا به یاد دارید که به آقای کروبی چه نسبتهای ناروا دادید؟! آیا میدانید که نسبت به حاج خانم کروبی، آن بانوی سخت کوش، دلسوز و وفادار به کانون خانواده که همه توان خود را در راه خدمت به کشور و ملت به کار گرفته بود، چه ظلم و جفایی کردید؟! آیا بر این باورید که تاریخ این نارواییها و جفاکاریها را به دست فراموشی میسپارد؟ البته چوب این رفتار ناشایست خود را نیز خوردید و آنچه را که به ناحق به دیگران نسبت دادید دامنگیر خودتان شد؛ اما دریغ که درنیافتید، به خود نیامدید و باور نکردید که “دار دنیا دار مکافات است “. »
حمید روحانی در ادامه نامه خود به سخنان رییس مجمع تشخیص مصلحت و درخواستش از وی برای ارائه یک سند اشاره میکند که هاشمی جوانان مسلمان را تشویق کرده که به سازمان مجاهدین (منافقین) بپیوندند و خاطر نشان میکند: « بگذریم از اینکه در آن روز برخی از جوانان ایرانی در لبنان و سوریه به اینجانب مراجعه میکردند و میخواستند در بازگشت به نجف از امام بپرسم که میتوانند به سازمان بپیوندند و اظهار می داشتند که آقای هاشمی به ما توصیه و تأکید کرده است با سازمان همکاری کنیم و نیز بگذریم از اینکه یکی از برادران روحانی ما در نجف اشرف که سر در راه سازمان گذاشت و عضو آن شد، حجت او بر این کار توصیه آقای هاشمی رفسنجانی بود؛ اما زندهترین سند؛ پرداخت وجوه شرعی به آن سازمان از سوی جنابعالی است که جوانان مسلمان را به پیوستن به آنان تشویق میکرد و دغدغهها را برطرف میساخت . آن گاه که جنابعالی سازمانی را تا آن پایه متعهد و وارسته میدانید که وجوه شرعی را در اختیار آنها قرار میدهید آیا برای یک جوان مسلمان دینباور دیگر تردیدی در صلاحیت، اصالت و قداست آن سازمان باقی میماند؟ آیا این جوان برای پیوستن به آن سازمان تشویق نمیشود؟ »
وی سپس به نظر امام در رد مساعدت مالی به منافقین و هشدار امام به وی اشاره میکند و پاسخ امام به استفتای حجتالاسلام والمسلمین حاج آقای هاشمیان (امام جمعه محترم رفسنجان) در تاریخ ۱۴رمضان ۱۳۸۳ (ششم آبان ۱۳۵۲) را یادآور میشود.
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر از نگرانی نیروهای انقلابی و حزباللهی و دلسوزان و وفاداران به نظام جمهوری اسلامی سخن به میان آورده و به سخنان هاشمی پاسخ میدهد: « پرسیدهاید “… واقعاً با چه قیاسی این جمله را میگویید که اینکه هاشمی می گوید ۵۰ سال با آیتالله خامنهای رفیقم از قدرت طلبی و خودخواهی منشا می گیرد “؟! به دنبال نامه سرگشاده جنابعالی به مقام معظم رهبری و اولتیماتومی که در آن نامه داده بودید، نیروهای انقلابی و حزباللهی و دلسوزان و وفاداران به نظام جمهوری اسلامی نگران و اندیشناک شدند که مبادا جنابعالی در اندیشه جدایی از رهبری و مخالفت با ایشان باشید. در پی آن مطرح شدن شورای رهبری و زمزمه آن از سوی جنابعالی این نگرانی را بیش از پیش قوت بخشید که جنابعالی نقشههایی در سر دارید. بسیاری از موضع گیری های مردمی بر ضد شما نیز ریشه در این رفتار نامناسب شما داشت. در چنین شرایطی خرد و مصلحت اقتضا میکرد که جنابعالی پیروی خود را از مقام رهبری و لزوم اطاعت از ایشان را با صراحت و بیپرده اعلام کنید و به نگرانیها پایان دهید، لیکن جنابعالی نه تنها این کار را نکردید بلکه اعلام کردید که “من ۵۰ سال با آیتالله خامنهای رفیقم “! و بدین گونه از روشن کردن موضع خود در برابر رهبری سر باز زدید. آیا مخاطب از این جملة شما این برداشت را نمیکند که به اصطلاح معروف در میان دعوا نرخ تعیین کردید و جایگاه خود را نشان دادید؟! و انگار با زبان بیزبانی خواستید بگویید که من نیز در سطح ایشان و در همان قد و قوارهام؟! و می توانم در همان جایگاه قرار بگیرم؟! »
این استاد حوزه و دانشگاه به نظر هاشمی درباره “توهم ” بودن این دیدگاه که مقام معظم رهبری از دست نزدیکان، همراهان و کسانی مانند وی خون جگر میخورند، اشاره میکند و ابراز امیدواری میکند که چنین باشد و رهبر ملت که امروز از دست فتنهگرانی که خیز برداشته اند تا ایران را به ویرانهای جغدنشین بدل کنند ، خون جگر میخورند ، دیگر از دست خودیها ننالند و همانند امام نگویند : “سعدی از دست دوستان فریاد ”
روحانی از توصیه هاشمی رفسنجانی مبنی بر این که “… برای خوشایند عدهای که دیروز و امروزشان معلوم است و همه می دانیم برای فردای این مملکت چه خیال های شومی در سردارند، آیینه تاریخ را بیش از این غبار آلود ننماییم و … ” مینویسد: « باید بگویم “جانا به زبان ما سخن میگویی “! شما خوب میدانید که من “عده ” و “عُدهای ” ندارم که بخواهم برای “خوشایند ” برخی، کاری صورت دهم. امروز لیبرالیستها، ناسیونالیستها، سوسیالیستها و گروهک های مرموز ضد انقلاب در اطراف من گرد نیامدهاند و برای من سوت و کف نمیزنند. رسانههای صهیونیستی و امپریالیستی و صدای آمریکا و کفتار پیر انگلیس ، گفتهها و نوشتههای مرا با به به و چهچه و با شاخ و برگ فراوان انتشار نمیدهند . بیبند و بارهای افسار گسیخته و روزه خواران فریب خورده و نمازگزاران با کفش، پای سخنرانی من هورا نمی کشند و شعار نمیدهند. بنابراین، روشن است چه کسی بایسته است که در روش خود تجدید نظر کند و برای خوشایند مشتی ضد انقلابی که تا دیروز او را “عالیجناب سرخ پوش ” میخواندند، آیینه تاریخ را، جامعه روحانیت را، امام را، انقلاب را، اسلام را، کشور و ملت را به مذبحی که سلاخان دینستیز برای در هم شکستن انقلاب اسلامی بنا کرده اند نکشاند و آن تبهکاران، فزونخواهان و جنایتپیشگانی را که به قیمت ریخته شدن خون شهدا و فداکاری ملت ایران از این کشور بیرون رانده شدهاند ، با ندانم کاریها و خودخواهیها و قدرتطلبیها خدای نخواسته به ایران باز نگرداند. »
وی هاشمی را به تفکر در گذشته دعوت میکند و میآورد: « شما خود به درستی میدانید که روز و روزگاری نور چشم ملت ایران به شمار میآمدید. مردم ـ به ویژه نسل جوان ـ به شما عشق میورزیدند و شما را با همه وجود دوست داشتند و شما مایه امید بودید. اینجانب نیز به رغم ظاهری خشک و بیتفاوت از عمق قلب به شما علاقهمند بودم و شما را دوست داشتم ـ و دارم ـ چنانکه آقای منتظری را نیز با همه نیرو و توان دوست داشته و به او علاقهای ویژه داشتم. او و خانواده بزرگوارش حق بزرگی به گردن من دارند که من هیچ گاه نمیتوانم “از عهده شکرش به درآیم ” چنانکه محبتهای برادرانه آقای کروبی نیز بیشتر از آن است که من بتوانم آن را بیان کنم. باید بگویم تلخترین لحظههای زندگی من آن ساعاتی است که به نقد خاطرات منسوب به آقای منتظری مینشینم و یا ناگزیر میشوم چنین پاسخنامههایی بنگارم. شما و دیگر سروران و مبارزان راه امام برای من عزیز و محترمید لیکن اسلام، امام و انقلاب بیتردید برای من عزیزتر و مقدستر است. من نمیتوانم به سبب مسائل عاطفی، از آرمانهای امام و از اهداف مقدس انقلاب چشم بپوشم و هدف و عقیده را نادیده بگیرم. آرزوی من این است که به خود آیید، لحظهای اندیشه کنید و از سرنوشت دیگران عبرت بگیرید. از شما انتظار است همراه با مردم بر سر مردمفریبان و انقلابفروشان و متمردین از خط و راه و آرمانهای امام فریاد برآورید و امید دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی را به یأس بدل کنید و همواره راه امام پویید، رضای خدا جویید و برای رهبر و ملت، یار و همراه باشید. »
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر ادامه میدهد: « شما مطمئن باشید اگر مردم از مسئولان انقلاب و چهرههای برجسته نظام صداقت، صفا، یکرنگی، راستی و درستی ببینند، با همه نیرو آنان را حمایت میکنند و به آنان وفادار میمانند. مردم امروز از آگاهی، هشیاری و زیرکی بالایی برخوردارند. امروز دیگر نمیتوان با تبلیغات، جوسازیها، شایعهپراکنیها و… شخصیتها را در میان مردم ساقط و بیاعتبار کرد. آن چه مردم را از برخی مقامات دلسرد و نومید میکند، تبعیض، دوگانگی حرف و عمل، بیصداقتی، رفاهطلبی، تجملگرایی و دیگر خصلتهای زشت و ناپسندی میباشد که برخی از مقامات و مسئولان به آن دچارند. از یک طرف در نماز جمعه مردم را به قانون توصیه میکنند و تنها راه حل را پایبندی به قانون میشمارند و از سوی دیگر نزدیکان و اعضای خانوادهشان در صف قانونشکنان و فتنهگران قرار میگیرند و آتش فتنه را دامن میزنند تا آنجا که برخی از آنان دستگیر میشوند؛ و دریغ از یک کلمه برائت آقای هاشمی از این قانونشکنیها و فتنهگریهای برخی از اعضای خانواده خود که چنین رفتاری داشتند. ای کاش به دستور قرآن کریم عمل میکردند که میفرماید: “قوا انفسکم و اهلیکم نارا ” »
روحانی به خودداری مردم از کسانی که برای رسیدن به قدرت و مقام دست و پا میزنند اشاره میکند و میآورد: « این چهرهها و شخصیتها هستند که با رفتار و کردار خود میتوانند تودهها را گردآورند و با خود همراه سازند و یا از خود برانند و تنها و بدنام بمانند. اگر راستی، سادهزیستی، صداقت، صفا، و یکرنگی پیشه کردند و آرمانهای انقلاب و امام را پاس داشتند، بیتردید از اعتبار ویژهای در میان مردم برخوردارند و مورد حمایت آنان هستند و اگر به باندبازی، سازشکاری، ریاکاری، چندگانگی، ناراستی و نادرستی، رفاهطلبی، تجملگرایی، خودخواهی و خودنمایی روی آوردند و آرمانهای مردمی را به مسلخ کشیدند، طبیعی است که جز سقوط و بیآبرویی در میان مردم، دستاوردی ندارند و راه به جایی نمیبرند. »
