» Publishers, Monetize your RSS feeds with FeedShow: More infos (Show/Hide Ads)
دوستان عزیز: میرحسین هنوز حاضر نیست جنایت های 1367 را به گردن گیرد ... فقط یک آخوند می تواند از پس رژیم آخوندی برآید. به مهدی کروبی رای دهید تا ثابت کنیم حفظ حقوق بشر برای ما اهمیت دارد. وقتی حقوق بشر حفظ نشود، چه فایده دارد که حقوق طبیعت حفظ شود؟! من به احترام قوچانی و عماالدین باقی و غلامحسین کرباسچی و مهاجرانی و سروش و ابطحی عزیزم به کروبی رای می دهم.
عباس محمدی عزیز در آخرین یادداشتش، با اشاره به مجازات ناچیز فردی که یک الاغ را زنده زنده سوزانده است! گلایه کرده که چرا حقوق حیوانات در جامعه ما آنقدر ناچیز است.
زیتون سبز وبلاگستان اما یادمان انداخته که ...

در سومين سال انتخاب برترين وبلاگهاي محيط زيستي، اين بار دوستان عزيزي چون مجتبي سميع نژاد، مهدي حسني، مريم شباني، آيدا سعادت، هنگامه شهيدي، اميد حبيبينيا و نيك آهنگ كوثر تصميم گرفته اند تا در غالب مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، اقدام به برگزاري و انتخاب برترين وبلاگ هاي فارسي در حوزه هاي گوناگون حقوق بشر، از جمله محيط زيست كنند.
به همين دليل از تمامي دوستان گرين بلاگي –
به جز يك نفر
– دعوت مي كنم تا به سايت اين دوستان رفته و وبلاگ هاي منتخب خود را معرفي كنند.