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که آن روز که حضرت آیتالله خامنهای به مقام رهبری رسیدند، بودند کسانی که این مقام ایشان را برنمیتافتند و درباره ایشان ابهاماتی داشتند، میافزاید: « خود من از کسانی بودم که نسبت به ایشان “تأمل ” داشتم، لیکن آن چه مایه اعتماد، ایمان، علاقهمندی و پیوند ناگسستنی مردم با ایشان شد، خلوص، صفا، صداقت، سادهزیستی، دوریگزینی از زرق و برق زندگی، استواری در راه امام، سرسختی و سازشناپذیری در برابر دشمنان، زورمداران و جهانخواران و پاسداری از اصول انقلاب است که امروز شمار زیادی از مردم را شیفته و فدایی جان بر کف ایشان ساخته است. امروز بزرگترین سرمایه ملت، کشور و انقلاب نیروهای بسیجی و حزباللهی هستند و این سرمایه عظیم از سربازان جان بر کف و گوش به فرمان مقام معظم رهبری به شمار میآیند. این سرمایه گرانبها و مقدس را تنها کسانی میتوانند به دست آورند که یکپارچه خدایی باشند، از خود رسته و به مردم پیوسته باشند، از خودخواهی، خودنمایی، غرور، رفاهزدگی، تجملگرایی و… بپرهیزند، با مردم با راستی و درستی و صفا و صداقت برخورد کنند، خط امام را پاس دارند، در برابر استکبار جهانی و زورمداران فزونخواه بینالمللی سازشناپذیر، استوار و پایدار بمانند، عقبنشینی نکنند، در روابط بینالمللی عزت، حکمت و مصلحت را مد نظر قرار دهند و در یک کلام مردمی زیست کنند. »
وی سپس هشدار میدهد: « امروز بزرگترین خطری که پیروان خط امام را تهدید میکند افزون بر غرور، خودخواهی و خودبزرگبینی و فرو افتادن در ورطه سیاست شوم لیبرالیستی است که خطر آن برای حوزههای اسلامی و مقامات روحانی از خطر مارکسیسم به مراتب بیشتر و شکنندهتر است؛ چنانکه تحجرگرایی نیز برای روحانیت از زهر هلاهل خطرناکتر میباشد، لیکن آن چه امروز یاران امام را به سقوط و بیآبرویی تهدید میکند و از مردم جدا میسازد، اندیشه استعماری لیبرالیستی است که حتی بزرگانی چون آقای منتظری را از امام و انقلاب گرفت و از مردم جدا کرد و امروز نیز میبینیم که چهرههایی انقلابی، با پیشینه درخشان خط امامی را، به کام خود فرو برده و رویاروی مردم قرار داده است. »
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر در پایان تاکید میکند: « یکی از آثار شوم گرایش به لیبرالیسم جدا شدن از مردم است. لیبرالیستها هیچ گاه با مردم حرکت نمیکنند، در صف مردم حضور ندارند، در تظاهرات و راهپیماییهای مردمی دیده نمیشوند، زبان مردم را درک نمیکنند، خصلت مردمی ندارند، از مردم فراوان دم میزنند، لیکن از راه و مرام مردم بیگانهاند نمونه آشکار این جریان “نهضت آزادی ” است که از روز موجودیت خود تا به امروز (جز در مقطع کوتاهی که به ظاهر پشت سر امام ایستاد) هیچ گاه نتوانسته است پایگاه مردمی به دست آورد، همراه با مردم حرکت کند و در صف مردم بایستد. »
وی تاکید میکند: « امروز میبینیم که شماری از کسانی که از یاران امام شمرده میشدند به دنبال فرو غلطیدن به ورطه لیبرالیسم و پیوستن به باند “تسلیمطلبان “، به کلی از مردم جدا شدهاند، در تظاهرات میلیونی که در روزهای اخیر در اعتراض به هتک حرمت به امام در سراسر کشور برپا گردید، از این جناح ـ به ویژه در تهرانـ در میان راهپیمایان و تظاهرکنندگان کسی دیده نشد و خواهان مجوز برای راهپیمایی مستقل شدند!! انگار ننگ داشتند که در تظاهرات مردمی شرکت کنند! و همراه و همگام با مردم باشند! لابد تظاهرات میلیونی مردم در سراسر کشور را از مشتی “لباسشخصیها ” میپندارند!! و “مردم ” از دید آنان کسانی هستند که به باند “تسلیمطلبان ” وابسته باشند و در مقابل بیگانگان ـ به ویژه شیطان بزرگـ کرنش کنند و تسلیم باشند و در برابر نظام اسلامی گردنکشی، یکدندگی و ستیزهجویی به خرج دهند و به اصطلاح “عرف بینالمللی ” را رعایت کنند و بیجهت برای ایران دشمن نتراشند!!! »
روحانی نامه خود را با این بیت شعر به پایان می برد:
هر که گریزد ز خراجات شهر
خارکش غول بیابان شود
مدتی قبل آقای حمید روحانی مورخ امین حضرت امام طی سخنرانی مبسوطی ریشه ها و عوامل اصلی حوادث بعد از انتخابات را تشریح نمودند که فیلم کامل اظهارات آقای سید حمید روحانی را می توانید از اینجا و یا اینجا دانلود و مشاهده نمائید. (MB 1/04)
او در قسمتی از سخنان خود گفته است:
“”…در هر صورت وقتی که ایشون (هاشمی) دید که رهبری را که نتوانست آلت دست کنه امیدش به این بود که حالا دولت هائی که به قدرت می رسند اونها اقلا در خدمت او باشند، نظر او را اجرا کنند، سیاست او را اجرا کنند، با ایشون مشورت کنند افراد و اعضای وابسته به او را در کابینه ها جا بدهند. یدفعه چشم باز کرد مواجه شد با شخصیتی به نام احمدی نژاد که اصلا تره خورد نمی کنه و این دیونش کرد و خیلی اونو ناراحت کرد. حدود یک سال پیش بود، آقای مسیح مهاجری(۱)در ملاقاتی که با من داشت گفت که آقای هاشمی گفته نباید بگذاریم بار دیگه آقای احمدی نژاد دیگه رای بیاره. در انتخابات آینده به هر قیمتی که هست باید او را با شکست مواجه کنیم و نگذاریم که رای بیاره.
می گفت من ازش سوال کردم که نظرتون به کیه؟ چه کسی بعد از ایشون می تونه به عنوان کاندید ریاست جمهوری مطرح باشه، می گفت جواب داد که، معذرت می خوام عین تعبیرش ناچارم به عرض برسانم، بله احمدی نژاد نیاد هر خری بیاد عیب نداره. یوقت از آقای مهاجری سوال کردم یعنی ایشان می گه یک خر بیاد، ایران را به اصطبل تبدیل کنه اما احمدی نژاد نیاد. خوب ببنید این وضع این روزه بود. حالا به همان نحوی که در خاطراتش نوشته، این خیلی جالبه ببنید تفاوت فکری او با امام و دید امام نسبت به مردم و دید او نسبت به مردم.”
اما دفتر هاشمی که گویا بازخوانی تاریخی وقایع اخیر توسط مورخ امین امام را مایه بدنامی تاریخی وی یافته بود در راستای تز “زنده باد مخالف من” و “درود برتکثر آراء” خطاب به این پیر مرد مورخ او را “باند باز، تحریف کننده - بخوانید دروغگو - سخیف، معاند، کسی که مختصری امام را درک کرده و کمی با او آشنایی دارد، توطئه گر، دشمن روحانیت، احساسی، همراه با قدرت طلبان، هاشمی ستیز، سلّاخ دین ستیز، فروغلطیده در لجن زار، غبارآلود کننده آئینه تاریخ و…” معرفی کرد!!!
هاشمی در جوابیه موهنی که به یک استاد تاریخ داده می نویسد:
“… در آمیختن جملات سخیف با نقد تاریخی، هرچند طی سالهای گذشته توسط بعضی از مورخان معاند، مرسوم شده، اما گام نهادن اشخاصی که مختصری محضر امام راحل را درک نموده و با سلوک متقیانه آن عبد صالح کمی آشنا هستند، در این مسیر، باعث تعمیق تردید در صداقت تاریخی میشود که برای آیندگان از حوادث پیش و پس از انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآمده و یا میآید.
روحانی در بخشی از سخنان مستند خود گفته بود:
“هاشمی در خاطراتش می نویسه که وقتی بنی صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد ما شناخته بودیم بنی صدر را، خیلی با امام صحبت کردیم که بنی صدر را کنار بزنیم، اما امام نسبت به بنی صدر نظر مثبت داشت و هر چی ما در این زمینه با امام صحبت می کردیم نتیجه ای نداشت، حتی من نمیدونم چیکار کردم، گریه کردم ولی امام سفت و سخت از بنی صدر حمایت می کرد تا بالاخره معلوم شد که نظر ما درست بود.
حالا خوشبختانه ابوالحسن بنی صدر خاطرات خودش را منتشر کرده در فرانسه، کاش این کتاب بیاد ایران و در دسترس مردم قرار بگیره، لااقل این قسمت می گه وقتی من رفتم به آقای خمینی گفتم که من می خوام کاندید بشم ایشان مخالفت کرد. گفت شما به سه دلیل صلاحیت ندارید؛ یک ولایت فقیه را قبول ندارید، دوم نظر منفی نسبت به روحانیون دارید، سومش حالا یادم نیست.
امام دیدید که در نامه ۶/۱/۶۸ خطاب به آقای منتظری می گوید: “والله که من به بنی صدر رای ندادم”، قسم جلاله می خورند!
امام بهتر از هر کسی بنی صدر رو می شناخت. تفاوت امام با امثال آقای هاشمی رفسنجانی در این بود که امام اینجور نبود که تا روزی که به قدرت نرسیده دم از مردم بزنه، دم از خلق بزنه و وقتی که به قدرت رسید گور پدر مردم و دیگه به مردم اعتنا نکنه… ”
هاشمی که انتقاد از خودش را مساوی حمله و ستیز با روحانیت تلقی کرده در ادامه این جوابیه علمی می افزاید:
“این تاسف موقعی عمیقتر میشود که بدون عبرت گرفتن از حوادث دو قرن اخیر ایران، به ویژه حوادث پس از مشروطه، به عنوان یک فرد روحانی، خواسته یا نخواسته توطئه شوم ”روحانیتستیزی” و القای فساد روحانیون انقلابی را در یک سخنرانی کاملا احساسی تسهیل مینمایید. به نظرم اطلاع دارید که پروژه ”هاشمیستیزی” با هدف نردبانسازی برای ستیز همهجانبه با حضور روحانیت در امور اجرایی و تقنینی چنان رندانه کلید خورده است که شخصیتهای روحانی چون شما را در این مسیر با خویش همراه مینماید تا با بلندگو قرار دادن برای بیان ما فیالضمیر، بنای قدرت خویش را رفیع و مستحکم سازند (!)
نگاهی از سر تامل به تیتر شدن سخنان انتقادی و غیرانتقادی بعضی از شخصیتهای روحانی مجلس و دیگر نهادها و ارگانها علیه آیتالله هاشمیرفسنجانی در بعضی از خبرگزاریها و روزنامهها، حکایت از عقبه بسیار خطرناک گردانندگان پروژه ”روحانیتستیزی” دارد که در همین گذشته نهچندان دور رگههایی از این پروژه را در اظهارات پالیزدار دیدید.
هاشمی که از شش ماه پیش تاکنون به واسطه حمایت از ضدانقلابیون داخلی بارها مورد عنایت دشمنان انقلاب قرار گرفته در ادامه می نویسد*:
اگر این سخنان بر زبان تکنوکراتها و لیبرالهای مغرض و معاند جاری و در نشریات اپوزوسیون انقلاب منتشر میشد، هضم آن برای دوستان و دوستداران انقلاب آسان بود، چون پیداست که آنان به عنوان آلترناتیوهای خیالی، حضور روحانیت را در مصادر امور برنمیتابند و تاریخ موارد بسیاری از تهمتها علیه هاشمی رفسنجانی را از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب تا این اواخر در اسناد و منابع خویش دارد، اما بالا زدن آستین همت توسط بعضی از روحانیون برای برآورده کردن آرزوی محال دوری «مردم از روحانیت» از تناقضهای عجیب و غریب روزگار است.