يادتون باشه كه فقط تا 15 اسفند 1387 وقت داريد.
همچنين يادتون باشه كه وبلاگهاي خوبي چون وبلاگ مژگان جمشيدي، ناصر كرمي، ژاله فتوره چي، سام خسروي فرد، محمد درويش، محمد مجابي، مونا قاسميان، حر منصوري، حميدرضا ميرزاده، روشنك شهبازي، مريم خزايلي، صفورا زواران حسيني، عباس محمدی، سپهر سليمي، سيامك معطري، ماندانا آيينه چيان، فاطمه متينفر، حسامالدين نراقي و مهدي اشراقي عزيز را فراموش نكنيد.
در همین باره:
- با محبوبترين وبلاگهاي زيستمحيطي سال 1385 آشنا شويد!
- پایان خوش نظرسنجی برترین های زیست محیطی سال 86، معرفی 5 وبلاگ برتر و اهدا جوائز!
دکتر ناصر کرمی شاید مشهورترین، شناختهشدهترین و البته تنهاترین مخالف جدی افسانه خواندن تز گرمایش زمین است (البته در بین دانشمندان ایرانی). او نزدیک به دو دهه است که مخالفت جدی خود را با این تز مطرح کرده، حتی قبل از آن که تز گرم شدن زمین و تغییر اقلیم به صورت رسمی اعلام موجودیت کند!
به هر حال، فکر کنم شنیدن این خبر برای استاد دوستداشتنی و رمانتیک اقلیمشناس ما - که البته خیلیها خواندن داستانهای کوتاه و مصاحبههای طنازانهاش را با فاطمه جوادی بر تئوریهای اقلیمیاش ترجیح میدهند – زیاد خوشایند نباشد.
البته همچنان باید یک کردیت به او داد! چرا که هیچ رسانه داخلی در ایران به مانند روزنامه همشهری، حال آنتی تز استاد را نگرفته و نمیگیرد. به این میگویند: دموکراسی اقلیمی!!
سرعت گرمایش زمین بیش از پیشبینیها است
ذوب یخهای قطب شمال رکورد شکسته است
آب و هوای کرهی زمین با سرعتی بیش از آنچه که تاکنون تصور میرفت، گرم میشود. به گفتهی دانشمندان، دلیل اصلی این امر روند شتابگیرندهی انتشار گاز دیاکسید کربن در کشورهای در حال رشدی مانند چین و هند است.
کریستوفر فیلد، محقق آب و هوا در کنفرانس سالانهی انجمن آمریکایی پیشبرد علم یا AAAS روز شنبه در شیکاگو گفت، انتشار گاز دیاکسید کربن در سالهای دههی ۹۰ نهدهم درصد در سال افزایش مییافت. در حالیکه این رقم اکنون به سه و نیمدرصد رسیده، یعنی سه برابر شده است. فیلد دلیل اصلی این روند را مصرف هر چه بیشتر ذغالسنگ برای تولید انرژی در کشورهای در حال توسعه خواند. او گفت، جوامع تمایل دارند از ارزانترین منبع، یعنی ذغال سنگ، برای تولید انرژی استفاده کنند.
کریستوفر فیلد، از دانشگاه استانفورد و مؤسسهی کارنگی و همچنین عضو IPCC یا هیأت بینالمللی تغییرات آب و هوایی است. او یکی از کسانی بود که در نوشتن گزارش چهارم این هیئت در فوریهی ۲۰۰۷ نقش داشتند.
فیلد و همکارانش بیش از همه نسبت به ذوب یخهای قطب شمال و خطر آتشگرفتن جنگلها در مناطق استوایی ابراز نگرانی کردهاند.
دو هشدار جدی، پرموفراست و جنگلهای استوایی
فیلد خاطرنشان ساخت که تاکنون رطوب جنگلهایی بارانی استوایی عاملی برای حفاظت آنها بوده است. اما دمای هوا میتواند آنچنان بالا برود که این رطوبت توان مقاومت نداشته و آتشی گسترده به جان این جنگلها بیافتد.
شبیهسازیهای کامپیوتری تحولات جوی این پیشبینی را به دست میدهند که از دست دادن جنگلهای بارانی استوایی میزان تراکم گازکربنیک اتمسفر را تا پایان قرن به شدت بالا خواهد برد. به گفتهی فیلد، این پدیده پیامدهای ناگواری به بار خواهد آورد. حتی امروز نیز تراکم این گاز در اتمسفر در طول ۶۵۰ هزار سال گذشته سابقه ندارد.
نکتهی دیگری که فیلد و همکارانش بر آن دست گذاشتند امکان ذوب پرمافراست است. پرمافراست به لایهی منجمد دائمی اعماق زمین در مناطق توندرایی اطلاق میشود. به گفتهی آنان، اگر گرمایش زمین بیش از حد شود این لایه ذوب خواهد شد. ذوب شدن پرمافراست باعث میشود که مقادیر عظیمی از گاز دیاکسیدکربن و متان به هوا آزاد شود.
زیر لایهی یخی که زمین را پوشانده موادی مربوط به گیاهان آلی وجود دارد که از ۲۵ تا ۵۰ هزار سال پیش در این لایهمدفون شدهاند. فیلد به آخرین ارزیابیها اشاره کرد و گفت، در صورت ذوب پرمافراست دی اکسید کربنی که در هوا منتشر میشود به اندازهی کل دیاکسید کربنی خواهد بود که از زمان انقلاب صنعتی تاکنون به فضا منتشر شده است.
بالا آمدن آب دریاها بیشتر از پیشبینیها است
یکی از دانشمندان مرکز ملی فرانسه برای بررسیهای فضایی، Anny Cazenave نسبت به افزایش سطح دریاها هشدار داد. به گفتهی او، بهبود تصاویر ماهوارهای نشان داده است که سطح دریاها نیز سریعتر از آنچه که تاکنون تصور میشد بالا میآید.
سوخت زیستی هم بدون مشکل نیست
در کنفرانس شیکاگو همچنین به سوخت زیستی و مشکلات ناشی از آن اشاره شد.
مایکل کو (Michael Coe) از مرکز تحقیقات «وود هول» توسعهی کشت سویا برای تولید سوخت زیستی را مثال زد و گفت، اگر قرار است که سویا هم نیازهای غذایی مردم را پوشش دهد و هم سوخت زیستی را تأمین کند پس باید زمینهای بیشتری زیر کشت برود. به همین دلیل برزیل جنگلهایش را سوزاند تا سویا کشت کند. در حالیکه آتش زدن جنگل مقدار زیادی گازکربنیک به فضا متصاعد کرد. گاز کربنیک هوا بیشتر شد، آن هم به بهای از دست رفتن درختانی که این گاز را جذب میکردند.
مرتبط!
استاد ناصر كرمي عزيز! اين فقط ناسا نيست كه اشتباه مي كند!!
علاوه بر ناسا و تایمز ، حالا نوبت روزنامه خود استاد کرمی است!
لطفاً اگر آب دستتان هست، بگذارید زمین و بروید گزارش 9 ماههی سال 1387 سازمان بهشتزهرا را بخوانید تا متوجه این حقیقت تلخ شوید که فقط 14 نفر در پایتخت ایران، این فرصت و بخت را داشتهاند تا به مرگ طبیعی با زندگی بدرود گویند!
حالا آقایان وحید نوروزی و سید محمّد مجابی را وادارند که آمارها را سانسور کنند، چه باک؟ گزارش مرگ 37288 تهرانی پیش روی شماست! چه کسی میتواند نقش ناپایداری شاخصهای محیط زیستی را در رد پای قتل تهرانیها انکار کند و نبیند؟
خانم جوادی! باز هم بگویید: انشاالله که خوب میشود ...
بیشتر از تهدید معمولی! عنوان تازه ترین یادداشت روزنامه همشهری است که انگار در پاسخ به یادداشت دبیر محترم صفحه اجتماعی همان روزنامه - استاد ناصر کرمی - نگاشته شده است! نظر شما چیست؟ آیا همشهری هم مانند ناسا و تایمز دارد اشتباه می کند یا؟!!
در اولين روزهاي زمستان، استاد ناصر كرمي همچنان بر مبناي تئوري معروف «مرغ فقط يك پا دارد»، بر طبل اضمحلال نظريه توهم گونهي گرمايش زمين كوبيد و با شجاعتي وصفناشدني و يك تنه اعلام داشت كه حتي ناسا هم نميفهمد كه چه ميگويد و زمين اصلا و ابدا در حال گرم شدن كه نيست، هيچ! داره سرد و سردتر ميشود!!
ايشان در وبلاگشان نوشتند: « ... هر سال متوسط دماي زمين كمتر شده و به واقع كره زمين اكنون سال به سال در حال سرد شدن است. اگر مبناي ناسا براي اعلام افزايش دماي زمين فقط دليل فوقالذكر باشد با جرات ميتوان ادعا كرد اين نهاد معتبر علمي جهان دچار اشتباه شده است ...»