این جوابیه در ادامه با لحنی بی سابقه خطاب به نماینده امام خمینی در بازنویسی تاریخ انقلاب می افزاید:
“سابقه ذهنی جامعه از آقای زیارتی (حجتالاسلام سید حمید روحانی)، فردی است که حتی حاضر است در چرخش ۱۸۰ درجهای شخصیتها انقلاب و زبرالحدیدهای (منظور آقای هاشمی خودشان می باشد) نهضت امام خمینی (ره) را به مذبحی میبرد که سلاخان «دین ستیز» آن را برای استحاله انقلاب در بعضی از رسانههای مرموز بنا کردهاند (!)”
اما از همه تکان دهنده تر تحریف عجیب سخنان مقام معظم رهبری در مورد آقای هاشمی در این جوابیه است. به نحوی که جوابیه مذکور باوجود سپری شدن تنها پنج ماه از سخنان رهبری مبنی بر وجود اختلافات متعدد با آقای هاشمی رفسنجانی با تحریف تاریخ مواجه شد.
جوابیه نویس هاشمی می نویسد:
“باور این جمله به نقل از شما در رسانهها سخت است که «کسی روزی مرد شماره ۲ خوانده میشد،وقتی دید که مقام معظم رهبری در مقابل نفسانیات تسلیم نمیشود، در انتخابات ریاست جمهوری نهم با سر و مغز زمین خورده.»؟!
آیا میتوان سخنرانی ۲۹ خرداد مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه درباره هاشمی رفسنجانی را آنگونه که شما میگویید، برخاسته از خون دل دانست که صراحتا میگوید «اختلاف من و آقای هاشمی یک توهم است؟» آیا این توهم شامل شما هم میشود؟”
ادعای فوق در حالی مطرح شده که به استناد فیلم خطبه نمازجمعه معظم له و پایگاه اطلاع رسانی حضرت آقا با آدرس دقیق “http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=5613″ رهبری معظم انقلاب صراتا خبر از وجود اختلاف بین خود و آقای هاشمی داده و نظر خود را در اختلاف بین رئیس جمهور و آقای هاشمی به احمدی نژاد نزدیک دانستند؛
” من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر داریم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمینهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.”
هاشمی در ادامه جوابیه محترمانه خود به سیدحمید روحانی می افزاید:
“اگرچه «فرو غلطیدن در لجنزار» از عبارات شما در این سخنرانی است، اما آیا اندکی تامل مینمایید که خدای نخواسته با سوار شدن بر توسن افراط و تفریط، القاعدهوار در تنگناهای لجنزا تندرویها فرو غلطیدهاید؟
امید آنکه برای خوشایند عدهای که دیروز و امروزشان معلوم است و همه میدانیم برای فردای این مملکت چه خیالهای شومی در سر دارند، آیینه تاریخ را بیش از این غبارآلود ننماییم که اگر روزی خورشید حقیقت بر آن بتابد، پاسخی در پیشگاه خداوند نداشته باشیم.”
گفتنی است مطابق اسناد تاریخی خدشه ناپذیر (صحیفه نور، جلد ۲۱، صص ۲۳۹ - ۲۴۰) حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) در تاریخ ۱۳۶۷/۱۰/۲۵ خطاب به استاد سید حمید روحانی چنین نوشته بوده اند:
“جناب حجت الاسلام آقای آسید حمید روحانی زیارتی، دامت افاضاته
با تشکر از زحمات جنابعالی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و تلاش قابل تقدیرتان در تدوین تاریخ انقلاب اسلامی، امیدوارم بتوانید با دقت، تاریخ حماسهآفرین و پر حادثه انقلاب اسلامی بینظیر مردم قهرمان ایران را بدان گونه که هست ثبت نمایید…
از شما میخواهم هر چه میتوانید سعی و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید، چرا که همیشه مورخین اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح میکنند. امروز همچون همیشه تاریخ انقلابها، عدهای به نوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پر است از تحسین و دشنام عدهای خاص، له و یا علیه عدهای دیگر و یا واقعهای در خور بحث. اگر شما میتوانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوی مطالب گوناگون انقلاب از زبان تودههای مردم رنجدیده کنید، کاری خوب و شایسته در تاریخ ایران نمودهاید. باید پایههای تاریخ انقلاب اسلامی ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد. شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایهداری، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام آمریکایی کردند.
شما باید نشان دهید که در جمود حوزههای علمیه آن زمان که هر حرکتی را متهم به حرکت مارکسیستی و یا حرکت انگلیسی میکردند، تنی چند از عالمان دین باور دست در دست مردم کوچه و بازار، مردم فقیر و زجر کشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند.
شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال ۴۱، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه روحانیت اصیل در مرگآباد تحجر و تقدسمآبی چه ظلمها بر عدهای روحانی پاکباخته رفت، چه نالههای دردمندانه کردند، چه خون دلها خوردند، متهم به جاسوسی و بیدینی شدند ولی با توکل بر خدای بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکری و تحجرگرایی، سرافراز - ولی غرقه به خون یاران و رفیقان خویش - پیروز شدند.
حرف بسیار است، و من حال نوشتن بیش از این را ندارم. خداوند به شما که مورد علاقه من هستید و خود از ستمکشیدههای این انقلابید، توفیق بندگی دهد تا بتوانید با در نظر گرفتن او - جل و علا - واقعیتها را برای نسل آینده ثبت کنید. من به شما دعا میکنم و از واحد فرهنگی بنیاد شهید تشکر میکنم که به شما کمک میکند تا انشاء الله بتوانید کارتان را به پایان برسانید. و السلام.”
منبع : ایران حامی
من ز حلقوم تمام لاله ها فاش می گویم غم آلاله ها
|
امشب از غم میزبانی می کنم |
یاد دوران جوانی می کنم |
|
خاطراتم را مصور می کنم |
ظلمت دل را منور می کنم |
|
برفراز یادها پر می زنم |
روزگار خویش را سر می زنم |
|
روزگار مستی و دلدادگی |
عشق بازی، بی دلی، آزادگی |
|
روزگاران سربه داران خمین |
عاشقان زاده زهرا، حسین |
|
امشب این غمباده رنگین می کنم |
مرهمی بر بغض سنگین می کنم |
|
من ز حلقوم تمام لاله ها |
فاش می گویم غم آلاله ها |
|
من زبان لکنت پروانه ام |
مانده ای از ره در این ویرانه ام |
|
کشف اسرار نهانی می کنم |
با قلم هم مهربانی می کنم |
|
من کیم جامانده ای از کاروان |
در پی این کاروان، با سر روان |
|
هم قطاران دیده ها را تر کنید |
با من اینک ناله را از سر کنید |
|
هم قطاران آه من آه شماست |
درد من از درد جانکاه شماست |
|
راوی فتحیم و غوغا کرده ایم |
عشق را در خون تماشا کرده ایم |
|
عشق خونین، عشق بی سر، عشق ناب |
عشق مجنون، عشق غلطان در تراب |
|
خون دل، خون عطش، خون جنون |
خون خونخواهان غائب تا ظهور |
|
خون مظلومیت هابیل ها |
زخم دار دشنه قابیل ها |
|
ما محبت را تناول کرده ایم |
ما به خون یاس ها گل کرده ایم |
|
یاس ها تصویر عشق حیدرند |
یاس ها گلبوسه پیغمبرند |
|
یاس ها احرام نیلی بسته اند |
از فدک صورت به سیلی بسته اند |
|
خاک را با ناله آذین کرده ایم |
جبهه ها را مهد آئین کرده ایم |
|
ما محبت را تناول کرده ایم |
ما زخون یاس ها گل کرده ایم |
|
ما خروش ناله های بی سریم |
سینه سرخان ولای حیدریم |
|
دانش آموزان عشق و غیرتیم |
درلباس اهل بیت عترتیم |
|
وارث صدها ضمیر خسته ایم |
میهماندار دل بشکسته ایم |
|
ما بسیجی های بی سر دیده ایم |
ارباً اربا نعش اکبر دیده ایم |
|
فاتحان بدر و خیبر دیده ایم |
قاسم و عباس پرپر دیده ایم |
|
از عطش ما جرعه ها نوشیده ایم |
حنجر خونین گل بوسیده ایم |
|
حنجر خون خدا در کربلا |
حنجر اصغر ذبیح نینوا |
|
کربلای پربلا در قلب ماست |
کربلا نی ناله های دردهاست |
|
درد گفتم دردهایم تازه شد |
سوز دردم بی حد و اندازه شد |
|
یاد دارم روزگار درد را |
جذبه شیران رزم آورد را |
|
یاد دارم لاله های تشنه را |
قامت در خاک و خون آغشته را |
|
یاد دارم نخل های سوخته |
کودکان چشم بر در دوخته |
|
یاد سرداران نیلوفرنشان |
سبزپوشان زمین و آسمان |
|
دفتری بود و شهادت نامه ای |
باده نوشان را می و پیمانه ای |
|
یاد باد آن روزگاران یاد باد |
سرزمین لاله زاران یاد باد |
|
یاد از آن پیر قیامت خیز باد |
یاد از آن چشمان سحرانگیز باد |
|
یادباد از آن ابرمرد زمان |
آنکه ویران کرد کاخ بت گران |
|
آنکه می در ساغر توحید داشت |
آنکه در دل ها گل امید کاشت |
|
ساقی می خوارگان حق پرست |
می فروش باده ناب الست |
|
آنکه مستان سوی او بشتافتند |
بهر یاری سر زپا نشناختند |
|
کاروان سالار خیل عاشقان |
محی دین، نایب صاحب زمان |
|
بعد از او بیچاره و حیران شدیم |
در غروب ماه سرگردان شدیم |
|
وای من غمباره باران شد دلم |
سرزمین دشنه کاران شد دلم |
|
باب تذویر و دورویی باز شد |
لاف های هرزگی آغاز شد |
|
پای در قلب خداجویان زدند |
آتشی کردند و بر ایمان زدند |
|
هرچه با ما نفس بدکردار کرد |
فتنه ها گر دشمن غدار کرد |
|
گر زباطل حق شناسی مشکل است |
گر به ظاهر سعی ها بی حاصل است |
|
گر سیاست را جدا خواهد ز دین |
دشمن بیچاره در این سرزمین |
|
لیک تنها رمز پیروزی ولی است |
مردمان را دست بیعت با علی ست |
|
گر خمینی امتی را وانهاد |
گر قلم از دست روح اله فتاد |
|
روح حق را جانشینی بر حق است |
امتش را او ولی مطلق است |
|
هرکه را عشق خمینی بر دل است |
هرکه را هجران رویش مشکل است |
|
سید مظلوم را یاری کند |
در مسیر قرب حق کاری کند |
|
حال باید این کله قاضی کنیم |
یا که نفس خویش را راضی کنیم |
|
بارها گفتیم کوفی نیستیم |
در عمل معلوم گردد کیستیم |
|
قصیده ای از میثم نجفی |
|
محکومیت اهانت به ساحت قدسی اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز عاشورا توسط پیاده نظام جنبش سبز اموی
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض تسلیت عاشورای حسینی به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عج) و رهبر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته
امروز در عاشورای حسینی درحالیکه عاشقان و شیفتگان اباعبدالله الحسین علیه السلام غرق ماتم و عزا بود و امت ولایت مدار درغم شهدای کربلا بر سرو سینه می زدند پیاده نظام جنبش سبز اموی در ادامه اهانت به ساحت امام خمینی (ره) به ساحت مقدس ابا عبدالله الحسین علیه السلام جسارت کرده و به عزادارانش یورش برده ، نمازگزاران عاشورا را سنگ باران کردند ، اموال عمومی را آتش زدند و سرمست از این حرمت شکنی سوت و کف زنان به پایکوبی پرداختند و با هدایت رسانه های بیگانه شعارهای ساختارشکنانه سردادند .