به هر حال، براي مزيد اطلاع ايشان، لازم ديدم تا تيتر مجله معتبر تايمز در روز 27 دسامبر 2008 (يعني دقيقاً 5 روز بعد از افشاگري استاد در وبلاگ شان) را در همنهاد باز انتشار داده تا جملگي دريابيم كه نهتنها ناسا گاف داده است، بلكه تايمز و ديگر دانشمندان جهان نيز كه اعلام كردهاند: سال 2008 دهمين سال گرم در تاريخ زمين است، نيز راه به اشتباه رفتهاند!!
فقط من ماندهام كه چرا هيچ مرجع معتبري حرف استاد را جدي نميگيرد و همه به همان چند ده هزار دانشمند غير معتبر و مراكز علمي نظير: آي پي سي سي استناد مي كنند؟!!
شما ميدانيد چرا؟!

ميگه: شنيدي طرف تو وبلاگش واسه اوباما و انتخابهاي سبزش چه جشني به پا كرده؟
ميگم: آره، مگه چيه؟
ميگه: اي بابا. مگه اون هموني نبود كه تا ديروز مي گفت گرمايش زمين چيه؟ دموكراتها كدوم خري هستند؟ و مگه اون همون كسي نبود كه خبر شرفيابي ال گور به خدمت جرج بوش پسر را براي تحقير دموكراتها در وبلاگش منتشر كرد؟

ميگم: خب كه چي؟
ميگه: آخه همه كساني كه اوباما انتخاب كرده، در شمار طرفداران فيلم ال گور هستند و در حقيقت به پيشنهاد ال گور آنها را انتخاب كرده است. او كه تا ديروز اين فيلم را يك دروغ بزرگ مي خواند و همه طرفداران فيلم و ال گور را ابله مي خواند!

Carol Browner, a confidante of former Vice President Al Gore, will lead a White House council on energy and climate. Browner, the longest-serving EPA administrator in history, headed the agency during the Clinton administration's two terms.
ميگم: گرفتم! پس ورود لطيف را هم بايد به جمع ابلهان خوش آمد گفت! نه؟
ميگه: نه! بايد به لطافت ملون بودن برخي آدمها احسنت گفت!!
ميگم: نه! چه ربطي به ملون بودن داره؟ شايد طفلكي ضربهاي چيزي خورده، سر عقل اومده!
ميگه: شايد هم فكر ميكنه حافظه تاريخي مردم مشكل پيدا كرده!!

ظاهراً دري نجفآبادي دارد تك و تنها جور كمكاري و خواب عميق سركار خانم جوادي و آقاي فرود شريفي را ميكشد و در مقام دادستان كل كشور، به جنگ قاتلان طبيعت ايران رفته است.
آخرين مورد، دستور پيگيري دري نجفآبادي براي بازخواست از مسئولين احمق منابع طبيعي اردكان است؛ همانهايي كه دستور قطع 300 درخت 100 تا 150 ساله را صادر كردند، زيرا به نظر ايشان، اين درختان غير مثمر ثمري ندارند!!

واقعاً جاي تأسف است كه چرا بايد آقاي دري نجفآبادي زودتر از دلاور نجفي، فرود شريفي، محمدرضا اسكندري و فاطمه جوادي عكسالعمل نشان دهد. هر چند كه در مورد قطع درختان كهنسال، كور شوم اگر تاكنون خبري از سازمان محيط زيست به بيرون درز كرده باشد!
خلاصه اينكه دم دادستان كل كشور گرم، من كه ماجراي عاليجناب سرخپوشش را به كل فراموش كردم! و اميدوارم كه در كابينه بعدي، بشود رييس سازمان حفاظت محيط زيست كشور.

اين هم برخي از حركتهاي تقديرآميز ايشان در حمايت از محيط زيست:
- به دستور دري نجف آبادي عمليات راه سازي پارك ملي گلستان پيگيري مي شود؛
- دادستان كل كشور: از تغييركاربري بيضابطه كه منجر به تخريب محيط زيست ميشود،جلوگيري شود؛
- هشدار دادستان كل كشور به متجاسرين به حقوق زيست محيطي مردم ـ قوه قضائيه و دادسراها كوتاه نيايند؛
- دادستان كل كشور دستور پیگیری و برخورد با عوامل تخریب پارك ملی گلستان را صادر كرد؛
- دستور دادستان کل کشور برای توقف قطع درختان کهنسال؛
- دادستان كل كشور دستور برخوردبا معترضان به محيط زيست را صادر كرد.
- دادستان کل کشور هشدار داد: تبعات دفن 4 ميليون زباله رايانه اي
- دادستان کل کشور خواستار جلوگيري از تاراج تنفس گاه هاي کلانشهر تهران شد.
به گزارش پورتال رسمي وزارت جهاد كشاورزي، جناب آقاي مهندس احمد محرابي به عنوان سرپرست سازمان جهاد كشاورزي استان مركزي منصوب شدند.
اميدوارم، ايشان در مسئوليت جديد بتوانند منشأ خير بيشتري براي منابع طبيعي و كشاورزي مملكت باشند.
همزمان با آغاز سومين موج سبز وبلاگستان، نتايج نظرسنجي بهترين وبلاگهاي فارسيزبان كه توسط عليرضا شيرازي، مدير خوشفكر بلاگفا انجام گرفته بود، اعلام شد.
خوشبختانه وبلاگ خانم مژگان جمشيدي در بخش وبلاگهاي مرتبط با حوزه طبيعت، محيط زيست و توريست توانسته است، بيشترين رأي را به خود اختصاص داده و اول شود.
اين موفقيت ديگر باره را به ايشان و همه محيط زيستيها تبريك گفته و براي دشمنان لطيف و شنگول منگولشان، آرزوي تشتي بزرگ از آب سرد دارم!![]()
خودش را اينگونه معرفي كرده است:
من يك سربازم
سرباز وظيفهي زمين!
و سوگند خوردهام تا از زمين حفاظت كنم
از زمين، مادر حيات
با سلاح فكر
و بدون خونريزي
پس
به نام خدا (فرمانده بزرگ)
زمين (مادر)
و حيات
ميجنگم با آلودگي
تخريب
جنگ
و هر آنچه حيات را به خطر اندازد
با استفاده از سلاح فكر
و بدون خونريزي ....
« سبز پيروز است »
و هرچند كه در مانيفست ساده، اما دلنشين وبلاگش به روشني توضيح داده كه از «خونريزي» گريزان بوده و با «جنگ» ميجنگد؛ اما آنقدر شجاعت دارد كه اعلام كند: يه موقعهايي تو يه جاهايي و واسه يه كسايي اونقدر ممكنه دلش به درد اومده باشه كه منطقش رو در پاي احساسش قربوني كنه و ناديده بگيره و اصلاً كيست كه آنقدر سنگدل باشد كه دلش از مرگ دلخراش ناصر پيروي عزيز به درد نيايد و با همسر و فرزندان بيگناهش غمخواري نكند؟
دارم از حميد ميرزاده عزيز صحبت ميكنم كه خيلي وقته بدون هيچ ادعايي براي محيط زيست ايران مينويسه، نشريه زمين راه مياندازه، از فلسفهبازيهاي عبدل حال ميكنه
و البته پريشانفكرهايي هم دارد كه اتفاقاً آنها را هم براي ما ميگويد ... او حتي در زمانهاي كه همه ژست حمايت از تاريخ و پاسارگاد و كوروش ميگيرند و از اين مد تبعيت ميكنند، آنقدر جسارت دارد كه بگويد: نميخواهم به تاريخ افتخار كنم!
هر چند من حرفش را - در همه موارد - قبول ندارم، همان گونه كه با حكم مرگ براي جلوگيري از مرگ هم ميانهاي ندارم! با اين وجود نميتوانم براي حميد و وجدان بيدار و توان پيگيرش در موشكافي اخبار محيط زيست ايران احترام قايل نباشم و يادداشتهاي گاه و بي گاهش را در روزنامه اعتماد و برخي خبرگزاريها پيگيري نكنم.
حميد از آن ايرانياني است كه ايران به آنها بسيار نياز دارد. يك ايراني آگاه كه هرگز از دانستن و اقرار به اشتباه كردن هراسي ندارد و هيچگاه آنقدر مغرور نميشود كه ديگراني را كه با عقيدهاش به مخالفت برميخيزند، تكفير كرده يا به تمسخر گيرد. براي همين است كه يك روز هم مينويسد:
ما محیط زیستی ها بزرگترین تهدید برای محیط زیست هستیم!
پس به كلبه - كمي تا قسمتي - نارنجيرنگ سرباز زمين سر بزنيد و از او قدرداني كنيد و دست مريزادي جانانه نثارش سازيد كه بي شك استحقاقش را دارد. حتي اگر در مسابقه همنهاد هم برنده نميشد.![]()
سرانجام پردهها به كنار افتاد و آشكار شد كه آن پرسش كليدي از خانم دكتر فاطمه جوادي چه بوده است كه ايشان را به ياد عرقيات شيراز، نگاه توحيدي، داروهاي گياهي، بحران هويت، نظام آفرينش، ادبيات خلقت، دشمن خارجي، كنوانسيون تحميلي و البته آموزشگاههاي زبان انگليسي انداخت!![]()
تو رو خدا، يكبار ديگر پاسخ شخص اول محيط زيست مملكت را به اين پرسش دكتر ناصر كرمي عزيز بخوانيد كه از معاون رييس جمهور پرسيدهاند:
«سرعت فرونشست آبهاي زيرزميني در ايران چقدر است؟»![]()
من كه فكر نكنم اگر آن كليدواژههايي كه ذكرش رفت را به ابر رايانه فوق مدرن ناسا هم بدهند، بتواند با تلفيق آنها پاسخي در باره سرعت فرونشست آبهاي زيرزميني در ايران ارايه دهد! شما چي فكر ميكنيد؟ آيا ميتوانيد به من كمك كرده و بگوييد خانم جوادي از كدام قرصهاي لطيف و توهمزايي در هنگام پاسخ به ناصر كرمي و اسد افلاكي استفاده كرده؟! اصلاً شايد آن دوست جفتكانداز ما كه استادانه به همه ثابت كرد تا وقتي جنگلبان در اين مملكت شهيد ميشود، گرمايش زمين سيري چند؟! بتواند نوع قرصهاي اين بنده خدا را فاش سازد!
نتيجهگيري اخلاقي:
حالا ببين روزگار ما و اميدمان به اصلاح وضعيت محيط زيست با وجود چنين گيلاسهايي در رأس آن و چنان سينهچاكان لطيف و جفتكاندازي در ته آن!!![]()
![]()
و اما جايزهاي كه قولش را داده بودم! ![]()
نه! با كسب اجازه از حميد عزيز، يكي دو روزي صبر كرده و آخرين ورجهورجههاي دوست لطيفمان را نظاره ميكنيم و بعد از آن كه از خنده رودهبر شدم و شديم! ادامه ماجرا را پي خواهيم گرفت.![]()
هر چه باشد نميتوان از اين سوژه كمدي دراماتيك گرين بلاگ مهدي اشراقي عزيز به سادگي گذشت. خدا رو شكر كه دوباره درخواست استعفايش را پس گرفت و مهدي جان به او اجازه ورود داد تا دمي از خودمون حال دروكنيم! آخه تا ما ميخواستيم با هاش حال كنيم، يه دفعه موجش ميزد بالا و تمام لينكها و وبلاگش را پاك ميكرد! اما اينبار ديگه نميتونه!
پس فعلاً يا علي!
بريم صفا كنيم ... بدو بيا ...
پيام ويژه به صفورا:
نوشتهاي:
«یک آدمهایی خوششان میآید یک چیزهایی را با هم قاطی کنند تا بشود غذا، یک عدهی دیگر هم خوششان میآید یک چیزهایی را که با هم قاطی شده است، بخورند ...»
خواستم بگويم: دست مريزاد ... كلي روزگارمان را ارغواني كردي ... ايمان آوردم كه رنگين كمان سهم تو خواهد بود ...![]()