امروز دلهای امت اسلامی از این بی حرمتی ها مالامال از غم و اندوه گشته ویقیناً با خروش میلیونی خود جواب تقدس زدایان و حرمت شکنان را خواهند داد .
این حرمت شکنی ها ثابت می کند که امویان سبز پوش با اصل اسلام و انقلاب اسلامی مخالف هستند و انتخابات بهانه ای بیش نیست وگرنه کدام مسلمان و یا حتی انسان منصفی در روز عاشورا به عزاداران حسینی حمله می کند و نماز جماعت آنان را برهم می زند ؟
ملت شریف ایران اسلامی بخوبی ماهیت اختشاشگران را شناخته و دست رد بر سینه سران فتنه و عوامل پشت صحنه آنان زده است ولی عده ای معدود که هنوز دنباله رو این گروهک نفاق هستند بهتر است از خواب غفلت بیدار شوند و ببینند از چه کسانی پیروی می کنند و بدانند که تاوان این غفلتها را خواهند داد .
بلاگرهای های ارزشی جسارت به ساحت قدسی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را محکوم کرده و در جنبشهای مختلف وبلاگی فتنه گران را افشا کرده و خواهند کرد .
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
عاشورای حسینی با گذشت قرنها همچنان چراغ راه مبارزان راه خدا و خون اباعبدالله الحسین علیه السلام الهام بخش مجاهدان و مسیر نورانی است برای تشخیص حق از باطل .
در عصری که فتنه دامنگیر جامعه اسلامی مان شده و عده ای به تبعیت از دشمنان اسلام جامه سبز اموی را بر تن کرده و یزیدوار بر پایه های حکومت اسلامی می تازند خداوند را شاکریم که علمای اسلام و مراجع بزگوار بیدارند و از حدود و ثغور اسلام ناب محمدی حراست می نمایند .
درجریان فتنه انگیزی فتنه گران در قم ، حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی مواضع روشن و شفافی را در حمایت از حریم ولایت و امامت امت اتخاذ نموده به یزیدیان زمان هشدار دادند که از مواضع ضداسلامی خود دست بردارند . این اقدام معظم له با اقبال عمومی مردمی همراه بوده و از طرفی خشم نوکران استکبار را برافروخته است .
بلاگرهای ارزشی ضمن قدردانی از بیانات صریح مرجع عالیقدرو شجاع دنیای اسلام حمایت خود را از مواضع شجاعانه معظم له اعلام نموده همچنان دفاع از اسلام ، انقلاب اسلامی ، نظام مقدس جمهوری اسلامی و اصل مترقی ولایت فقیه را رسالت اصلی خود می دانند .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
——————————————————–
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی
آدرس ایمیل دفتر معظم له info@porsojoo.com
شماره تلفن دفتر معظم له ۰۲۵۱۷۷۴۲۳۸۰ و ۰۲۵۱۷۷۳۵۹۰۰
بسمه تعالی
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
اوایل دولت سازندگی رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله خطر تهاجم فرهنگی را به مسئولین وقت گوشزد کرد و از آن تاریخ تاکنون در فرصتهای مختلف و به شیوه های گوناگون مردم و مسئولین را برای مقابله با تهاجم فرهنگی و پس از آن شبیخون فرهنگی و در نهایت جنگ روانی ، ناتوی فرهنگی و هم اکنون تهدید نرم فراخوانده است .
در دولت سازندگی کسی به این باور نرسید که استکبار جهانی پس از شکست در جبهه های نظامی و اقتصادی به دنبال هویت زدایی از نظام جمهوری اسلامی است .
در دوران به اصطلاح اصلاحات مسئولین وقت و دست اندرکاران دولتی در مجموع فریب دشمن را خورده و تیشه برداشته و ریشه انقلاب را نشانه رفتند . آنان خود ابزار تهاجم فرهنگی غرب شدند وتا آنجا پیش رفتند که دشمنان قسم خورده انقلاب اعم از استکبار جهانی و ایادی داخلی و خارجی اش برایشان کف و هورا می کشیدند اگرچه هنوز هم از خواب خرگوشی بیدار نشده همچنان بر هماهنگی شان با سیاستهای دنیای فاسد غرب ادامه داده و بر حمایتهای آنان در قالب مجامع بین المللی وابسته به غرب امیدوارند .
متاسفانه در این تهاجم خطرناک هدف دشمن بیش از همه اقشار بر روی نخبگان اعم از سیاست مداران ، اصحاب قلم و رسانه و … متمرکز شده است که شاهد آن وقایع دردناک پس از انتخابات است که عده ای آنچنان در بدست آوردن قدرت گرفتار شده اند که بصیرت خودرا از دست داده و به هر شیوه ای متوسل می شوند حتی سست کردن پایه های نظام مقدس جمهوری اسلامی .
در ادامه آشوبهای بعد انتخابات دهم با مدیریت و هدایت سران فتنه در ۱۶ آذر عده ای آشوبگر در دانشگاههای تهران به بنیانگذار جمهوری اسلامی جسارت کردند کاری که دشمنان هم درخواب این روز را نمی دیدند و اینک برای فتنه گران پیام حمایت می فرستند و علنا حمایتشان می کنند .
اگر حمایت بعضی از به اصطلاح مسئولین نبود آشوبگران جرات این چنین جسارتی را نداشتند و باید برای این افراد افسوس خورد که گذشته خود را به بهای اندکی فروختند و در امتحان الهی مردود شدند .
بلاگرهای ارزشی جسارت به ساحت بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) را محکوم کرده و از مسئولین نظام انتظار دارند تا با آشوبگران و حامیان آنها به شدت برخورد نموده و در اینکار ملاحظه هیچکس را ننمایند چرا که آبروی نظام بر آبروی افراد ارجحیت دارد .
در این راستا بلاگرهای ارزشی هریک مقالاتی در محکومیت این واقعه اسفبار انتشار داده و می دهند تا دشمنان بدانند که جامعه اسلامی بیدار است و اگر نبود امر مولا به مدارا خود به مجازات فتنه گران راساً اقدام می کردند .
مدیریت پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
| قانون آکسفورد برای مدل ریش و لباس دانشجویان |
دانشگاه آکسفورد که یکی از معروفترین دانشگاه های جهان است، ضوابط خاصی را برای پوشش دانشجویان خود در نظر گرفته و به معاون دانشگاه اختیار تام داده شده تا تمامی مقررات مربوط به پوشش دانشجویان را در دانشگاه اجرا کند.نکته جالب،توجه ویژه مسوولان این دانشگاه به جزییاتی مثل مدل خط ریش،رنگ لباس و.. است.
به گزارش جهان مقررات مربوط به پوشش دانشگاهی این دانشگاه به شرح زیر است:
- فارغ التحصیلان دانشگاه باید لباس بلند، گشاد و روپوش های رنگی مصوب دانشگاه را بپوشند.
- اعضای دانشگاه نیز لباس بلندی را که معاون دانشگاه بعد از مشاوره ها و صلاحدید با روسای دانشکده ها، انجمن های دیگر و موسسات تصویب کرده اند، برتن کنند.
- افرادی که فارغ التحصیل دانشگاه های دیگر و دارای مدرک آکسفورد هستند نیز باید این مقررات را رعایت کرده و لباس مناسبی با کد دانشگاهی بپوشند.
- تمام مردان باید از کت و شلوار تیره، پیراهن سفید ساده کراوات و جوراب استفاده کنند.
-زنان نیز باید دامن تیره یا شلوار، بلوز سفید، کراوات سیاه، کفش سیاه و در صورت نیاز یک کت تیره بپوشند.
دانشجویان می بایست در مراسم عمومی دانشگاه لباس رسمی بر تن کرده و از پوشیدن لباس های نامناسب پرهیز کنند.
- مردان باید ظاهر مناسب و تمیز داشته باشند و لباس باز و بدن نما نامناسب است. اندازه شلوارک ها باید تا زانو باشند. مو باید رنگ طبیعی داشته باشد و از مدل های افراطی پرهیز شود. خط ریش ها نباید بیش از اندازه بلند باشند بلکه باید مرتب کوتاه شده باشند.
- ریش، ریش بزی، گوشواره و دیگر موارد مشابه غیر قابل پذیرش است.
- زنان نیز باید ظاهری آراسته و مناسب داشته باشند. لباس زنان نباید تنگ و بالای زانو، پشت باز یا بدون آستین، باشد. اندازه لباس، دامن و شلوارک باید تا زانو باشد.
- مدل مو و آرایش باید تمیز، مرتب و به دور از مدل های افراطی و رنگ های غیر متعارف باشد. همچنین خالکوبی مجاز نیست و در صورت وجود باید پوشیده باشد.
- برای همه، پوشیدن کفش در محیط های عمومی الزامی است.
سبز یعنی رنگ نور انبیاء
سبز رنگ خوبی و زیبایی است سبـز رنگ هستـی و پیدایی است
سبز رنگ پاک معصومیت است رنـگ تقـوا و خلـوص نیت است
سبز رنگ پاکی سجـاده ها ست استجابت کردن حـق از دعـا ست
سبز را رنگ ولایـت گفته اند تا که حـق را با صلابت گفته اند
سبز رنگ رویش و روییدن است سبز رنگ یـاس را بوییدن است
سبز رنگ گنـبد است و بارگاه نی که رنگ غفلت است و یا گناه
لشگر این سبز روحانیت است عشقشان با مقتداشان بیعت است
سبز رنگ جمله دین انبیاء است رنگ ایمان است و رنگ اولیاء است
سبـز یعنی رنگ نور انبـیاء سبـز یعنی مشق عشق اولیـاء
سبز در زنجیـر دونان شد اسیر سخت در دام فریب افتـاده گیر
هر کجا سبـزی بود یادش کنیم تا که از این فتـنه آزادش کنیم
سبز رنگ شال هر عیاش نیست رنگ هر ولگرد و هر اوباش نیست
سبز رنگ دختران هرزه نیست این دغل بازی و فتنه کار کیست؟
سبـز رنگ پیـروان انقـلاب نی که رنگ دختـران بد حجاب
اینکه میگویند سبزی رنگ ماست جنبـشی از شـورش اهل ریا ست
ای دغل بازان صد رنگ و سیاه عاقبت تا کی تبــاهی و گنـاه
سبز را تا کی به زنجیرش کشی از بلنـدی تا که بر زیرش کشی
سبز تو از جلبک قورباغه است قصد تو پی کردن یک ناقه است!
این کلاغان را به رنگ سبز چه؟ دزد را با کنـتور و با قبض چه؟
ای تبه کاران مست و پر فریب تا به کی در رأی مردم شک و ریب؟
ای کلاغان فتنه ها را بس کنید دشمنی با قرقی و کرکس کنـید
سبز می گوید که ای ارژنگ ها بس کنید این فتنه و نیـرنگ را
راه تو ره نیست بل کجراهه است راه باطل آخرش بیـراهه است
چون خودت دانی که راهت سبز نیست رهبری اهل فتنه بهـر چیست ؟!
سبز رنگ روشن و آرامی است پرچـم جمهـوری اسلامـی است
سبز رنگ نور پاک فاطمه(س) است با دعایش فتنه ها را خاتمه است
سبز رنگ جنگل است و بیشه است نی که رنگ هر تبر یا تیشه است
آن که نظم جامعه کرده تباه روی او از تیرگی باشد سیاه
مدتی دریای ما طوفانی است عده ای از ناکسان زندانی است
موج دریا چون که روزی وا نشست آن حباب و آن خس و خاشاک هست ؟
ای سیه رویان همه فرصت طلب ای تبه کاران زشت و رنگ شب
هر کسی شال نفاقی بسته است کی ز دام و بند شیطان رسته است !