لطفاً به پاسخي كه سركار خانم، دكتر فاطمه واعظ جوادي، رياست محترم سازمان حفاظت محيط زيست كشور به پرسش ساده يك خبرنگار دادهاند، دقت كنيد و بگوييد: حدس ميزنيد سؤال اين خبرنگار چه بوده است، كه اين مقام والاي محيط زيست كشور، اين شكلي پاسخش را دادهاند؟!
فاطمه جوادي ميفرمايند:
«اينها حاصل كار يكروزه نيست. اين موارد حاصل بسياري از مسائل طي سالهاست. طي سالها دستكاري بشر. ما چون نگاه توحيديمان را عوض كرديم، كارمان به اينجا رسيده. ما كار خدا را يعني آن نظام آفرينش و ادبيات خلقت را چون كنار گذاشتيم، كارمان به اينجا رسيده. بعد ميآيد ميشود يك كنوانسيون، بعد آن خارجي به ما ميگويد اين كار را بكنيد. اين راكه ما خودمان از اول ميدانستيم. شما تصور بفرماييد حتي فرهنگ تغذيه ما تغيير كرده. قديميهاي ما تابستان يك غذايي داشتند، زمستان غذايي ديگر. براي بيماريهايشان يكسري داروهاي گياهي داشتند. الان ما عرقيات شيراز را حقيقتاً چقدر ميشناسيم؟ من بارها به وزير آموزش و پرورش گفتم: آخر آنقدر كه بچههاي ما توي آموزشگاههاي زبان، خيلي چيزها را ميشناسند، عرقيات شيراز و اثرات آنها را نميشناسند!»
خُب حالا هر كس اولين پاسخ صحيح را داد، يك جايزه پيش من دارد. زود باشيد كه ميخواهم يك نتيجه لطيف از اين شيرينكاري فاطمه خانوم بگيرم!