سبز کی رنگ دروغ است و ریا سبز کی رنگ فریب است و جفا
راه ما باشد ره پیر خمین (ره) هم که این راه حسن هست و حسین (ع)
سبز گفتا کی تو دانی من کیم هر چه ام رنگ دغـل بازی نیم
هم بگفتا رنگ مزدوری نیم رنـگ خفـاشان شب کوری نیم
آنکه باطل می رود او سبز نیست پای در گل می رود سر سبز نیست
رهبر از دست شما ناراضی است چون همی گوید که این جو سازی است
هم کسی که حجت از سوی خداست قلـب او رنجـور از کار شماست
این جماعت کارشان یکرنگ نیست قصدشان جز فتنه و نیرنگ نیست
روز قدس این افتخار ملت است دوستی با دشمنان از ذلت است
سیزده آبان که فخر میهن است روز پیـروزی ما بر دشمـن است
سبز آنها سبز آمریکایی است کارشان جنجـالی و غوغـایی است
سبز رنگ مردی و مردانگی است نی که رنگ مستی و دیوانگی است
سبز رنگ مردمان ساده است مردم بی حیلـه و افتـاده است
رنگ تو رو بر سیاهی می زند کارت آخـر بر تبــاهی می زنـد
آنکه دائم بی دلیل و با سؤال رنج ملـت را برد زیر سؤال
گر بگویی این دغل ها کار کیست نمره ات را می دهم یک بیست بیست
منبع : وبلاگ راهی که سبز نیست
بسم رب الشهدا و الصدیقین
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون (آل عمران – ۱۶۹)
بار دیگر دست جنایت استکبار جهانی از آستین گروهکی تروریستی بیرون آمده و جمعی از فرزندان این مرز و بوم را به شهادت رساند .
صبح امروز جمعی از فرماندهان سپاه و سران قبایل و طوایف استان سیستان و بلوچستان که برای توسعه امنیت و آبادانی شهر و دیارشان دورهم جمع شده و رایزنی می کردند هدف کین کوردلان تروریست قرار گرفته و ملکوت اعلی را بر بقا دارفانی ترجیح دادند .
دشمنان اسلام آنانیکه تحمل وحدت بین شیعه و سنی را ندارند در ادامه ترورهای زنجیره ای و هدفمند کردستان اینبار سنکفرشهای شهر پیشین را از خون مدافعان اسلام رنگین کردند . شهادت نهایت آرزوی هر انسان آزاده ای است و سبزجامگان دلاور در آرزوی شهادت لحظه شماری می کنند و سپاه پاسداران هم آنچنان مستحکم و قوی هست که با رفتن چند نفر آسیبی به سازمانش وارد نمی شود ولی دشمنان اسلام و ایران به دنبال از بین بردن وحدت بین مردم هستند . آنها نمی خواهند مناطق کمتر توسعه یافته رشد و بالندگی داشته باشد . جایی که امنیت نباشد سرمایه گذاری هم نخواهد بود و به تبع آن رشد و توسعه هم درکار نخواهد بود و نظام سلطه و گروهکهای تروریستی دست پرورده اش هم به دنبال همین برنامه اند حالا هر شعاری هم بدهند در عمل باعث عقب ماندگی کسانی هستند که سنگ شان را به سینه می زنند .
شما ریگی و گروهکش را می شناسید و می دانید در حد و قواره یک گروه آزادیخواه نیست و نمی تواند مردم شرق کشور را نمایندگی کند . آنها کسانی هستند که به هیچکس رحم نمی کنند حتی به هم زبانان خودشان . می دانید که در این حادثه تروریستی علاوه بر فرماندهان سپاه جمعی از سران طوایف و قبایل و مردم عادی هم شهید و زخمی شده اند . همه اینها را در کنار هم بگذاریم نتیجه این می شود که ریگی و ریگی های فقط یک آلت دست بیشتر نیستند و اهداف دشمنان این مرز و بوم را دنبال می کنند .
به امید روزی که جوانان کشورمان به آن حد از آگاهی برسند که دست رد بر سینه دشمنان قسم خورده کشورشان بزنند . انشاالله
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی شهادت جمعی از فرماندهان سپاه و سران طوایف و قبایل شرق کشور را به رهبر معظم انقلاب و مردم مسلمان سیستان و بلوچستان تسلیت گفته و عملیات تروریستی دست پرورده های استکبار جهانی را محکوم می نماید .
انتظار می رود نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی با همکاری همدیگر ریشه تروریسم را در هر نقطه از کشورمان بخشکانند تا در آینده شاهد چنین حوادث تلخ و دردناک نباشیم
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
روزنامه نگار مستقل هک شد . این خبری بود که امروز صبح شنیدم . آدرس وبلاگ را نوشتم و کلید اینتر را زدم.
حدثم درست بود . همانهایی که تا دیروز شعار جریان اطلاعات آزاد و آزادی بیان می دادند کارشان به جایی رسیده که تاب تحمل صدای مخالف را ندارند حتی یک وبلاگ !!!
در جریان انتخابات از ۱۸ تا ۲۴ خرداد ۷ بار پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی را همین سکولارهای فریبکار هک کردند که با تلاش مدیر فنی پایگاه هربار پایگاه بازسازی و به کار خودش ادامه داد و در نهایت در تاریخ ۲۴ خرداد سرور پایگاه را هک کردند .
چه کسانی و با چه هدفی سایتها و وبلاگهای مخالف را هک می کنند و چرا؟
تا چندسال پیش جریان سکولار یکه تاز فضای مجازی بود و در واقع می توان گفت اکثرسایتها و وبلاگها متعلق به این جریان بود وهرکاری که دلشان می خواست می کردند . تجاوز به مرزهای اعتقادی جامعه ، تخریب ارزشهای اسلامی و انقلابی مردم بخشی از اقدامات آنان برای از بین بردن اقتدار ایران اسلامی بود و چون فضای مجازی در دستشان بود شعار آزادی بیان سر می دادند ولی ۲و۳ سالی هست که تعداد سایتها و وبلاگهای مدافع ارزشهای اسلامی افزایش یافته گرچه بازهم در اقلیت هستند ولی با منطق قوی و تلاشی شبانه روزی توانستند در برابر ستون پنجم دشمن قدعلم کنند که مدافعان آزادی بیان! تاب تحمل همین تعداد صدای مخالف را نداشته و شعارهای گذشته را فراموش کردند و به هک کردن روی آوردند .
همه می دانند که هک کردن به مثابه کتک زدن کسی است که با دلیل و منطق حرفش را می زند و هر آدم منصفی با اینکار مخالف هست . همین آقایون هرجا منافعشان ایجاب کند آدم می کشند ، اموال عمومی را تخریب می کنند و بعد با غوغا سالاری رسانه ای رقیب را مقصر جلوه می کند . در زمان انتخابات همین سکولارها با رسانه های بیگانه مصاحبه می کردند که به داد ما برسید که ما را هک می کنند و نمی گذارند حرف مان را بزنیم در حالیکه در همان موقع سایتها و وبلاگهای ارزشی را هک می کردند (اسنادش موجود است حتی شماره تلفن هکر سکولار) چنانچه سعید حجاریان را ترور کردند و نظام را مقصر جلوه دادند و یا در اغتشاشات اخیر ندا آقا سلطان را کشتند و نیروهای انتظامی را قاتل معرفی کردند +
نتیجه گیری : سکولارهای وطنی همانند اربابان غربی و آمریکایی شان به آخر خط رسیده اند و توطئه هایشان برای از میان برداشتن نظام مقدس جمهوری اسلامی نقش برآب شده و بدین جهت دست به هرکاری می زنند حتی اگر شده آدم کشی و در اینجا هک کردن که با آدم کشی تفاوت چندانی ندارد .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر- یا علی (ع)
محمدحسین جعفریان در دیدار شاعران با مقام معظم رهبری شعری را خواند که رهبر معظم انقلاب فرمودند: بدهید این شعر را خوشنویسی کنند و بدهید به بنیاد جانبازان و ایثارگران، آنجا آویزان کنند. جعفریان که خود جانباز است، این شعر را به جانبازان تحت درمان در «کلینیک درد» بیمارستان خاتم الانبیاء تقدیم کرده است. شعر محمدحسین جعفریان که در قالب نو سروده شده است، «عاشقانههای یک کلمن!» نام دارد.
دیگر نمیگویم؛ پیشتر نرو!
اینجا باتلاق است!
حالا میگردم به کشف باتلاقی تواناتر
در اینهمه خردی که حتی باتلاقهایش
وظیفهشناس و عالی نیستند.
همه چیز در معطلی است
میوهای که گل
پولی که کتاب مقدس
و مسجدی که بنگاه املاک.
ما را چه شده است؟
این یک معمای پیچیده است
همه در آرزوی کسب چیزی هستند
که من با آن جنگیدهام
و جالب آنکه باید خدمتکارشان باشم
در حالیکه دست و پا ندارم
گاهی چشم، زبان و به گمان آنها حتی شعور!
من بیدست، بیپا، زبان، گاهی چشم
و به گمان آنها حتی شعور
در دورافتادهترین اتاق بداخلاقترین بیمارستان
وظیفه حفاظت از مرزهایی را دارم
که تمام روزنامهها و شبکههای تلویزیونی
حتی رفقای دیروزم - قربتاً الیالله -
با تلاش تحسینبرانگیز
سرگرم تجاوز به آنند.
جالب آنکه در مراسم آغاز هر تجاوزی
با نخاع قطع شدهام
باید در صف اول باشم
و همیشه باید باشم
چون تریبون، گلدان و صندلی
باشم تا رسیدن نمایندگان بانکها
سپس وظیفه دارم فوراً به اتاقم برگردم.
من وظیفه دارم قهرمان همیشگی فدراسیونهای درجه چهار باشم
بیدست و پا بدوم، شنا کنم و …
دفاع از غرور ملی-اسلامی در تمام میادین
چون گذشته که با یازده تیر و ترکش در تنم
نگذاشتم آنها از پل «مارد» بگذرند
حالا یک پیمانکار آن پل را بازسازی کرده است
مرا هم بردند
خوشبختانه دستی ندارم.
اگر نه یابد نوار را من میبریدم
نشد.
وزیر این زحمت را کشید
تلویزیون هم نشان داد
سپس همه برگشتند
وزیر به وزارتخانهاش
پیمانکاران به ویلاهایشان
و من به تختم.
من نمیدانم چه هستم
نه کیفی و نه کمی
بی دست و پا و چشم و گوش و به گمان آنها حتی …
به قول مرتضی؛ کلمنم!
اما این کلمن یک رأی دارد
که دست بر قضا خیلی مهم است
و همواره تلویزیون از دادنش فیلم میگیرد
خیلی جای تقدیر و تشکر دارد
اما هرگز ضمانتی نیست
شاید تغییر کنم
اینجاست که حال من مهم میشود.
شاید حالا پیمانکاران، فرشتگان شبهای شلمچه
پاسداران پل مارد
و ترکش خوردگان خرمشهرند
شاید من
حال یک اختلاسپیشه خودفروخته جاسوسم
که خودم خرمشهر را خراب کردهام
و لابد اسناد آن در یک وزارتخانه مهم موجود است
برای همین باید، همینطور باید
در دور افتادهترین اتاق بداخلاقترین بیمارستان
زمان بگذرد
من پیرتر شوم
تا معلوم شود چه کارهام.
سرمایه من کلمات است
گردانم مجنون را حفظ کرد
یکصد و شصت کیلومتر مربع با پنجاه و سه حلقه چاه نفت
اما بعید میدانم تختم
یکصد و شصت سانتیمتر مربع مساحت داشته باشد
چند بار از روی آن افتادهام
یکبار هم خودم را انداختم
بنا بود برای افتتاح یک رستوران ببرندم!
من یک نام باشکوهم
اما فرزندانم از نسبتشان با من میگریزند
با بهره هوشی یکصد و چهل
آنها متهمند از نخاع شکسته من بالا رفتهاند
زنم در خانه یک دلال باغبانی میکند
و پسرم میگوید:
ما سهم زخم از لبخند شاداب شهریم.