اخطار!![]()
لطفاً نامردي نكرده (خانمها هم مردانگي نكرده!) و از موتورهاي جستجوگر براي يافتن متن مصاحبه استفاده نكنيد! و صرفاً از هوش ذاتي خود براي يافتن پرسش خبرنگار بهره بگيريد. مسلم است كه متقلبين راهي ندارند جز آنكه به زبالهداني آكسفورد فرستاده شوند.

هر نوع تشابه كاملاً اتفاقي است و من هر نوع توطئه اي را تكذيب مي كنم![]()
ميدونم، شايد فكر ميكنيد دارم شوخي ميكنم. راستش من هم وقتي اول اين خبر را در خبرگزاري فارس خوندم، همين احساس بهم دست داد! اما خبر واقعي است و ميتوانيد خودتان قضاوت كنيد:
ابتدا آقاي دكتر پرويز داوودي – كه اتفاقاً ايشان داراي يك مدرك دكتراي اصل و غير سرقتي هستند – معاون اول رييس جمهور ايران اعلام كردند كه نهتنها برنامههاي حفاظت از محيط زيست و كنترل جمعيت، توطئههايي بر عليه جهان اسلام است، بلكه اصلاً اين برنامه چهارم توسعه را نيز كه زيستمحيطيترين برنامههاي كشور تاكنون بوده، بايد خمير كرده و نابود ساخت. قبل از آن هم كه دكتر عوضعلي كردان – كه البته مدرك ايشان هم اصلاً و ابداً جعلي نيست – افاضات فرمودند كه اصولاً نهضتهاي محيط زيستي را بايد در ردهي تحركات مشكوك و دشمنشادكن قرار داد.
خُب با اين حساب، وقتي كه ميشنويم آقاي احمدعلي محسنزاده، معاون حقوقي و پارلماني سازمان حفاظت محيط زيست، صراحتاً فتوا ميدهند كه: «تخريب محيط زيست در دنيا اقدام تروريستي محسوب ميشود.»

آيا اين جمله را نبايد در تضاد آشكار با منويات معاون اول رييس جمهور و وزير محترم و بسيار محبوب كشور ارزيابي كرد؟!
شما بگوييد تكليف من چيست؟! بالاخره مقابله با تخريب محيط زيست، دسيسهاي امپرياليستي و مشكوك است و يا تخريب محيط زيست اقدامي تروريستي؟! همنهاد (فرداد دولتشاهي!) بايد به جنگ كداميك برود؟!![]()
![]()