فرو بریزید ای منورهای رنگارنگ!
گمانم در این تاریکی گم شدهام
و بین خطوط دشمن سرگردان،
آه! پس چرا دیگر اسیرم نمیکنند
آه! چه کسی یک قطع نخاعی بیمصرف را اسیر میکند
و باز آه! چه کسی یک اسیر را اسیر میکند
آه و آه که از یاد بردم، من اسیرم
زندانی با اعمال شاقه
آماده برای هر افتتاح، اعلام رای
و رقصیدن به سازها و مناسبتهای گوناگون
و بیاختیار در انتخاب غذا
انتخاب رؤیاها
حتی در انشای اعترافاتم.
و شهید، شهید که چه دور است و بزرگ
با تمام داراییش؛
یک شیشه شکسته
یک قاب آلومینیومی
و سکوت گورستان
خدا را شکر، لااقل او غمی ندارد
و همیشه میخندد
و شهید که بسیار دور است از این خطوط ناخوانا
از این زبان بیسابقه نامفهوم
و این تصاویر تازه و هولناک،
خدا را شکر! لااقل او غمی ندارد
و همیشه میخندد
و بسیار خوشبخت است
زیرا او مرده است.
و من اما هر صبح آماده میشوم
برای شکنجهای تازه
در دور افتادهترین اتاق بداخلاقترین بیمارستان
در باغ وحشی به نام کلینیک درد
تا مواد اولیه شکنجهای تازه باشم
برای جانم
تنم
وطنم
تا باز خودم را از تخت یک مترو شصت سانتیام
به خاک بیندازم
اما نمیرم
درد این ستون فقرات کج
و فراق
لهم کند
اما همچنان شهیدی زنده باقی بمانم.
منبع سایت دیار رنج
نقش و کارکرد رسانه درجنگ بین کشورها
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
دنیای امروز عرصه جنگ بین رسانه هاست . رسانه کارکردی دوسویه دارد ولی عملا رسانه های امروزی در خدمت نظام سلطه است . رسانه در حوزه های مختلف ، کارکرد متفاوت دارد با استفاده از رسانه ها می توان در جامعه انگیزه و حرکت ایجاد کرد و یا فرهنگ عمومی را پایه ریزی و گسترش داد و همینطور افکار عمومی را در رابطه با موضوع خاصی تبیین کرد . رسانه می تواند ارتباط دوسویه را بین افراد یک جامعه و حتی جامعه جهانی برقرار کند گرچه قدرتهای استکباری از رسانه برای گسترش نفوذ خود در جامعه جهانی استفاده می کنند .
آمریکا قبل از حمله به عراق با استفاده از رسانه هایی که در اختیار دارد افکار عمومی را نسبت به لشکر کشی به عراق اقناع کرد و برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی ایران به انرژی صلح آمیز از رسانه های غربی برای ایجاد ترس کاذب از خطر کاذب ایران در افکار عمومی جهانی استفاده کرد .
رژیم صهیونیستی با اینکه به گواه تاریخ کشور فلسطین را با توسل به خشونت و اعمال تروریستی تصاحب کرده و مردم آن دیار را آوره کشورهای همسایه کرده است با استفاده از رسانه های نظام سلطه برای خودش مشروعیت ایجاد کرده است تا جائیکه مردم کشورهای غربی اسرائیل را در کشتار مردم فلسطین محق می دانند .
اینها نمونه هایی از قدرت رسانه هاست که متاسفانه امروز اکثر رسانه های مطرح و قدرتمند دنیا در اختیار نظام سلطه و در راستای اهداف غیرانسانی آنان قرار دارد ولی رسانه همانند شمشیر دولبه است و کشورهای هدف هم می توانند از آن برای مقابله با توطئه های نظام سلطه بهره ببرند گرچه رسانه های نظام سلطه به پیشرفته ترین ابزار روز جهان مجهز هستند ولی در دهه های اخیر کشورها و ملتهای دیگر هم توانستند با استفاده از رسانه های خود در برابر رسانه های نظام سلطه عرض اندام کنند .
ظهور برخی رسانههای منطقهای پس از جنگ اول امریکا در یک دهه اخیر در خلیج فارس (۱۹۹۱) همانند شبکه الجزیره ، العربیه ، المنار، العالم و… بعد از سال ۱۹۹۶) در این راستا قابل بررسی است. افزون بر بهرهگیری که نظام سلطه از رسانههای دیداری، شنیداری و نوشتاری پیشین، اکنون نیز با توجه به تحولی عظیم در بهرهگیری از ماهوارهها ، اینترنت ، فرستندههای پرتابل ، مینیاتوری ، ریزپردازهها ، فیبر نوری و دهها فناوری برتر رسانهای با تجهیزات و ابزارها که در دست سردمداران نظام سلطه است، در جهت تحمیل اراده خود بر ملتها مورد استفاده قرار میدهد. قدرتها بیشترین استفاده از رسانهها را در جنگ میبرند. با نگاهی به عملکرد امریکا در جنگ ویتنام، بالکان، کارائیب، افغانستان و دو جنگ خلیج فارس و همچنین اقدامات روانی و رسانهایاش علیه انقلاب اسلامی، میتوان به اهداف آن پی برد.
استفاده از رسانهها برای تضعیف کشور هدف و بهرهگیری از توان و ظرفیت رسانهها اعم از رسانههای نوشتاری، دیداری شنیداری با استفاده از شیوه های جنگ روانی، به منظور کسب منافع را جنگ رسانهای می گویند. آنچه مسلم است جنگ رسانهای از برجستهترین مولفههای جنگ نرم و جنگهای مدرن در جهان کنونی محسوب میشود. جنگ نرم به مثابه راهبرد و استراتژی انتخابی نظام سلطه برای تسلط بر افکار و اراده ملتها تدوین و طراحی شده است. اما بیشترین کاربرد جنگ رسانهها در هنگامه نبردهای نظامیشدت یافته و مییابد، البته این به آن معنا نیست که این کاربرد از اهمیت رسانهها در دیگر زمانها میکاهد، بلکه میتوان گفت آن جنگی است که در شرایط صلح و نه صلح و جنگ نیز بین قدرتها و دولتها به صورت غیررسمی مورد استفاده قرار میگیرد . آنجا که قدرتها توان به میدان آوردن نیروی نظامی را ندارند و یا جامعه آنان قادر به تحمل تلفات انسانی نیست ، به جنگ رسانهای روی میآوردند و از این ابزار بهرهبرداری میکنند. جنگ رسانهای از جمله جنگهای بدون خونریزی و جنگ آرام محسوب میشود . با توجه به اینکه در جنگ رسانه ای خشونتی اعمال نمی شود وقوع آن برای مردم نامحسوس است از طرفی بسیج عمومی هم در آن کاربرد ندارد و به اصطلاح جنگ رسانه جنگ بین نخبگان است فلذا میزان تخریب زیاد است تا حدی که شهروندان عادی کشور هدف، متوجه حجم سنگین این جنگ بر فضای روحی و روانی خود و اطرفیانشان نمیشوند. قدرت نفوذ سردمداران این جنگ و قدرت تاثیرگذاری و نفوذ آن به گونهای است که در سطوح جامعه اعم از شهر و روستا گسترش مییابد. در این جنگ ، ملتها و مردم با خواست و اراده خود و قبول هزینه در معرض حمله قرار میگیرند . در این جنگ طرف متخاصم کنترل افکار عمومی را در اختیار می گیرد .
در جنگ رسانه ای از روشها و تاکتیکهای مختلفی متناسب با شرایط و جغرافیای عمومی (جغرافیای جنگ روانی) استفاده می شود . بعضاً با بمباران اطلاعات و یا ارائه اطلاعات نادرست و یا مشابه سازی و… گروه هدف را مجبور می کنند تا منافع مهاجم را بر منافع ملی ترجیح دهند . همه تاکتیکهای جنگ رسانه ای بر پایه ایجاد ترس در مخاطب استوار است . تا مخاطب نترسد نمی توان در رفتارش تغییری ایجاد کرد .
رسانه در یک دید کلی از ابزارهای جنگ روانی است و همان اهداف جنگ روانی را هم دنبال می کند یعنی هدف جنگ رسانه ای تغییر رفتار در دولتها و ملتهاست تا بدینوسیله کشور مهاجم اراده خود را بر گروه هدف تحمیل کند و اولین هدف ملتها هستند چرا که ملتها در خط مقدم مبارزه با هر مهاجمی قرار دارند و از طرفی دولتها هم به اتکای ملتشان می توانند در برابر بیگانگان ایستادگی کنند .
این جنگ به دو شیوه کلی اعمال می شود . در شیوه اول دولت مردان با استفاده از رسانه ها تحت فشار قرار می گیرند تا در آنان ترس ایجاد شده و مجبور شوند در برابر متخاصم عقب نشینی کنند و درنهایت به آنان باج دهند و در شیوه دوم ملتها را برعلیه دولتشان می شورانند و دولت در اثر فشار افکار عمومی تغییر رفتار داده و غیر مستقیم خواسته های بیگانگان را برآورده می کنند .
پیچیدگی های جوامع عصر حاضر و نقش غیرقابل انکار رسانه ها در شکل دهی افکار عمومی باعث شده تا از این ابزار در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و نظامی بیشتر از گذشته استفاده شود . کارکرد رسانهها در تصمیمگیریهای روزمره زندگی برای مردم هم سودمند و هم زیانآور است زیرا رسانههای گروهی همچون تیغ دو دم هستند که میتوانند پیوستگی و همگنی پدید آورند ، قادر به وسعت بخشیدن و ژرفتر ساختن شکافهای اجتماعی هستند و هم میتوانند بشارتدهنده توسعه باشند و هم بذر ایدئولوژی ضدتوسعه را در فضای جامعه بپراکنند. آنها حس امنیت کاذبی را القاء مینمایند، ذهنها را از مسائل عینی دور میسازد ضمن اینکه میتوانند به ایجاد شور و شوق، حیات و بالندگی در یکایک اعضای جامعه که یکی از کارکردهای مثبت رسانههای جمعی است با انتقال و بیان واقعیتهای جامعه و روشنگری در عرصه تهدیدات منافع ملی و نه گروهی و شخصی تحقق بخشند.
کارکردهای مثبت رسانه های جمعی به شرح زیر می باشد :
۱- غنی سازی ادبیات و فرهنگ گفتگو در جامعه
۲- نهادینه کردن فرهنگ پرسش گری و پاسخگویی
۳- اطلاع رسانی شفاف ، مستند و بیطرفانه
۴- جهت دهی به احساسات و هیجانات
۵- مشارکت در تصمیم گیری های ملی
۶- ارتقا سطح آگاهی های سیاسی و اجتماعی جامعه
۷- تعمیق قانون مداری و احترام به قانون در جامعه
۸- مشارکت در تولید فکر و اندیشه
۹- ایجاد ارتباط منطقی بین مردم و مسئولین
۱۰- انتقال مشکلات مردم به مسئولین با رعایت بی طرفی
۱۱- حمایت از عملکرد منطقی دولت و تشویق مردم به همراهی با برنامه های دولت
۱۲- آرام سازی مردم و تعمیق بهداشت روانی مردم
۱۳- تعمیق آزادی های فردی و اجتماعی
۱۴- و…
کارکردهای منفی رسانه ها :
۱- ایجاد هیجانات کاذب در جامعه و هدایت آن برخلاف مصالح جامعه.
۲- ایجاد نیازهای کاذب و تحمیل هزینه های مادی و معنوی به جامعه .
۳- القاء خواستهای جناحی بعنوان خواست ملی (کارکرد گروهی) .
۴- دامن زدن به اختلافات گروههای سیاسی و تحمیل هزینه آن به جامعه .
۵- مشغول کردن مردم به دعواهای گروهی و جلوگیری از رشد آگاهی های سیاسی عمومی .