فكر كنم همه آن لطيفهي مشهور را شنيدهاند كه مربي فوتبال يكي از تيمهاي وطني كه قرار بوده در برابر تيم مارادونا بازي كند، آنقدر با گل به خودي زدنهاي «قاسم» روبرو ميشه كه آن فرمان معروف را صادر ميكنه و خطاب به شاگردانش در زمين و به شيوهاي پروين گون! ميگه: مارادونا را ول كنيد! اون مرتيكه .... قاسم را بگيريد!!
حالا حكايت سخنان معاون اول رييس جمهور ما، آقاي دكتر پرويز داوودي هم شده همون حكايت مارادونا و قاسم! فيالواقع آنقدر اين اواخر و آن اواسط و اون اوايل! گاف داده كه به نظر ميرسه، بايد در راهبرد استراتژيك خودمون تغيير ايجاد كرده و به جاي مراقبت از محمود جوني، در انديشهي مهار پرويزخان داوودي باشيم!
اون از سخنان سال گذشتهاش كه سياستهاي كنترل جمعيت و حفظ محيط زيست را، سياستهايي امپرياليستي خوانده و آنها را توطئههاي غرب بر عليه جهان اسلام معرفي كرد
و اين هم از سخنان اخيرش كه صراحتاً گفت: اگر دست مقام رهبري بود، برنامه پنجساله چهارم را خمير ميكرد! ![]()
![]()
در واقع، پرويز داوودي در شرايطي اين ادعاي بيسابقه را مطرح كرده است كه خود بايد ضامن اجراي آن برنامه و مدافعش باشد؛ اما حالا در نقش قاسم ظاهر شده و به برنامهاي ميتازد كه براي اولينبار، بخش مهمي از آن به مسايل محيط زيستي و حفظ آب و خاك سرزمين و نيز كنترل نرخ زاد و ولد در حجمي بينظير و وزني درخور اشاره كرده است.
دوستان عزيز! پس آيا موافقيد كه به جاي توجه به جناب احمدينژاد كه گويا كسالتشان نيز عود كرده است، بر روي معاون اولش زوم كنيم؟!

انگار آش سدسازي چنان شور شده و گند كار آنقدر دراومده كه رييسجمهور مدافع سدسازي را هم ناچار از انتقاد كرده است. فقط كاش اين ادعا، يك ژست صرف نباشد و دستور بازنگري در فعاليتهاي سدسازي كشور جدي باشد.
آدم ياد جان مك كين خودمان ميافتد كه در همين مناظره سومش با باراك حسين اوباما، وقتي كه سمبه را پرزور ديد، گفت: آقاي اوباما، من جرج بوش نيستم، من با سياستهاي كاخ سفيد در مورد دستكم گرفتن خطر گرمايش زمين و تغيير اقليم مخالفم!
ميبينيد؟ انگار در اينجا هم طرفداري از محيط زيست، مانند آمريكا ميتواند رايآور باشد! نظر شما چيست؟
خانم ابتكار، ما شما را دوست داريم و برايتان احترام قائليم. به خصوص وقتي ميبينيم كه جانشين همجنستان چه بلايي بر سر محيط زيست وطن ميآورد. به همين دليل است كه دلمان ميشكند، وقتي ميبينيم شما هم بر مدار توجيه حركت كرده و دست و دلتان براي يك عذرخواهي رسمي ميلرزد.

از سرنوشت كردان عبرت بگيريد و پاسخ منتقدانتان را از روي صداقت بدهيد و اگر لازم است، از همه دوستدارانتان عذرخواهي كنيد تا درسي باشد براي هر سياستمدار ايراني تا بداند: مردم ما سياستمداري را كه به اشتباهش اقرار كرده و عذرخواهي ميكند، به مراتب بيشتر از آن مديران كبك پيشهاي دوست دارد، كه فكر ميكنند، همه چيز با رضايت مقام ولي فقيه حل ميشود و مردم فراموش خواهند كرد.

خانم ابتكار، شما كه دوست نداريد ابدالدهر و به هر قيمتي رييس باقي بمانيد؟!
آن کس که بداند و بداند که بداند
باید برود غاز به کنجی بچراند
آن کس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آن کس که نداند و بداند که نداند
با پــارتی و پــول ، خر خویش براند
آن کس که نداند و نداند که نداند
بر پست ریاست ، ابدالدهر بماند!
براي آگاهي بيشتر از تازهترين تحولات در بارهي موج سرقتهاي علمي به اينجا مراجعه كنيد.
پسانوشت
این هم آخرین پاسخ عوضعلی کردان به منتقدینش![]()



