۶- ایجاد تنش بین دولت و مردم .
۷- سوء استفاده از آزادی که منجر به محدود شدن آزادی از طرف حکومت می شود .
۸- همراهی با بیگانگان و ترجیح دادن منافع آنان به منافع ملی
۹- خدشه دار کردن امنیت روانی جامعه
۱۰- ایجاد جو مسموم در جامعه با ترویج تهمت ، افترا و انگ زدن
۱۱- و…
شیوهایی (تاکتیکها) که در جنگ رسانه ای کاربرد دارد :
۱- تاکتیک حذف : بخشی از اطلاعات حذف شده و اطلاعات ناقص به مخاطب ارائه می شود .
۲- بزرگ نمایی(کلی بافی) : جزئیات اطلاعات حذف شده و به کلیات اهمیت داده شده بزرگنمایی می شود .
۳- کوچک نمایی : موفقیت ها و توانمندیهای طرف مقابل (گروه هدف) کوچک و کم اهمیت شمرده می شود .
۴- زمانبندی : اطلاعات و اخبار با تاخیر به مخاطب ارائه می شود .
۵- تاکتیک قطره چکانی : برای آنکه مخاطب به اطلاعات صحیح و کامل دسترسی نداشته باشد اطلاعات بصورت پراکنده ارائه می شود .
۶- تاکتیک تبخیر : پخش شایعه برای سردرگم کردن مخاطب زمانیکه مخاطب نسبت به موضوعی اطلاعاتی ندارد و یا اطلاعاتش کم است .
۷- تاکتیک دروغ بزرگ : ارائه اطلاعات غیرواقعی خیلی بزرگ برای سرپوش گذاشتن بر ضعف خودی .
۸- تاکتیک موجی : ارائه اطلاعات مداوم اما با افت و خیز
۹- تاکتیک وارونه : اطلاعات واقعی وارونه جلوه داده می شود .
۱۰- تاکتیک خرد کردن : در این شیوه مخاطبین دسته بندی شده و انسجام جامعه هدف از هم می پاشد .
۱۱- تاکتیک ترور: در این شیوه با تهمت و چهره مسئولین در میان مردم تخریب می شود .
۱۲- تاکتیک انگاره سازی : اتفاقی که در محلی با شرایط متفاوت به وقوع پیوسته در محیط دیگر انگاره سازی می شود (احتمال وقوع آن القاء می شود)
۱۳- آگاهی کاذب : توزیع اطلاعات بدون مشخص بودن زمان و مکان وقایع .
۱۴- تاکتیک محرومیت : گروه هدف از دسترسی به اطلاعات محروم می شود .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر یاعلی (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
ملت سرافراز ایران اینک که شما با حضور تاریخی خود و با رای ۸۵ درصدی به نظام جمهوری اسلامی و نیز رای قاطع به رئیس جمهور عدالت محور بر ادامه راه امام خمینی (ره) و پاسداری از دست آوردهای انقلاب اسلامی مهر تایید نهادید عده ای به بهانه های واهی که قبل از انتخابات شروع شده و اکنون بر دامنه آن افزوده شده تلاش می کنند تا آرا و نظرات شما ملت عزتمند را زیر سئوال برده و با شانتاژ تبلیغی و غوغا سالاری رسانه ای و خشونت طلبی برخلاف شعارهایی که قبلاً می دادند رای اقلیت را بر اکثریت تحمیل کنند .
آنها که دچار سندرم توهم پیروزی شده اند بیانیه های تحریک کننده صادر می کنند و اراذل و اوباش را سازماندهی کرده و در تهران (فقط در تهران نه شهرهای دیگر) شورش هایی را به راه انداخته و اموال عمومی را تخریب کرده و به مردم و رهگذران تعرض می کنند .
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی که جمع کثیری از بلاگرهای متعهد و انقلابی را نمایندگی می کند ضمن محکوم کردن توطئه تمامیت خواهان و فرصت طلبان حمایت قاطع خود را از رئیس جمهور منتخب شما ملت بزرگوار اعلام داشته و امیدوار است این عده انگشت شمار به رای و نظر ملت بزرگ ایران اسلامی تمکین کرده و دشمنان قسم خورده انقلاب و ایران را همراهی نکنند .
معترضین اگر در انتخابات شکی دارند باید مستندات خود را به مراجع قانونی ارائه نمایند چنانچه در دوره ها و انتخابات های قبل مرسوم بوده است وگرنه با جنگ روانی نمی توانند کاری از پیش ببرند . مباد آن روزی که به فرمان ولی امر مسلمین حضرت آیه العظمی خامنه ای سیل خروشان ملت به راه افتاده و خاشاک سر راه انقلاب را با موج های سهمگین خود ازدریای بیکران ایران بیرون اندازند که در آن روز مدعیان دروغین آبرویی پیش ملت نخواهند داشت پس بهتر است قبل از آنکه دیر شود به آغوش ملت برگشته و آب به آسیاب دشمن نریزند .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر یا علی (ع)
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
Url: http://www.pw-arzeshi.com
Email:p.w.arzeshi@gmail.com
ایمیلی به پایگاه ارسال شده که عیناً جهت اطلاع دوستان در اینجا می آورم .
مسئولین محترم خواهشمندیم نوشته زیر را که توسط ما دانشجویان طرفدار آقای مهندس احمدی نژاد تهیه شده است در صفحه اصلی سایت بگذارید تا همه بدانند که ما نیز محبوب خود را در منظر جهانیان افتخار می دانیم.
نامه ای از لبنان به میر حسین موسوی
جناب آقای موسوی حتما می دانید که از خصائص دوران جوانی و دانشجویی روحیه عدالت خواهی و حق طلبی است و مناسبات قدرت و ثروت جایگاهی در نزد آن ندارد. ما جمعی از دانشجویان مقیم لبنان که خارج از کشور تحولات سیاسی منطقه و دنیا را دنبال کرده وبه سرنوشت ایران علاقه مندیم، از شنیدن سخنان جنابعالی در خصوص سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد بسیار متعجب شدیم. اگر آقای موسوی تا این حد از واقعیات صحنه بین الملل دور و بیگانه اید، چگونه می خواهید سکان این مسئولیت بزرگ را بر عهده بگیرید و روابط خارجی کشور را تنظیم نمایید. و اگر واقعیت را می دانید و برای رسیدن به قدرت آن را می پوشانید، پس چگونه می توانید امانت دار ملت ایران باشید؟ و با صداقت با مردم سخن بگویید؟ دست آوردهای سیاست خارجی ایران در این دوره به قدری زیاد است، که نمی توان در این نامه کوتاه به آن پرداخت. اما برای اینکه حافظه تاریخی شما فراموش نشود، تنها به سه دست آورد بزرگ این دوره اشاره می کنم که دوست و دشمن به آن اعتراف می کنند. بن بست انرژی هسته ای ایران با اقتدار کامل در این دوره شکسته و چرخه سوخت هسته ای ایران با کمترین هزینه تکمیل و تثبیت شد. اگر در گذشته همانطور که غربی ها اعلام کردند، می خواستند حتئ حق تحقیق را در این زمینه از دانشمندان هسته ای ایران سلب کنند. اکنون به لطف خداوند متعال و بدون منت و تعهد به کشوری ملت ایران صاحب انرژی هسته ای شده است و کشور های غربی نیز واقعیت آن را پذیرفته اند و اگر نکته ای را مطرح می کنند تنها موضوع سلاح هسته ای است، که از اساس ایران به دنبال آن نبوده است. حماسه کلمبیا در این دوره اتفاق افتاد، سخنان دکتر احمدی نژاد در جمع انبوه دانشجویان و دانشگا هیان در قلب آمریکا در حالی که گردانندگان آن قصد محاکمه ملت ایران را داشتند آن چنان منطقی، قوی و موثر بود که حتئ سرسخترین دشمنان ایران را به انفعال کشانید و بنا به اعتراف رسانه های غربی احمدی نژاد تنها برنده این میدان بود، چیزی که هرگز مشابه آن در گدشته وجود نداشت. حماسه دوربان دوم و حضور مقتدرانه ایران در این اجلاس افتخار ملت ایران و آزادگان جهان بود. و برای اولین بار چند کشور غربی که دائماٌ بر چنین اجلاس های بین المللی سیطره ی بلامنازع داشتند، در اقلیت قرار گرفته و از موضع ضعف مجبور به ترک آن می شوند. در حالی که رئیس جمهور ایران مقتدرانه نه تنها از مواضع ملت ایران بلکه همه ی ملل آزاده جهان دفاع کرد. جناب آقای موسوی امروز افکار عمومی کشورهای اسلامی و آزادگان جهان به برکت این قبیل مواضع از هر روز بیدارتر شده و به آقای احمدی نژاد که او را ادامه دهنده ی راه امام خمینی (ره) می دانند و به تبع آن به ملت ایران به چشم ستایش می نگرند. و این را ما با برخوردهای احترام آمیز غیر ایرانی ها به خود می فهمیم که چگونه به دیده ی کرامت به ما به عنوان یک ایرانی می نگزند. امروزه به لطف همین مواضع و مقاومت ملت ایران و ملت های منطقه، آمریکا در بدترین وضعیت تاریخی خود قرار گرفته و تمام تلاشش این است که خود را از این مشکلات نجات داده و نفرتی که متوجه آن شده به شکلی از بین ببرد و جهان خود را بازسازی کند. و دستش را به سمت ما دراز کرده و با ادبیات متفاوت از گذشته صحبت می کند. چیزی که بر رغم مواضع نرم دولت سابق اتفاق نیفتاد و بر عکس تهاجم خود را افزایش دادند. تعجب می کنیم هنگامی که از هزینه های سیاست خارجی صحبت به میان می آید. نمی دانم منظور کدام هزینه است. آن چیزی که در این چند سال اخیر ملت ایران به دست آورد همه اش سود بود. الان بر خلاف گذشته هر غیر ایرانی به ایران به چشم یک ابرقدرت منطقه ای می نگرد که نمی توان بدون مشارکت آن منطقه را اداره کرد. اگر در گذشته برخی نگرانی ها وجود داشت، اکنون دیگر آن نگرانی ها هم وجود ندارد و اکثر کشورهای منطقه و کشورهای غربی به دنبال رابطه با ایران می باشند، آن هم از موضع برابر و عزت نه از موضع ضعف. شاید آقای موسوی دوره ی گفتگوهای ایران و اروپا را هم فراموش کرده باشند که حتئ قبل از موضوع هسته ای از موضع بالا با ما برخورد می کردند. امروز دیگر از آن ادبیات خبری نیست و آنچه هست اعتراف به موقعیت و نقش انکار ناپذیر ایران در منطقه ، فرصت های پیش رو و نگاه احترام آمیز ملت های منطقه و دنیا به ایران و ملت ایران است. امروز حتئ حیات خلوت آمریکا نیز در اختیار ایران است، وبا عظمت از رئیس جمهور ایران استقبال می کنند. جناب آقای موسوی چگونه به خود اجازه می دهید، این موقعیت و احترام را زیر سوال ببرید و چگونه با وجدان خود کنار می آیید؟ شکستن تابوی هولوکاست که اسرائیل بیش از شصت سال از آن به عنوان حربه ای برای توجیه اشغالگری خود استفاده کرده، وبر اساس آن در کشور های به اصطلاح مهد آزادی اروپایی، سالها تحقیق درباره ی آن جرم تلقی شده و محققان به زندان افتاده اند، توسط رئیس جمهور ایران، اقدام شجاعانه ای بود که بازتاب آن باعث بی اعتبار شدن این تابو برای اولین بار در نزد افکار عمومی جهان شد، گامی بود به جلو که تنها معترض آن اسرائیل و چند کشور غربی بود. اما چگونه است که اکنون جناب آقای موسوی از طرح این موضوع ابراز نگرانی می کنید، آیا این گونه محافظه کاری و انفعال از ویژگی های مدعیان راه امام(ره) است؟ از آقای موسوی تعجب می کنیم که بر خلاف پیشینه ی سیاسی خود که ظاهراٌ تنها با اتکا به آن به میدان آمده اند، به کار بردن ادبیات انفعالی چه سنخیتی با معیارهای امام(ره) دارد؟ و اگر بخواهیم سخن معروف امام(ره) را ملاک قرار دهیم که میزان حال فعلی افراد است، این سخن اکنون مصداق چه کسی است؟ و حقیقتاٌ اکنون آقای موسوی نماینده ی چه تفکری است؟ و طرح سخنان خشنود کننده ی محافل آمریکایی و اسرائیلی چه معنایی دارد؟ آن هم آمریکا و اسرائیلی که در بدترین شرایط تاریخی خود به سرمی برند و دچار بحران شدید اقتصادی و بحران مشروعیت افکار عمومی در سطح بین المللی به علت کشتار صدها هزار انسان بی گناه در عراق، افغانستان و فلسطین می باشند.
یاعلی (ع)
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
مقام معظم رهبری : “این روند (انتخابات) در تمامی سی سال اخیر با قوت و قدرت ادامه یافته اما دشمنانی که منافع نامشروع آنان در ایران قطع شده است با نادیده گرفتن یا انکار پدیده مبارک و با ارزش حضور مردم در مدیریت کشور همواره تلاش کرده اند به انتخابات ایران خدشه وارد کنند ” و ” با حضور پرانگیزه مردم همواره انتخاباتی سالم، متقن و خوبی در ایران برگزار شده اما متأسفانه برخی دوستان بی انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه کنند با ناسپاسی علیه ملت حرف می زنند و با تکرار حرف دروغ دشمن سلامت انتخابات را زیرسئوال می برند ” و ” برغم تلاش دشمن برای خدشه دار جلوه دادن انتخابات در جمهوری اسلامی ایران، ملت بزرگ ایران، با حضور پرشور و صمیمانه خود در انتخابات ریاست جمهوری، انتخاباتی می آفریند که دشمن را خشمگین کند”
انتخابات مظهر آرا و نظرات افراد جامعه برای اثرگذاری در سیاستهای کلان جامعه و تعیین سرنوشت خویش است .
در انتخابات مردم با آرای خود تزی را انتخاب و ارائه دهندگان آن را برای اجرا برمی گزینند .
در جوامع غربی که احزاب کارکرد واقعی دارند هر حزبی نماینده تفکری خواص است و بخشی از جامعه را نمایندگی می کند اگرچه در غرب آراء و نظرات ساخته می شود و به مردم القاء می گردد و در واقع این صاحبان زر و زور هستند که نظرات خود را از زابن مردم بیان می کنند . در اینجا سئوالی پیش می آید که چه نیازی هست سران رژیمهای غربی با هزینه های زیاد نظرات خود را به مردم القاء و سپس از طریق آنها به منصه ظهور برسانند ؟
مردم در جامعه نقش مهمی دارد و اگر بخواهیم فعالیتی را در جامعه انجام دهیم بدون جلب رضایت مردم امکان پذیر نیست فلذا در جوامع غربی برای مشارکت دادن مردم در فعالیتهای اجتماعی با صرف هزینه های گزاف مردم را پای صندوقهای رای می آورند تا آرا و نظرات سردمداران غربی را به صندوقها بریزند در حالیکه در جوامع اسلامی حاکمان موظفند براساس آموزه های اسلامی و قوانین الهی حکومت کنند و چون قوانین اسلامی براساس فطرت انسان پایه ریزی شده وفق نیازها و علائق ذاتی انسانهاست .
انقلاب اسلامی هم که نتیجه انقلاب درونی مردم کشورمان در برابر طغیان سردمداران رژیم طاغوت بود پس از پیروزی برای تشکیل نظام حکومتی و اداره کشور بر آراء مردم تکیه داشت . انتخاب جمهوری اسلامی بعنوان نظام حکومتی و اداره کشور اولین انتخاباتی ب.ود که برگزار شده و مردم با مشارکتی بالا در آن شرکت داشتند .
بعد از آنهم انتخابات قانون اساسی ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان و ریاست جمهوری تابحال برگزار گردیده است که باتوجه به نوپا بودن انقلاب و مردم سالاری دینی در کشورمان درصد مشارکت مردم نسبت به کشورهای غربی که مدتهاست دمکراسی را تمرین می کنند به مراتب بیشتر و در واقع شگفت آور است .
علی رغم حضور گسترده مردم در انتخاباتها بازهم کشورهای مدعی دمکراسی نظام اسلامی را فاقد پشتوانه مردمی می دانند که این از عناد آنها نسبت به اسلام و نظام اسلامی ناشی می شود و دروغ بودن ادعای دمکارسی شان چراکه در کشورهای همسایه که مورد حمایت غرب هست هنوز مردم از حقوق اولیه تسلط بر سرنوشت خویش محروم هستند .
از اول انقلاب تاکنون طیفهای مختلف با گرایشهای متفاوت در مصدر قدرت جای گرفته اند که این خود نشانه آزادی مردم در انتخابات و تاثیر رای آنان در انتخاب کارگزاران کشور است . برخلاف جوامع غربی که بوسیله تبلغات سنگین ، پرحجم و مستمر نظرات صاحبان زر و زور به مردم القاء می شود ولی در کشورمان مردم عملکرد گروهها را با موازین اسلامی و مصالح جامعه سنجیده و به آنان رای می دهند . در ایران تبلغات نقش ناچیزی در انتخاب افراد دارد و تنها ابزاریست برای معرفی خود و نظراتشان در حالیکه در غرب این تبلغات است که تعیین می کند کدام طیف مصدر قدرت را دست بگیرد و تبلیغات در غرب مناسبتی نبوده و منحصر به زمان انتخابات نمی شود بلکه دستگاه عظیم تبلیغات غرب بطور مستمر مشغول شکل دهی به افکار عمومی در کشورهای غربی است .
در آستانه انتخابات در کشورمان رسانه های غربی و عوامل داخلی شان دست بکار می شوند تا درصد مشارکت مردم را پایین بیاورند آنان در هر دوره ای موضوعی را دستمایه تبلیغاتشان می کنند . دوره ای تغلب در انتخابات در دوره دیگر رد صلاحیتها و ….
رسانه های جمعی در رونق بخشیدن به انتخابات نقش بسزایی دارند . رسانه ها می توانند آراء و نیازهای واقعی مردم را دسته بندی کرده و منعکس نمایند تا هم مسئولین از خواست عموم مطلع شده و سیاستهای کشور را برآن اساس تنظیم و اجرا نمایند و هم مردم یقین کنند که آراء آنها به درستی به مسئولین منتقل شده است و از جهتی دیگر رسانه ها می توانند چهره های مردمی و مومن را به مردم معرفی کنند و همچنین عملکرد مسئولین را نقد منصفانه نمایند تا مردم در انتخابشان واقع بین بود و اسیر تبلیغات کاذب نشوند در این میان انتقال اطلاعات اگر به درستی انجام نشود نتیجه سوء خواهد داشت .
از چندماه پیش تبلیغات رسانه های وابسته به نظام سلطه و عوامل داخلی آن بر علیه دولت عدالت محور و مردمی افزایش یافته است . آنها تمام توان خود را بکار گرفته اند تا از انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری جلوگیری کنند . آنان با سیاه نمایی ، تخریب ، بزرگنمایی ضعف ها ، نادیده گرفتن خدمات ارزنده دولت نهم و…تلاش می کنند تا اقبال مردم نسبت به دولت نهم و شخص دکتر احمدی نژاد کمرنگ و احیاناً از بین ببرند که وظیفه ماها بعنوان مدافعات انقلاب اسلامی و دست آوردهای آن این است که افشاگر ترفندهای رسانه ای این گروه وابسته به نظام سلطه باشیم چراکه همه امید نظام سلطه آن است که گفتمان انقلاب و امام به دست فراموشی سپرده شده و اسلام آمریکایی در این کشور فراگیر شود اسلامی که دین را فقط در حد و اندازه اعمال فردی قبول دارد و در بقیه موارد گفتمان غربی و نظام ظالمانه حاکم بر جهان را بدون در نظر گرفتن مصالح کشورمان می پذیرد .
دفاع منطقی از عملکرد دولت نهم با ارائه آمار و ارقام خدمات دولت و مقایسه آن با عملکرد دولتهای قبلی روش موثریست که نباید از نظر دور داشت . شیوه دیگر جمعبندی و ارائه دیدگاههای وابستگان به غرب و نیز نوع برخورد آنها با اعتقادات مردم و حملات آنان به مقدسات مورد احترام مردم هست همچنین با ارائه مقالات تحلیلی آراء و نظرات وابستگان به غرب را نقد کرده و منشاء آنها را که غرب است نشان دهیم تا مردم بدانند که اینها بلندگوی غربیها هستند و از خود چیزی ندارند .
در پایان بخشهایی از بیانات رهبر فرزانه انقلاب که در جمع زائران حریم رضوی و مردم مشهد ایراد نمودند ذکر می شود
“مردمسالاری دینی با حرف ایجاد نمی شود بلکه نیازمند شرکت و حضور و اراده ملت و ارتباط ” فکری ، عقلانی و عاطفی مردم ” با تحولات کشور است و تحقق این مسئله جز با انتخابات صحیح ، همگانی و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست ”
“انتخابات سرمایه گذاری عظیم و سپرده گذاری ملت برای اداره صحیح کشور و دستیابی به آینده ای روشن است ، و هر رأیی که به صندوق ریخته می شود اهمیت دارد وبه این سرمایه گذاری ملی می افزاید”.
مقام معظم رهبری خطاب به نامزدهای فعلی واتی انتخابات افزودند : “توجه کنید که انتخابات فقط ابزاری برای در دست گرفتن قدرت نیست بلکه وسیله ای است برای ارتقای توان کشور ، افزایش اقتدار ملی و آبرومند کردن ملت ، بنابراین در تبلیغات و رفتار خود به این مسائل اهمیت دهید و مبادا کسی در فعالیت انتخاباتی خود به گونه ای حرف بزند و رفتار کند که دشمن را به طمع بیاندازد . نامزدها خود را به مردم عرضه کنند تا مردم با هوشیاری هرگونه که تشخیص می دهند عمل کنند”
ایشان همچنین فرمودند “هر یک از شما حتماً حرفی دارید و طبعاً حرف فرد مقابل را رد می کنید اما دراین روند از جاده انصاف خارج نشوید وبه کتمان حقایق نپردازید”
ایشان با انتقاد از برخی که بیهوده تلاش می کنند از هم اکنون انتخابات ۲۲ خرداد ریاست جمهوری را در ذهن مردم خدشه دار کنند افزودند : “تاکنون حدود ۳۰ انتخابات در کشور برگزار شده و مسئولان وقت رسماً سلامت و صحت انتخابات را تضمین کرده اند و به همین علت مردم تحت تاثیر حرفهایی که تلاش می کنند انتخابات ریاست جمهوری را از هم اکنون متزلزل وخدشه دار جلوه دهند قرار نمی گیرند .
ایشان متذکر شدند :”گاهی که از دولت دفاع و حمایت می کنم برخی معنایی ناصحیح برای این مسئله جعل می کنند در حالیکه من براساس وظیفه همیشه از دولتها و خدمتگزاران کشور حمایت کرده ام بخصوص هنگامی که می بینم دولتی بیشتر به محرومان رسیدگی می کند و در مقابل ظلم و استکبار می ایستد و مورد تهاجم غیر منصفانه نیزقرار می گیرد ،اما این سخنان و رفتار بنده ربطی به انتخابات ندارد و اعلام موضع انتخاباتی نیست “
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر / یاعلی (ع)









